هدایت شده از روضَةُالحَزین⁶⁹
حاج مهدی رسولی حاج مهدی رسولی_محرم1402 شب پنجم-روضه عبدالله بن حسن علیهالسلام - مهدی رسولی-1694923926.mp3
زمان:
حجم:
21.3M
به داداش قاسمم شمشیر دادن
پس من چی؟؟💔
*رسولی.
روضه #جنابعبداللهبنحسن..
هدایت شده از - حضرتِ۱۱۰ 🇵🇸 -
بر سینه میزنم که مبادا درونِ آن
غیر رقیهۜ خانه کند عشق دیگری :)
هدایت شده از بَچِّههِیئَتي
هدایت شده از کنجِخلوت...!
وطن آغوشِ حسین است، خوشا عبدالله
لاأقل جان نسپرده است به دور از وطنش...(:
روشنا!
شب پنجم: شب امام حسن شب مدینه شب کوچه شب روضه ی گودال
هر جا حرم دیدم سرودم به لب از
دلتنگی گنبد طلایی که نداری
هدایت شده از ملجا قلبی .
ای ضریح ِحسنم ، زود مُشبك شدهای
در حرم با تو دم ِ[واحســنآ] افتاده..
دوباره رسیدم!
شبِ آخرِ آخر
دلم الان شده یه چینی ترک خورده ی عمیق که منتظرم با یک نسیم، از هم بپاشم...
انگار که امام هم میدونه اینو و محکم درآغوش گرفته
انگار که فقط او میدونه که این بغض هنوز نشکسته
انگار که میدونه هنوز نرفته دلم تنگه
دلم خونه
میدونه که دور از او بهم میریزم، لِه و لَوَرده میشم، داغون میشم، زمین می خورم و دوباره سر زانو هام زخم میشه
اما
امام!
من باز دلم رو با وعده آروم کردم، وعده های نه چندان دور
باز بر می گردم یه روزی
یه روز که اقتضای تکلیف منو از آغوشتون جدا نکنه
باز میام تا مرهم بذاری تا در آغوش بگیری تا مثل همیشه بیدار کنی دست بگیری و راه نشان دهی
و سلام خدا بر شما أيها الاَدِلاءُ علي مرضات الله :)
روشنا!
بعضی وقتا بعضیا بعضی جاها باید ثبت بشند باید بمونن ولی دلیل بر تداوم روندشون نیست میدونی چی میگم؟! م
دوباره همون کنج
همون شبستان
همون همیشگی
دوباره مرور
مرور رفاقت ها
مرور روشنا
همه ش برای اینکه یادم بماند
کی بودم و کی هستم
دوباره
دیوانگی، دلتنگی، دلهره، بی قراری، تا صبح خیر شدن به یک کنج، و دوباره در نهایت منتهی شدن به خواندن وداع