eitaa logo
روشنا!
26 دنبال‌کننده
326 عکس
118 ویدیو
1 فایل
آنقدر شلوغ شده ایم که درنگ برای نوشتن را لازم نمیدانیم در جستجوی مکثِ بزرگِ من و صرفا دفترچه ای برای ضبط صدای قلم ها ... کپی؟ دوست نمی داریم(:
مشاهده در ایتا
دانلود
خب آهای مهربونی که تنها مخاطب من و تنها فالوور این دقیقه هایی! تویی که اینقدر اختیار بهم دادی، خواستم بدونم چقد بهم اعتماد داری؟ چقدر؟ برام عجیبه
درونم خیلیییی شلوغه در حالیکه اصلش این بود که کانون عدسی ذره بینمو روی خود خود خودت تنظیم کنم تا از اوج گرفتن نور توجهم به سمتت، وجودم آب بشه و پاره ی آتش درست کنه :-)
امشب ! یه اعتراف واقعی
دارم سعی میکنم توجه روشنای اهل اندیشه رو جلب کنم اما خوابه انگار
روشنا!
راستی! راه هم خیلی تاره، هوا خیلی ابریه ماه💔 زود گم میشه و خیلی دیر پیداش میشه...
همیشه با خودم فکر میکردم که ماه دم دستمه و اگر هم گاهی ازش دور شدم دوباره سرمو که بالا بگیرم میبینمش حالا تو این لحظات میفهمم واقعیت اینه که ماه فقط واسه حافظ و سعدی و شهریار که عاشقی کردن _هر چند تو شعراشون_ دم دستیه چون با رنج بهش رسیدن و رهاش نمیکنن که بخوان به دستش بیارن و حقیقت این بود که ما آدمای دنیا گاهی اینقدر خودمون سرگرم بازی می‌کنیم و میشیم مشغول که با تلسکوپ و چشم مسلح هم به زور میتونیم پیداش کنیم
روشنا!
همیشه با خودم فکر میکردم که ماه دم دستمه و اگر هم گاهی ازش دور شدم دوباره سرمو که بالا بگیرم میبینمش
ماه من! حبیبکم.. کسی در این زمین، در این لحظات دلتنگ تو و منتظر نشانه های حضورت است آه چقدر او بدبخت است که نمی‌تواند حضورت را بفهمد و منتظر نشانه است Pleas help to she Realy she need to your noice that you say: My dear be relax you are in my heart ♥
صدایش را صاف کرد و با تمام سلول های ریز و نقش گرفته ی وجودش فریاد زد: +من تنهام، خیلی و شنید در جواب که خیلی ها گفتن 😕مشکل خودته خواستی...
روشنا!
صدایش را صاف کرد و با تمام سلول های ریز و نقش گرفته ی وجودش فریاد زد: +من تنهام، خیلی و شنید در جواب
اونجا بود که خواست دهنشو باز کنه که.. ، یاد حرف مامانش افتاد: مودب باش و فحش نده😇 و سکوت... منطقی تر بود 😂
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعد از امتحان . . طرف دبیر رياضيه بعد از تو اینترنت سوالای قد راهنمایی داده تا ما نمره بیاریم چون خود‌ش خوب باهامون کار نکرده و حالا... حس کسی که عاشق رياضيه نسبت به او باید چی باشه؟ 🔪🔪
روشنا!
بعد از امتحان . . طرف دبیر رياضيه بعد از تو اینترنت سوالای قد راهنمایی داده تا ما نمره بیاریم چون
امروز گرم امتحان بودم یه دفعه مدیر اومد بالای سر بچه ها، معاون اومد دست گذاشت روی شونه ی دانش آموز، حتی دبیرهایی که نشسته بودن گرم صحبت و بهمون گفته بودن که سوال جواب نمیدیم هم یه دفعه مهربون شدن و به بچه ها کمک کردن مراقب ها شروع کردن بین بچه ها قدم زدن متعجب سرم رو برگردونم تا ببینم چرا یه دفعه؟؟!
روشنا!
امروز گرم امتحان بودم یه دفعه مدیر اومد بالای سر بچه ها، معاون اومد دست گذاشت روی شونه ی دانش آموز،
+از اداره اومدن، از اداره اومدن صاف بشینید! 😕 همینقدر تلخ و همینقدر ناراحت کننده نسبت به وظایفمون رفتار میکنیم