گاهی، از نگرانی، در اوووج خستگی، بعد از یه امتحان سنگین و مهمونداری پيچيده
بی خوابی میزنه به سرت :)
من یه نوجوونم اونم از جنس دخترش که خیلی حساس تر و ریزبین ترم
نگرانی آینده، زندگیم، آخرِ آخرِ کار دنیا، خوابُ ازم گرفته
بسه این محاسبه، این درگیری وجدانی تاریخی، بیا به امروز فکر کنیم،
روز باحال و البته پر اتفاقی بود نه؟!
از نوجوونیم از این لحظاتم خوشم میاد از موقعیتی که دارم، مطمئنم هر چقدر جلوتر برم کار سخت تر میشه
کاش، یه گلابی، گردویی چیزی از درخت میفتاد تو سر یه دانشمند و یهویی یه راه واسه ی منجمد کردن لحظات خوب زندگی یا لااقل راه میونبر رسیدن به خوشبختی واقعی رو کشف میکرد😂
دلم میخواد ته ته تهم بهترین هایی باشه که خدا انتخاب کرده بود برام و لایق خلیفه الهی بشم
إِنَّ هَٰذِهِۦ تَذْكِرَةٌۖ فَمَن شَآءَ ٱتَّخَذَ إِلَیٰ رَبِّهِۦ سَبِيلاً
این یک تذکر و یادآوری است، و هر کس بخواهد، راهی به سوی پروردگارش برمیگزیند!
آیه ٢٩،انسان
#مسیر_حق
#روشنای_راه
تو یه برهه از زمانی، حرفایی میزنی که بعدا میفهمی حرف خودت نبود، از آسمون میومد از سمت روشنا! ✨