همیشه وقتی دلهره میومد سراغم، میگفتم تهش دیگه زنگ میزنم به او و فرار میکنم تو بغلشو نجاتم میده
خودش نشونم داد خبری نیست
بهم نشون داد نباید دل میبستم
روشنا!
دلم از آدم ها گرفت، آغوشت باز شد:)
عیبی نداره خوبیش اینه که با همین زخم هام میام تو بغلت میشینم
جایی جز تو دارم مگه؟!
روشنا!
:) شاید حال شما هم خوب شود! شاید شما هم حالا به چنین دلگرمی محتاج باشید...
جوری تحت فشار هستم که
میتونم ساعت ها بدون هیچ روضه و نوحه ای اشک بریزم
به قول بچه ها، روحم داره کنسرو میشه واقعااا
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو قطار تهران _کرمان نشستی، قلبت پر میکشه به آغوش حاج قاسم و
میشنوی که کل کوپه حرف از اوست
همه از حاج قاسم میگن همه
ازاین خانم پالتو آبی حدودا ۵۰ ساله تهرانی گرفته تاا دانشجوی کرمانی که برا سالگرد او داره بر میگرده شهرش
«مَن کان لِللّٰه، کان الله لَه» چیزی غیر از اینه؟!
از اعجاز خدا بگو
از قدرت خدا در ترس یک لشکر دشمن از یک فرمانده
از قدرت خدا در محبت یک ملت به یک جان فدا در دل
انگار او با یاد و عطرش هم میخواهد برساند: لا اله الا الله