-_
ای چشم تو بیمار، گرفتار، گرفتار
برخیز چه پیش آمده این بار علمدار
گیریم که دست و علم و مشک بیفتد
برخیز فدای سرت انگار نه انگار
#فاضل_نظری
#تاسوعا
ᴛ_ɢʜᴀʟᴀᴍ
روشنا!
دستی نداری تا بگیرم از زمين پاشی میشه دوباره علمدار حرم باشی؟!
شیرین ترین لحظه این ایام زندگیم؟
شب عاشورا تو بغل حاج قاسم، روضه ی علمدار...
روشنا!
شیرین ترین لحظه این ایام زندگیم؟ شب عاشورا تو بغل حاج قاسم، روضه ی علمدار...
ماها یه بار با عمق جان روضه ی علمدارُ درک کردیم،
همون یه باری که علمدارمون، مایه افتخار و آرامش کشورمون رو اربا اربا، سوخته و با دست بریده ش توی غربت یافتیم...
همون یه باری که تا سال ها، نه اصلا تا خودِ خودِ ظهور گرد یتیمی و غم و ترس و وحشت و حسرتُ توی دلمون نشوند
همون یه باری که دلمونُ آنقدر شکست که هر چه اشک روان شود و هر چه ناله بلند شود باز... داغداریم
.
.
.
سخته که زینب باشی و ببینی امامت، تنهاست...
سخته که نفهمی بعد او دقیقا باید چه کنی...
سخته که نگرانی و غصه و غم و حسرت بشود بخش بزرگی از یاد علمدارت، علمدار نه پناه، تکیه گاه، امنیت اصلا #دلخوشی_حقیقی
سخته که زار و نزار خم شدن قد حسین زمانت بشی
سخته که از شکستن بغض تو گلوش، قلب کوچیکت تکه تکه شه
سخته...
الحمدلله علي نعمه
الحمدلله الذي خلق الحسین
اکرم الاکرمین!
...
یه زیارت ناحية مقدسة حاج منصور
روضه ی باز... 😭
یکی از بزرگترین نعمت هاست!
روشنا!
ما بی تو خسته ایم حسین♥️ تو بي ما چگونه اي؟!
من میگم شاید اون لحظه که من تو خیمه شون نشسته باشم، یه خیمه ی سبز با صفای دوست داشتنی:)
بعد این جمله رو از ذهنم بگذرونم، از میون اشک شوق هایی که بغض چندین ساله ی گلو رو وا میکنن نگاه ميندازم به چهره ی حسین علیه السلام..
بعد شاید آقای مهربون امام حسین، یه لبخندی بزنه و نگاه بندازه به حبیبم عجل الله تعالی فرجه الشریف و بفرمایند که
.
.
خدا میدونه ما چقدر شما رو دوست داریم
چقدر به هدایت شما مشتاقیم
چقدر...
بعد من؟
نمیدونم تصورش خیلی قشنگه خیلی..