eitaa logo
روشنا!
26 دنبال‌کننده
326 عکس
118 ویدیو
1 فایل
آنقدر شلوغ شده ایم که درنگ برای نوشتن را لازم نمیدانیم در جستجوی مکثِ بزرگِ من و صرفا دفترچه ای برای ضبط صدای قلم ها ... کپی؟ دوست نمی داریم(:
مشاهده در ایتا
دانلود
روشنا!
یه وقتایی همونی که میخواستی چند وقت ببینیش رو میبینی ولی تو بد ترین شرایط موجود 😐 #خیلی_تعجب!
قشنگ ترین بخش دکتر اینه که بری و بگه که خانم شما هیچ مشکلی ندارید که!!
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آغاز عاشقانه های جگرسوز علی و فاطمه اش... ♥️ . . التماس دعای خاص!
حال خوب؟! بعد از یک هفته دغدغه و دیوونگی خستگیتُ در کنه یه شهید جاوید الأثر حقیقتا خااااص با اولین سالگردش بعد از ٣٢ سال غربت اونم از ته یه روستای نقلی تو دل یه روستای دیگه که از توابع یکی از شهرستان های کرمانه :) . . نمیدونم بعد از این آیه الهی، بازم میشینم و به چرایی اینکه تو تنها و بزرگترین هدفم بشی يا نه؟ فکر میکنم؟!
هدایت شده از .متروك.
درجه‌یِ کمال انسان به اندازه مقاومتی است ؛ که در برابر خواسته های نفسانی خود ابراز می‌‌دارد .. -شهیدچمران‌ .
هدایت شده از کار خودشونه !
جنون اسرائیل در غزه امروز که گذشت ۷۰۰ شهید بر جا گذاشت . فقط امروز ۷۰۰ شهید. اعداد برامون عادی شدن نه؟ 🗣 Zahra Chakhmaghi 🤷‍♂ @k_khodeshon
کاش باهام رو راست باشی این واسم ارزشمندتره خب؟ حاضرم قسم بخورم که هیچ زمان با دروغت خوشحال نشم چون قطعا بعدش میفهمم...
روشنا!
کاش باهام رو راست باشی این واسم ارزشمندتره خب؟ حاضرم قسم بخورم که هیچ زمان با دروغت خوشحال نشم چون
آشفته تر نه دلم میخواد بگم داغون تر از اونم که بتونم چیزی بنویسم این چند وقتی که ننوشته ام عجب اتفاقاتی افتاده شدم یک آدم دیگه متفاوت ِمتفاوت :) دیگه ته میرم سراغ اپ برای نصب بازی جدید نه میرم سمت تقویم واسه چیدن برنامه ی سفر حتی چندین وقته که تو جمع بچه ها نرفتم یا به دورهمی های هیئت فکر نکردم هنوز نتونستم بعد از مدتها فاطمه رو ببینم روزای زندگیم جوریه که دیگه استخر رفتن، نشستن ساعت ها کنار مقبره گمنام ِگلزار، راه رفتن آروم و یواش بدون فکر پیش و پس یا بازی با گربه ی لاغر مردنی کوچه مون گم شده میون دغدغه هام دغدغه های رسیدنم به هدف به... دارم قربانی میکنم خیلی چیزا و خودمُ تا برسم بهت اما همون کنج خوشگل و جمع و جور قلبم هشدار میده که تو اینجور رسیدنی رو دوست نداری رسیدنی که بعدش داغون شده باشی لِهِ و لَوَرده بهم میگه جمع کن خودتو فاز نگیر که از میان روزنه های این در بسته ی بی امیدی کورسوی سبوی دوست جانت را جلا می‌دهد این رسم دلدادگی و شیدایی نیست؛ نشستن و پا روی پا گذاشتن که مبادا خطایی کنی خب این ها تجربه ست! همین قدر ساده :) پ.ن: خودم میدونم اصلش دست روی دست گذاشتنه ولی اگه خوندیش و متوجه شدی میتونی حدس بزنی که آدم خلاقی شدم :/
.. چ..
روشنا!
.. چ..
گاهی در زندگی ات آدم های خاصی پیدا می شوند جا می‌گیرند در روح و جانت و میان تار و پود افکارت که درست وسط تماااام دغدغه ها تنها با یک حرف از حروف سی و چهارگانه ی الفبای فارسی یاد می شوند قشنگ تر از این؟!
دارم... میشم یکی دیگه میفهمی؟!