eitaa logo
دانلود
برداشتِ اول از سکانسِ اول. [درم‌ان‌ده] فرقی نمی‌کند که درش مانده باشی یا استدعای "درمان‌ده!" سر داده باشی. ای دادارِ تمام داده‌های این‌جا؛ منم درمانده.
یک‌چیزی این روزها در قلب من تکان می‌خورد که پیش از این فکر می‌کردم مُرده بوده.
خیلی ناراحتم. هیچ‌چیز نمیتونم بنویسم حتی همین رو هم دارم زوری می‌نویسم. همه‌چیز رو دیگران گفتن و من دیگه چیز جدیدی برای گفتن ندارم و همه‌چیز بیش‌ازحد اذیت‌کننده شده و همه روی عوضی خودشون رو به نمایش گذاشتن و علاوه‌ بر خودم، بلکه تیم‌های موردعلاقم در تمام ورزش‌های جهان هم دارند در باتلاق دست‌وپا می‌زنن بلکه جون به در ببرن. این نوشتنی که باارزش‌ترین دارایی من و راه ارتباطیم با جهان بود کاملا فلج شده و هرچی بدون این دارایی تلاش برای ارتباط‌گرفتن می‌کنم جوابی نمی‌گیرم و نیازمند چیزی هستم تا من رو به حیات برگردونه. کسی از غیب بیاد و همهٔ کانال‌های خبریم رو پاک کنه، یک شب که خوابیدم گَرد اون ویدئوی دوازده‌ دقیقه‌ای نحس و حس بد بی‌اثر بودن بعدش رو از روی قلبم بگیره و دفترهام رو پاک کنه و از اول شروع کنم. دستم رو بگیره و آروم جوری که آسیبی بهم نرسه از روی شیشه‌خورده‌های زندگیم ردم کنه و بعد از اینکه بهم اطمینان داد این پایان همه‌چیز نبوده و قرار نیست تهش این‌جور باشه ازم خداحافظی کنه و من تصمیم بگیرم روی کاغذ سفیدی که بالاش اسم "روحي" خورده بنویسم: مَن از برای چِه؟
مَن از برای چِه یا چِه از برای مَن؟
🤷‍♀
برداشتِ اول از سکانسِ سوم. [رخ‌ن‌ه] چنان رِخنه کرده‌ای بر و در وجودم که هرکس جز تو را رخ نه.