2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
So , Where did you go ? :)
ماجراهاۍروژینودوستاش.
So , Where did you go ? :)
یک سال پیش درست در چنین روزی ؛
یه پسر جوون تولدش بود .
اون شمع هاش رو فوت کرد ،
آرزو کرد ،
آرزوهایی به قشنگی آسمون ،
به زلالی دریا ،
آرزوهایی که قرار بود به حقیقت بپیونده ،
آرزوهایی که براش تلاش میکرد ،
ولی الان اون ارزو ها ، همراه با تن ِخودش زیر چندین متر خاکه .
مهراد ِعزیز ما ؛
هفت ماهه که روزی نبوده که به تو فکر نکنم . به مظلومیتت ، به جوونیت ، به آرزوهایی که داشتی ، به خواهر دوقلوت ، به چیزایی که دقیقا یک سال پیش احتمالا امروز موقع فوت کردن شمع ها زیرلب گفتی ..
مگه میشه فکر نکرد ؟! مگه میشه ساده رد شد ؟!
نه ، نمیشه . هرکسی که فکرنمیکنه ، هرکسی که تو و رویاهات رو ندیده ، هرکسی که از ظلمی که به تو و خانوادت شده ساده رد شده ،
یه ظالمه . یه فرد نفرت انگیزه .
آخه خاکستری که روی مبل نشستی ، تاحالا با زن و بچه شام خوردی قسطی ؟!
مهردادمتین ِ دلیر ِایران ؛
امروز که روز تولد توئه ؛
میخوام بنویسم .
فردوسی سالها پیش ، از شخصیتی نوشت که همه ما امروز اون رو میشناسیم .
سیاوش شاهنامه .
و تو ، تو سیاوش حال حاضر ایرانی .
تو در دی ماه ِخونین ؛
نَشستی ،
سر خم نکردی ،
بلکه سیاوش وارانه ،
رفتی تا از میهن ِخودت دفاع کنی .
اما خیابون های شهرت ،
شاهد ریخته شدن خون شریف تو شدند ..
ای مردم ؛
شما باید نام مهرداد مشتاقی رو فراموش نکنید .
شما باید هرموقع بازی های رئال رو تماشا میکنید ،
هرموقع که مهندسی میبینید ،
هرموقع که در جمع دوستاتون شاد هستید ،
هرموقع که میشنوید در جایی زمزمه میشه " نسترن ای عشق من " ،
باید یاد مهرداد بیوفتید . مهردادی که قهرمان ماست ، مهردادی که برای ما رفت .
مهراد ِشجاع ؛ پسر ِایران ؛
هرچقدر از غمی که توی قلبم دارم بگم کمه ،
این اولین سالیه که کنار خانواده شریفت نیستی و تولد نمیگیری ،
اما یقین دارم بچه هامون اون بالا برات بهترین جشن تولد دنیا رو میگیرن .
و ماهم این پایین ،
تلاش میکنیم تا بتونیم روحت رو شاد کنیم پسر ایران ..
زادروزت خجسته باد ؛
فرزند ِایران و جان فدای ِمیهن ؛
نامش را فریاد بزن ؛ مهرداد ِمشتاقی .
+ چته بابایی ؟!
- بابایی برای دایی متین گریه میکنم .
+ برای دایی متین ؟ دلت تنگ شده ؟
- اره .
+ دایی متین رفته پیش خدا بابا ..
ماجراهاۍروژینودوستاش.
یک سال پیش درست در چنین روزی ؛ یه پسر جوون تولدش بود . اون شمع هاش رو فوت کرد ، آرزو کرد ، آرزوها
نوشتم و سوختم بچه ها ، نوشتم و گریه کردم .
هدایت شده از 𝗏︎ι𝗈𝗅︎ιꪀ 𝂯
چقدر سنگین گذشت امشب ؛ فقط گریه ، گریه و گریه ..