eitaa logo
𝙍𝙪𝙗𝙮
527 دنبال‌کننده
189 عکس
30 ویدیو
0 فایل
¹⁴⁰²'⁷'¹⁴ - خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است؛ کارم از گریه گذشته است به آن میخندم - - کپی از محتوا ؟! نمی‌پسندم. هروقتی احساس کردی نیاز داری با کسی صحبت کنی: https://6w9.ir/Harf_9417475
مشاهده در ایتا
دانلود
"خواهم كه به خلوتكده‌ای از همه دور ، من باشم و من باشم و من باشم و من..🍂️ !" [مهدی اخوان ثالث] Ruby
'هرگز نمی‌توانست از انتهای وجودش غریبه شدن کسی را که قلبش را لمس کرده بود بپذیرد؛ به همین خاطر اغلب از آدم‌ها فاصله می‌گرفت؛ آدم‌های جدید او را به یاد زخم‌های قدیمی‌اش می‌انداختند.❤️‍🩹' [احمد شاملو] Ruby
«نتوانستم، که بگویم دلم اینجا مانده است؛ من پی گمشده ام آمده ام .. ارغوانم را می خواهم .. اه، در خانه خود بیگانه ام ! آن سوی پنجره، وای، ارغوان داشت نگاهم می کرد!» [هوشنگ ابتهاج] Ruby
«گفت: خانه ها در غیاب ِ ساکنانشان خواهند مرد؛ و سپس به قلبش اشاره كرد. ❤️‍🩹» [محمود درویش] Ruby
[سجاد ابطحی] Ruby
«هرگز شب را باور نکردم؛ چرا که در فراسوهای دهلیزش ، به امید دریچه‌ای دل بسته بودم. 🥀» [احمد شاملو] Ruby
- باخـٰاطره‌های‌تــوکه‌سرسبزی محضـی . ، - هرروزبرای مـنِ‌دیوانـه‌بهـٰاراست :)🍃 . ! [امیدصبـاغ‌نو] Ruby
«هر گاه قصد رفتن کردید بروید و هرگز برنگردید؛ به رفتن‌ وفادار باشید تا ما هم به فراموش کردنتان، وفادار باشیم❤️‍🩹» [محمود درویش] Ruby
- تمـٰامِ‌ثـٰانیه‌هاشـٰاهدآنِ‌این‌دردـَندکه‌ ، - من‌بدونِ‌تـــومـےمیرم‌ونمـےمیرم . .🍂! [احمد شاملو] Ruby
"ازمن‌فقط‌خبرداشت ، همین . . ! مثل‌مردمـی‌که‌می‌دانند‌جـٰایی‌ازجهـٰان ، جنـگ‌است . .❤️‍🩹" [رسول‌ادهمی] Ruby
«می‌پنداشتم که عشق، هرگز دیگر به خانه‌ی من نخواهد آمد. می‌پنداشتم که شعر، برای همیشه مرا ترک گفته است. می‌پنداشتم که شادی، کبوتری‌ست که دیگر بر بام زندگی‌ام نخواهد نشست. می‌پنداشتم که تنهایی، دیگر دست از جان من نخواهد کشید، و خستگی، دیگر روح مرا ترک نخواهد گفت. تو آمدی و عشق طلوع کرد، شعر شکوفه داد، کبوتر شادی بال‌زنان بازگشت، و تنهایی و خستگی، برای ابد بر خاک ریخت🌱 …» [احمد شاملو] Ruby