«من به آمار زمین مشکوکم؛
اگر این سطح پر از آدم هاست..
پس چرا این همه دلها تنهاست؟!
همه از هم دورند ،
همه در جمع، ولی تنهايند؛
من که در تردیدم!
تو چطور..؟ »
_ سهراب سپهری _
_دردمایناستکهمنبیتـودگر ،
ازجهاندورموبیخویشتنم . .
تاجنونفاصلهاینیستازاینجاکه
منم . !
مگرمسویتـوراهیباشدچونفروغِ
نگهات . .
ورنهدیگربهچهکارآیممن . !🍂
_مهدی اخوان ثالث_
«هربارکِنگاهتمیکنم ، جملهایآشنابهذهنم میرسد ؛ دراینسرزمینهنوزچیزیهستکِ
ارزشِزندگیکردندارد . .🌱»
_محمود درویش_
- کاش میشد قصهها را نوشت ؛
آخرین لبخند ها، آخرین امید ها و از همه گیج کنندهتر ،
آخرین نگاه ها را.
ولی چه کسی آنقدر شجاع است تا ردِ چشمهایی که دیگر نمیبیند را صادقانه تعریف کند؟
_صادق هدایت_
- روح آدم را میجَوَند تا حرف خودشان را به کرسی بنشانند !
نه به عشق فکر میکنند نه به گذشتهها و یادشان نمیآید که روزی روزگاری گفتهاند ، دوستت دارم !
_عباس معروفی_
موضوع این است که سال ها بعد از جداییمان؛ دلم برای تو تنگ نمیشود.
برای منی تنگ میشود؛ که میتوانست دیوانه وار کسی را دوست بدارد . .»
_احمد شاملو_
«دوستتداشتم . .
باوجوداینکهتــورابهآغـوشنکشیدمو
تــوراهمیشهنمـیبینم . !
دوستتداشتم . .
چونبرایتنـوشتمُبرایتخـواندمُبهخاطرت
خنـدیـدموبهخاطرتــوتغییـرکردم . !
تــورادوستداشتم . .
درحالیکهدوربودیولی نزدیکترینبهقلبـَم . !🫀»
_محموددرویش_