« کاش میشد برای همیشه رفت...
به سکوت و آرامش یک خانهی روستایی
هر صبح لا به لای بوی کاهگل؛
زیر سایه ی درخت گردو نفس کشید؛
آرامش گلهای بنفشه را بغل کرد🌱
و با نوازش بالهای پروانه، آرام شد...
کاش میشد جای ساکتی رفت و با احساسهای خوبِ جهان خلوت کرد؛
اینجا دلت میگیرد از بی مهریِ آدمها
آدمهایی که مدام، در حالِ دویدناند؛
برای رسیدن به قافلهای که مدتهاست کلّ آرامشِ این شهر را دزدیده👩🦯
باید کوچ کرد به جایی که کوچههای خاکیاش
بوی نابِ زندگی میدهند؛
و در دلِ سادگیِ خانههایش میتوان عاشق بود
و هر شب با خیالِ درختان گیلاس خوابید..:) »
[نرگس صرافیان طوفان]
Ruby
••
"دلمبدونِ توغمگینوباتو افسردهاست
چہکردهای که زبودو نبودت آزرده اسـت..!؟"
[فاضل نظری]
Ruby
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ببین وبگذروخاطربه هیچ کس مسپار...»
[نرگس صرافیان طوفان]
Ruby