گوگل اسکولار اینجوریه:
Am I joke to u kid?! Act your age!
من همون لحظه:
How to kill our pre-mathematics professor?
انباری کتابخانه
یاالله
من رو زمین بودم گفتم چراا زمین راه رفت:////////////
ویترین و کمد خواهرم شیشه هاش لرزید قشنگ گفتم چرا میپری اینقدر🗿
دنیایی که تعریف کردم برای خودم جالبه. شعاع دایرهی ارتباطاتم روز به روز داره کوچکتر میشه و حس این رو دارم که نه تنها به وحدت دارم میرسم و دایرم داره شکل دایره میشه ولو با شعاع یک واحد، که داره دچار تغییری میشه به نحوی که به هذلولی تبدیل داره میشه و عملا من خارج از این گود دارم فرستاده میشم.
اگر به ریوجی دو سه سال قبل میگفتن تو یک روزی تبدیل به چنین ادمی میشی، هیچ رقمه تو کتم نمیرفت... چرا دور برم حتی اگر به ریوجی سال قبل هم میگفتم، به ریوجی دو سه ماه قبل هم میگفتم باورم نمیشد به چنین چیزی کشونده بشم.
انباری کتابخانه
دنیایی که تعریف کردم برای خودم جالبه. شعاع دایرهی ارتباطاتم روز به روز داره کوچکتر میشه و حس این رو
یعنی وقتی صندوقچهی خودمو باز میکنم و به این حجم از دست دادن نگاه میکنم و میبینم که من هیچکاری نکردم یا کردم و انقدری جان پای اون گذاشتم و حالا از دست دادم حس میکنم چقدر پیرم، چقدر از دست دادهام و دورهی من گذشته و به پایان رسیده ولی من هنوز یه خرمالوی کالم!...