شش صبح از خونه میزنم بیرون ساعت هشت شب میرسم خونه روزهای یکشنبه
عالی آقا عالی
تو فلاسکم نسکافه درست کرده بودم اومدم بخورم همزمان یکی از بچه ها داشت کنفرانس میداد یهو سوتی داد من خندم گرفت و....:))
ساعت چهار بود و شانس اوردم چراغا خاموش بود کسی ندید🥲😂
و اینجوری بودم که هی... من میخوام برم اموزشگاه پسرررر... یووووو چیکار کنم؟!!!
انباری کتابخانه
شش صبح از خونه میزنم بیرون ساعت هشت شب میرسم خونه روزهای یکشنبه عالی آقا عالی
وقتی میرسم خونه بابام اینجوریه که عههه من یه بچه ارشد دارمم😀😂
#زندگی_اتوبوسی
انباری کتابخانه
وقتی میرسم خونه بابام اینجوریه که عههه من یه بچه ارشد دارمم😀😂 #زندگی_اتوبوسی
اتود و نشان کتابم رو هم تو اتوبوس جا گذاشتم( خیلی اتودمو دوست داشتم و نشان کتابه رو هم به همین ترتیب) بعد به خودم میگفتم اره ریوجی از دست ددادن این شکلیه عادت کن فراموش کن🗿🗿
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وای حالا استاد فیزیک میخنده به جوکای بیمزش بعد واکنش خودم خیلی جالبه
#University
انباری کتابخانه
قشنگ این سری برگشت یهو به من نگاه کرد و میخندید و من دقیقا با همچین فیسی نگاش کردم تا زودتر تموم کنه این بازی مسخره رو🗿🗿🗿
صبح با خبر تصادف والده از خواب پریدم حس میکنم ده سال باید بخوابم تا استرسش رفع شه:////