eitaa logo
انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی
271 دنبال‌کننده
157 عکس
22 ویدیو
8 فایل
«انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی دانشگاه تهران» ارتباط با دبیر انجمن: @m_b_abraham
مشاهده در ایتا
دانلود
انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی
📃 | *سوئز ناقوس مرگ امپراتوری بریتانیا بود. هرمز ممکن است همین کار را برای ایالات متحده انجام دهد.
🔺 ادامهٔ یادداشت 🔺 2️⃣ *بخش دوم: محدودیت‌های آمریکا* 🔻 ایالات متحده با معضلی مشابه بریتانیا در سال ۱۹۵۶ روبه‌روست، البته در محیطی پیچیده‌تر. تشدید تنش‌ها خطرات قابل‌توجهی دارد. بسته‌شدن طولانی‌مدت تنگهٔ هرمز یا اختلال در جریان انرژی می‌تواند بی‌ثباتی اقتصادی جهانی ایجاد کند، قیمت انرژی را افزایش دهد و متحدان آمریکا را تحت فشار قرار دهد. 🔻 از سوی دیگر، کاهش تنش بدون دستیابی به اهداف اعلام‌شده، محدودیت‌های قدرت اجبارگر آمریکا را آشکار می‌کند و به بازیگران منطقه‌ای نشان می‌دهد که «تحمل و دوام» می‌تواند حتی قدرتمندترین نیروی نظامی را خنثی کند. 🔻 این وضعیت بازتاب مشکل گسترده‌تر «بیش‌گستری امپراتوری» است. ایالات متحده باید تعهدات خود را در چندین منطقه مدیریت کند، در حالی که حمایت داخلی و ثبات اقتصادی را نیز حفظ کند. درگیری طولانی در خاورمیانه هر سه را تحت فشار قرار می‌دهد. 🔻 در ارزیابی این رویارویی باید میان برتری‌های تاکتیکی و ساختاری تمایز قائل شد.محور آمریکایی-صهیونیستی از نظر نظامی برتری تاکتیکی آشکاری دارد: نیروی هوایی، توان دریایی، سامانه‌های اطلاعاتی و فناوری پیشرفته. اما این برتری‌ها لزوماً به نتایج سیاسی تبدیل نمی‌شوند. 🔻 در مقابل، *ایران از نوعی تاب‌آوری ساختاری برخوردار است. عمق جغرافیایی، دکترین نظامی غیرمتمرکز و ائتلاف‌های منطقه‌ای به آن امکان می‌دهد فشارهای طولانی‌مدت را تحمل و به آن پاسخ دهد. مهم‌تر از آن، اهدافش محدود و دست‌یافتنی است. این عدم تقارن تعیین‌کننده است. محور آمریکایی-صهیونیستی به‌دنبال تغییر ساختار دولت ایران و نظم منطقه‌ای است، در حالی که ایران به‌دنبال بقا و بازدارندگی است. در چنین درگیری‌هایی، طرفی که اهداف محدودتری دارد اغلب پیروز می‌شود.* 🔻 ادامهٔ یادداشت 🔻 🆔 @saissut
انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی
🔺 ادامهٔ یادداشت 🔺 2️⃣ *بخش دوم: محدودیت‌های آمریکا* 🔻 ایالات متحده با معضلی مشابه بریتانیا در سال
🔺 ادامهٔ یادداشت 🔺 3️⃣ *بخش سوم: پایان یک دوران* 🔻 تضعیف سلطهٔ آمریکا فضایی برای بازیگران منطقه‌ای ایجاد می‌کند تا استقلال بیشتری به دست آورند. همچنین مشارکت قدرت‌های خارجی مانند چین و روسیه را افزایش می‌دهد، هرچند نه لزوماً در قالب یک هژمون جدید. 🔻 در سطح منطقه‌ای، بقای ایران و تقویت موقعیت آن، همراه با تداوم محور مقاومت، توازن قوا را تغییر خواهد داد. فرض برتری بلامنازع نظامی اسرائیل بیش‌ازپیش به چالش کشیده می‌شود. تضمین‌های امنیتی آمریکا مورد بازنگری قرار می‌گیرد و هم‌پیمانی‌های جدیدی شکل می‌گیرد. در این چارچوب، پیامدها برای فلسطین عمیق خواهد بود. 🔻 تضعیف هژمونی آمریکا، ارزش راهبردی اسرائیل را نیز محدود می‌کند؛ کشوری که برتری نظامی‌اش به‌شدت به حمایت بی‌قیدوشرط آمریکا وابسته بوده است. با پرهزینه‌تر و مورد مناقشه‌تر شدن این حمایت، پایه‌های ساختاری این قدرت نیز به‌تدریج فرسایش می‌یابد. نتیجه نه فروپاشی فوری، بلکه فرایند تدریجی تضعیف ساختارها و نظام‌های پشتیبان آن خواهد بود. بازدارندگی نظامی کاهش می‌یابد، انزوای سیاسی افزایش پیدا می‌کند و تضادهای داخلی تشدید می‌شود. در این شرایط، مسئلهٔ فلسطین بار دیگر به پرسش محوری آیندهٔ منطقه تبدیل می‌شود. 🔻 *تاریخ نشان می‌دهد پروژه‌های استعمار سکونتی زمانی که پشتوانهٔ امپراتوری خود را از دست بدهند، دوام نمی‌آورند. فروپاشی ساختار صهیونیستی دیگر مسئلهٔ «اگر» نیست، بلکه «چه زمانی» است.* 🔻 *اگر سوئز پایان یک امپراتوری و آغاز امپراتوری دیگر را رقم زد، هرمز ممکن است نشان‌دهندهٔ چیزی متفاوت باشد: نه جایگزینی، بلکه فرسایش تدریجی خود سلطهٔ امپراتوری.* 🔻 در این چشم‌انداز، درس تاریخ ثابت است: *امپراتوری‌ها در یک نبرد قاطع سقوط نمی‌کنند، بلکه زمانی فرو می‌ریزند که دیگر نتوانند قدرت نظامی را به کنترل سیاسی تبدیل کنند. از این منظر، شاید نتیجهٔ این رویارویی از پیش مشخص شده باشد.* 🆔 @saissut
📃|توافق در سایه آتش؛ چرا حمله درست در آستانه گفت‌وگوها رخ داد؟ 🔻حمله وحشیانه دیروز اسرائیل به لبنان، آن هم درست در ساعات اولیه از اعلام آتش‌بس دو هفته‌ای بین ایران و آمریکا حاوی معانی و پیام‌های مهمی از سوی اسرائیل به منطقه و جامعه جهانی است. علاوه بر اینکه، این حمله بسیار گسترده بوده و با هدف ترور دبیرکل حزب الله لبنان و برخی شخصیت‌های لبنانی انجام شد، هر چند از این جهت ناموفق بود، اما قریب به هزار نفر زخمی و شهید برجای گذاشت. 🔻هدف اول: تلاش برای برهم زدن هر توازن جدید وقتی احتمال توافقی میان واشنگتن و تهران مطرح می‌شود، اسرائیل احساس می‌کند ممکن است فشار بر ایران کاهش یابد یا نفوذ گستره ایران در منطقه دوباره سامان‌دهی شود. به همین دلیل، این حمله به‌عنوان پیامی روشن اینگونه تفسیر می شود که: «اجازه داده نخواهد شد این توافق بدون ایجاد واقعیت میدانی جدیدی عملیاتی شود».  🔻هدف دوم: بستن راه «کاهش تنش» هر توافقی معمولاً به معنای نوعی آرامش نسبی است. اما حمله گسترده دقیقاً برعکس این را نشان می‌دهد. بالا بردن سطح تنش پیش از آن‌که هرگونه آرامشی تثبیت شود؛ گویی می‌گوید میدان همچنان باز است، فارغ از هرگونه تفاهم سیاسی. وجود اسرائیل مبتنی بر تنش، جنگ و ناآرامی است.  🔻هدف سوم: فشار بر ایران از طریق صحنه لبنان لبنان یکی از میدان‌های اصلی در موازنه قدرت منطقه‌ای به شمار می‌رود. وقتی به این شکل هدف قرار می‌گیرد، این فقط یک پیام داخلی نیست، بلکه فشاری غیرمستقیم بر ایران نیز محسوب می‌شود که یا ضرب‌آهنگ اوضاع را کنترل کند، یا اینکه تشدید تنش به حوزه‌های نفوذش در منطقه نیز خواهد رسید. 🔻هدف چهارم: تثبیت نقش اسرائیل به‌عنوان بازیگری مستقل   این حمله همچنین پیامی برای خود واشنگتن دارد. اینکه اسرائیل لزوماً به هر مسیر کاهش تنشی که ملاحظات امنیتی‌اش را در نظر نگیرد پایبند نخواهد بود و حتی در بحبوحه مذاکرات بزرگ نیز قادر است به‌طور مستقل اقدام کند. 🔻هدف پنجم: بالا بردن سقف مذاکره  در سیاست، گاهی آتش برای بهبود شرایط مذاکره به کار می‌رود. حمله‌ای در این ابعاد می‌تواند تلاشی برای بالا بردن سقف پیش از تثبیت هر توافقی باشد؛ به‌گونه‌ای که طرف‌ها در حالی پای میز مذاکره بنشینند که تحت فشار میدانی بیشتری قرار دارند. 👤|سیدهادی ساجدی 🔖 | عضو هیئت‌علمی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران 🆔 @saissut
📃 | صبحِ صیانت زیبایی نگهبانانِ صبح: تجربه‌ای از مادریِ بسط‌یافته در دل شهر 🔻 امروز صبح، حوالی شش‌ونیم، با نیت خرید نان از خانه بیرون رفتم. شهر در وضعیتی غریب از خلوتی فرو رفته بود؛ خیابان‌هایی که معمولاً با شتاب همیشگی تهران همراه‌اند، این‌بار خاموش و تهی بودند. جز چند خودرو پراکنده، نشانی از حرکت و زیست روزمره دیده نمی‌شد؛ گویی تهران برای لحظه‌ای در خود فرورفته بود. نانوایی محل بسته بود و همین سکوت و بی‌نشانی، رشته‌ای از نگرانی آرام و خزنده را در من بیدار کرد؛ اضطرابی که تنها در لحظاتی سربرمی‌آورد که نظم عادتی جهان پیرامون ترک برمی‌دارد و زندگی شهری در تعلیقی کوتاه می‌ایستد. 🔻 راه را به‌سمت محله‌ای دیگر ادامه دادم. در میانه این خلوت سنگین، حضور چند جوان خوش‌سیما و راست‌قامت که از خیابان‌ها مراقبت می‌کردند، پیشِ چشمم منظری تاز‌ه گشود؛ منظری که هم غیرمنتظره بود و هم آرام‌بخش. آتشی روشن کرده بودند تا تن از سرمای صبحگاهی محفوظ بماند، اما نگاه‌شان سراپا هوشیاری و مراقبت بود؛ ترکیبی کم‌نظیر از گرما و صلابت که نوعی نظم اخلاقی و مسئولیت‌پذیری را در دل سکوت شهر بازتولید می‌کرد. 🔻 به آن‌ها که رسیدم، بی‌آنکه سخنی از پیش آماده کرده باشم، ناگهان گفتم: «خسته نباشید؛ همه‌تان فدایی دارید و اولین فدایی‌تان خود منم.» یکی از جوانان، با چشمانی نافذ و روشن، گفت: «ممنون مادر!» همین دو واژه، در من شعفی تکان‌دهنده آفرید؛ تجربه‌ای از مادری که از حدود زیستی و خانوادگی فراتر می‌رود و بدل به نسبتی اجتماعی و اخلاقی می‌شود. سال‌ها مادری را پروژه‌ای ناتمام دانسته‌ام، و امروز دریافتم که این پروژه حقیقتاً قابلیت بسط یافتن دارد؛ می‌تواند در دل رویارویی‌های ساده اما انسانیِ شهر، معناهای نو بیافریند. با لبخند گفتم: «دارم می‌روم نان بگیرم، برای شما هم بگیرم ؟» یکی‌شان پاسخ داد: «مگر بچه‌ها نیستند؟» گفتم: «پسر من هم مثل شما سرباز است و من چشم‌به‌راه. همان‌طور که همیشه به او می‌گویم مراقب خودش باشد، به شما هم می‌گویم مراقب باشید. خدا می‌داند در خانه‌ها دلی نگران، چشمی منتظر و سری سربلند چشم‌به‌راه بازگشت‌تان نشسته است. 🔻 و چنین شد که از کنارشان که گذشتم، احساس کردم از آن نگرانی نخستین فاصله گرفته‌ام. آرامشی درونی در من نشست؛ آرامشی برخاسته از آگاهی به اینکه فرزندان این شهر، با روحی لبریز از تعهد و حس مسئولیت، از خیابان‌ها صیانت می‌کنند. در چنین لحظاتی، تعهد، مهر مادری و پیوندهای عاطفی در هاله‌ای از معنابخشی اخلاقی در هم می‌تنند و رشته‌ای می‌سازند که ایستادگی را معنادار می‌کند. این جوانان، نه از سر وظیفه اداری، که از سر مسئولیت اخلاقی و باور درونی در خیابان‌ها حضور دارند؛ حاضرانِ بی‌نام در روایت رسمی، اما پررنگ در ضمیر جمعی ما. 👤 | سهیلا صادقی 🔖 | استاد دانشگاه تهران 📆 | چهارم فروردین ۱۴۰۵ 🆔 @saissut
📃 | *سوژۀ مصرفیِ جنگ‌طلب کشورهای حاشیۀ خلیج یا انسان مولِد مقاوم ایرانی* *درنگی در جنگِ رمضان* 1⃣ بیش‌شک یکی از ابعاد جنگ منطقه‌ای رمضان، بُعد اقتصادی آن است، اما در این میان، فراتر از نوسانات قیمت نفت یا دیگر اهرم‌های اقتصادی، این جنگ را می‌توان از حیث جامعه‌شناسی اقتصادی نیز تحلیل کرد. همانطور که می‌دانیم مقولۀ مصرف یکی از ارکان اصلیِ نظام سرمایه‌داری، مخصوصاً سرمایه‌داریِ نیمۀ دوم قرن بیستم است. گره‌خوردنِ تبلیغات تجاری و صرفِ هزینۀ هنگفت شرکت‌های اقتصادی برای تبلیغات، برخاسته از دقیقه‌ای است که مارکس در توضیح بحران درونیِ نظام سرمایه‌داری متذکر شده بود. رقابت سرمایه‌داری و خطر نرخ نزولی سود، باعث شد تا سرمایه‌دار بخش قابل توجهی از سرمایۀ خود را صرفِ تبلیغات و بالابردنِ مصرف کند تا چرخۀ سرمایه‌دار دچار خسران و فروپاشی نشود. 2⃣ با این‌حال تحقق مقولۀ مصرف و گره‌خوردنِ آن با تبلیغات، عملاً سویه‌ای از مدرنیته را برجسته کرد که هرچند ریشتۀ تاریخیِ آن‌را شاید بتوان در دورۀ رنسانس و کنارگذاشتنِ سنت‌های دینی و مابعدالطبیعی دنبال کرد، اما در دورۀ پست‌مدرن به‌شدت فراگیر شد. ازدیاد مصرف، نیازمند تولد سوژه‌ای مصرفی بود که تحقق آن، بدون از میان‌بردنِ هرگونه قید و بند به محدودیت‌های این‌دنیایی یا آن‌دنیایی، اعم از طبیعی و اجتماعی و مابعدالطبیعی، ممکن نمی‌بود. تولد سوژۀ مصرفی نیازمند اوج تفرّدِ رنسانسی، منفعت‌طلبی اخلاقی، لذت‌جوبی جنسی و جسمی و رهایی از هرگونه تقید به امور طبیعی یا مابعدالطبیعی بود. سوژۀ مصرفی بایستی با رهاسازیِ کامل تخیل خویش، امکان‌های بی‌شماری از مصرف را متحقق می‌ساخت تا با به‌حداکثر رساندنِ مصرف، چرخۀ بی‌پایان سرمایه‌داری را متوقف نسازد. این ویژگیِ که ابعاد مختلف آن، در آثار متفکرین دورۀ پست‌مدرن و حتی در توضیح نظریات جهانی‌شدنِ سرمایه‌داری یا مدرنیته توضیح داده شده، به دلیل پیوندی که با قدرت و سلطه برقرار می‌کند، در برابر هرگونه تقید به هستی و حتی قراردادهای اجتماعی پایدار، ناگزیر به خشونت می‌گراید. 3⃣ پیشتر اشاره شد که این تحلیل از وضعیتِ سوژۀ مصرفی، یکی از مهمترین دلیل بروز خشونت در حوادث دی‌ماه 1404 در ایران را حضور و فراگیری نسبیِ این سوژه در بخش‌هایی از جامعۀ ایرانی و تقابل آن با روحیۀ تولیدی بخش دیگری از جامعه می‌داند. با این‌حال این تحلیل اکنون و در شرایط جنگ رمضان، می‌تواند تقابل دیگری را در میان جامعۀ تولیدی و مقاوم ایران در مقابل جامعۀ مصرفیِ جنگ‌طلبِ کشورهای عربِ منطقه توضیح دهد. کشورهایی نظیر قطر، کویت، بحرین و امارات، سال‌ها است که با تن‌دادن به چنین نقشی در تعاملات جهانی با غرب، در عینِ پذیرش وابستگی به فرایندهای توسعۀ غربی، با تکیه بر درآمدهای بادآوردۀ نفتی، تبدیل به جامعه‌ای مصرفی شوند. جنگ‌طلبی و خشونتِ زایدالوصفِ آنها در مقابله با ایرانی که بیش از 47 سال تن به مقاومت در برابر چنین فرایندهایی داده و بیش از ده‌سال است که مطابق رهنمودهای رهبری انقلاب اسلامی، در مسیر «تولید» حرکت می‌کند، نمودی از قرارگرفتن در وضعیتی است که لیوتار، آن‌را با عنوانیِ وضعیت پست‌مدرن توصیف کرده است. وضعیتِ تولید، وضعیتِ ثبات و امنیت و مقاومت در برابر تجاوز و هویتِ عمیق تاریخی و فرهنگی است که در ایران، به‌شکل تاریخی وجود داشته، در‌حالی‌که وضعیت مصرفی، وضعیتِ تلاطم، خشونت، جنگ، بی‌هویتی و وابستگی است. 👤 | محمدرضا قائمی‌نیک 🔖 | دانشیار علوم اجتماعی دانشگاه علوم اسلامی رضوی 🆔 @saissut
انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی
📣 | فراخوان ارسال مطلب برای کانال انجمن ♦️ دانشجویان و فارغ‌التحصیلان عزیز، ایران ما این روزها ش
📋 | *جنگ برای جهانی واحد* با آغاز بشریت و ایجاد تمدن های گوناگون در سراسر جهان و ایجاد دین ها یکی پس از دیگری، دین الهی یهودیت مسیر خود را نه تنها با ادیان دیگر بلکه با انسان های غیر خونی خود شروع کرد و با اعلام اینکه ما نسبت به انسان های دیگر برتریت داریم، شروع به زیستن کردند. آنها با رنگ عوض کردن و فرو ریختن ظاهر خود وارد همه جوانب فرهنگی و سیاسی و اقتصادی دنیا شدند و روی نقطه ای دست گذاشتند که همه ی صورت های دنیا را در بر میگرفت، این نقطه چیزی نبود جز اقتصاد. چیزی که دنیا را چه از نظر فرهنگی چه از نظر سیاسی و حتی دینی کنترل میکرد. با قدرتی که در نظام های مختلف در جهان پیدا کردند دست به اقداماتی تاریخی و بلند مدت زدند و تاریخ را به دست خودشان گرفتند تا نظام جهانی را به سلطه خودشان در‌بیاورند و دنیا و بشریت را به چنگ بگیرند و خود را پشت جنگ های جهانی اول و دوم، با ایجاد هولوکاستی که خودشان برنامه ریزی کردند، دست به برنامه های نسل کشی بزنند که قدرت های فکری را نابود کنند. بله، دور از ذهن است که چنین سیاست هایی را باور کنیم ولی یادمان باشد که باطن را می‌توانیم در لایه های مختلفی از ظاهر پنهان کنیم.این جنگ ها و این تاریخ ها بخش کوچکی از اقدامات در چارچوب قرار گرفته این قوم است که حتی آنها پشت دین ابراهیمی و پشت هم نسل کشی خودشان پنهان می‌شوند. آنها دنیا را طوری کنترل می‌کنند که حتی شما با وجود اینکه درون افکار خودتان غرق شدید باز هم درون سیستمی قرار دارید که آنها برای شما طراحی کردند.اما به هر حال تنها راه مقابله با آنها جست وجو میان تاریخ و حقیقت های ذاتی نه حقیقت تحمیلی است. 👤 | کیارش عرب، دانشجوی کارشناسی دانشگاه تهران 👤 | فریناز گل‌محمدی، دانشجوی کارشناسی دانشگاه تهران 🆔 @saissut
📃 | بررسی جنگ روایت‌ها در بزنگاه تبدیل پیروزی میدانی به دستاورد سیاسی 🔻 یکی از پیچیده‌ترین و در عین حال ناشناخته‌ترین لحظات در تاریخ منازعات، فردای پس از یک پیروزی بزرگ نظامی است. خطای رایج این است که گمان می‌کنیم با فرو ریختن دکترین نظامی دشمن، جنگ به پایان رسیده است حال آنکه دقیقاً در همین نقطه، خطرناک‌ترین فاز نبرد آغاز می‌شود؛ جنگ بر سر «روایت پیروزی» و مدیریت «انتظارات جامعه». آنچه امروز با آن مواجهیم، نه یک دوراهی نظامی، بلکه یک بحران در «جامعه‌شناسی فهم قدرت» است. این بحران، محصول یک دیالکتیک سهمگین میان دو قطب است؛ از یک سو، «صبر راهبردی» که منطق حاکم بر اتاق فرماندهی است و از سوی دیگر، «بی‌قراری شناختی» که محصول طبیعی غیرت، هیجان و البته پمپاژ رسانه‌ایی دشمن در سطح جامعه است. دشمنی که در میدان سخت شکست خورده، تمام سرمایه‌اش را به میدان نبرد نرم منتقل می‌کند تا با سلاح «شبهه»، پیروزی ما را در ذهن جامعه به یک شکست یا سازش ترجمه کند. 🔻 *ترجمه غلط «وقفه» به «ضعف»؛ مغالطه در فهم مدیریت جنگ* در منطق استراتژیک، آتش‌بس یا سکوت تاکتیکی پس از یک ضربه کاری، به مثابه ترمز نیست؛ بلکه به مثابه ایستگاهی برای «نقد کردن» و تثبیت دستاوردهای میدانی است. وقتی حریف را به «نقطه شکست راهبردی» رسانده‌ایی و ابهت اطلاعاتی و بازدارندگی‌اش را فرو ریخته‌ایی، هوشمندی حکم می‌کند که با یک وقفه کنترل‌شده، این شکست را به یک «سند سیاسی» تبدیل کنی. این وقفه، فرصتی برای جهان است تا ببیند چه کسی دست بالا را دارد و موازنه قدرت چگونه تغییر کرده است. اما ماشین جنگ روانی دشمن، این «هوش راهبردی» را به «ترس» یا «سازش» ترجمه می‌کند. اینجاست که مفاهیمی مانند «مدیریت جنگ» توسط تحلیلگران هیجان‌زده و فاقد اطلاعات جامع، به حاشیه کشیده می‌شود. آن‌ها از بیرون به ماشینی نگاه می‌کنند که فقط فرمان «گاز بده» را صادر می‌کنند، بی‌آنکه از میزان سوخت، وضعیت موتور و موانع پیش رو خبر داشته باشند. 🔻 *تله «غیرت کنترل‌نشده»؛ ابزار جدید دشمن* دشمن به خوبی می‌داند که نقطه قوت جامعه ما، «غیرت» و «عزت» است در فاز جدید نبرد، او دقیقاً همین نقطه قوت را هدف می‌گیرد تا آن را به پاشنه آشیل ما تبدیل کند. او با یک اقدام تحریک‌آمیز یا رجزخوانی رسانه‌ایی، تله‌ایی پهن می‌کند که طعمه‌اش، «خشم کنترل‌نشده» ماست. او می‌خواهد ما را از زمین بازی «عقلانیت راهبردی» به زمین «واکنش‌های احساسی و کور» بکشاند. در این بزنگاه، قدرت واقعی نه در فریاد زدن، بلکه در فرو بردن خشم و تبدیل آن به یک نقشه دقیق برای «تنبیه بازدارنده» است؛ تنبیهی که دشمن را نه فقط برای اقدامش، که برای فکر کردن به تکرار آن پشیمان کند. سکوتی که امروز ممکن است دل‌ها را به درد آورد، سکوت غفلت نیست؛ سنگین‌ترین و دردناک‌ترین نوع مدیریت جنگ است. سکوتی که پشت آن، خشم عمیق و نقشه‌ای دقیق‌تر برای یک سیلی پشیمان‌کننده در حال طراحی است. 🔻 *میدان نبرد اصلی؛ انسجام داخلی و مشروعیت سیستم* خطرناک‌ترین سناریوی دشمن، حمله به یک جبهه جدید نیست؛ بلکه «اختلاف‌افکنی داخلی» و گرفتن مهم‌ترین سلاح ما یعنی «پشتیبانی مردمی» است. ماشین رسانه‌ای دشمن با پمپاژ گزاره‌هایی چون «خون شهدا را فروختند» یا «سازش کردند»، مستقیماً «مشروعیت» سیستم تصمیم‌گیری را هدف قرار می‌دهد. هدف نهایی، ایجاد یک گسست عمیق میان مردم و حاکمیت است تا بزرگترین پیروزی میدانی، در ذهن جامعه به یک شکست سیاسی تبدیل شود. راه مقابله با این توطئه، «جهاد تبیین» است؛ یعنی توضیح منطق تصمیمات برای افکار عمومی و تبدیل مردم از مخاطبان منفعل به کنشگران آگاه در این نبرد شناختی. باید به جامعه توضیح داد که آتش‌بس یا صبر از موضع قدرت، عین پیروزی است. جنگ امروز، جنگ اراده‌ها و روایت‌هاست. ما در وضعیتی هستیم که باید همزمان یک چشممان به دشمن باشد تا فریب نخوریم و چشم دیگرمان به داخل تا روایت این پیروزی بزرگ را از دست ندهیم. پیروزی نهایی نه در انهدام آخرین تانک دشمن، که در خنثی‌سازی آخرین شبهه در ذهن جامعه رقم می‌خورد. دفاع از این پیروزی، امروز بیش از موشک، به «بصیرت» و «عقلانیت» نیاز دارد. 👤 | سعید سپاهی 🔖 | تحلیلگر امنیت شناختی 🆔 @saissut
📃 | تقاطعِ فلسطین و جمهوری: خوانشی جامعه‌شناختی از عاملیت نمادین کودکان در میدانِ کنش 🔻 امروز، همزمان با مراسم اربعینِ شهادت امام خامنه ای ، در جریانِ مشاهده‌یِ میدانی در تقاطعِ خیابانِ فلسطین و جمهوری، در فضایی که میانِ هیاهویِ جمعیت و صدایِ مداحی، پیوندهایِ عاطفی خانواده‌ها در «حاشیه‌یِ میدان» بازتولید می‌شد، با گروهی از کودکان مواجه شدم. آن‌ها کنارِ جدولِ خیابان، در حالی که در سایه‌سارِ حضورِ مادرانشان ایستاده بودند، به‌طورِ مداوم پرچم‌های زردرنگی را با نوشته «سپاه قدس» با ریتمی تکرار‌شونده در هوا تکان می‌دادند. این کنشِ مداوم، گویی بخشی از فرآیند «تثبیت هویت» در فضای عمومی این روز خاص بود. 🔻 در تعاملی که با حسین (هشت‌ساله) داشتم، ابتدا از او درباره‌ی حضورش در راهپیمایی پرسیدم: «برای چی آمدی اینجا ؟ خسته نمیشی؟» او در پاسخ، با نگاهی ثابت و لحنی قاطع، خستگی را انکار کرد: «نه، هر روز دارم میام » این پاسخ، کنجکاوی‌ام را برایِ درکِ انگیزه‌یِ اصلیِ او برانگیخت، لذا دوباره پرسیدم: «خوب برای چه میای؟» او این بار با صراحتی کودکانه، انگیزه ی اصلی‌اش را بیان کرد: «برای دفاع از وطنم.» 🔻 در این نقطه، تضادِ میانِ «ادعایِ دفاع» و «وضعیتِ فیزیکیِ کودک» به اوجِ خود رسید. لذا پرسشی را مطرح کردم که شاید در نگاهِ اول، چالش‌برانگیز به نظر می‌رسید: «تو که هنوز خیلی کوچولویی، چطور می‌خواهی از وطن دفاع کنی؟» 🔻 حسین که گویی با این پرسش، عاملیت اش به چالش کشیده شده بود، با شیطنتی که در نگاهش موج می‌زد، کوچک بودنِ خود را انکار کرد. او با شهامتی که فراتر از جثه‌اش بود، پرچمی را که اندازه اش تقریباً با قد و قواره‌یِ خودش برابری می‌کرد، با تمام توان بالای سر برد و قاطعانه گفت: «نه خیر، من کوچیک نیستم! با همین پرچم می‌زنم تو سرِ ترامپِ عوضی» این کلامِ کودکانه، اما پر از معنا، نه تنها دفاعِ او از وطن را بازتاب می‌داد، بلکه گواه آن بود که «دفاع»، فراتر از سن و سال، یک «انتخابِ زیسته» و یک «زیبایی درونی» است. این لحظه‌یِ دراماتیک، برایِ یک پژوهشگرِ کیفی، حاویِ لایه‌هایِ عمیقی از معناست. در دنیایِ کودکانه، «دفاع از وطن» از انتزاع خارج شده و در قالبِ یک «دشمنِ عینی» (ترامپ) و یک «سلاحِ نمادین» (پرچم) بازسازی می‌شود. تضادِ فیزیکی میانِ پرچمِ بزرگ و قامتِ کوچکِ کودک، نه تنها مانعی در برابر ادعای او برای «دفاع» نیست، بلکه به بخشی از «قدرتِ نمادینِ» او در میدانِ سیاسیِ اربعین امام تبدیل می‌شود. «زینبِ» ۱۴ ساله و «محمد جواد» ۹ ساله نیز، هر کدام به زبان خود، این پیوند تاریخی را بازتاب می‌دادند. آن‌ها نه تنها «استمرار انقلاب» را درک می‌کردند، بلکه خود، «بازتولیدکنندگانِ» آن بودند. این کودکان، «سوژه‌هایِ انقلابیِ» جدیدی بودند که در «میدانِ پرورشِ» همین روایت‌ها و همین «دفاعِ زیبا»، جان گرفته بودند. در وجودِ آن‌ها، «نسلی آگاه، شجاع و نترس» متولد شده بود که «درونی‌سازیِ روایت مقاومت» را نه از متون درسی، که از بطنِ زندگی آموخته بود. 🔻 مادران، در این میان، نقشِ «تسهیل‌گرِ کنش» را ایفا می‌کردند؛ آن‌ها نه تنها فضا را برای حضورِ کودکان فراهم کرده بودند، بلکه با حضورِ مراقبتیِ خود، نوعی «امنیتِ معنایی» برای کودکان ایجاد کرده بودند تا آن‌ها بتوانند عاملیتِ خود را در فضای عمومیِ خیابان تجربه کنند. از منظرِ تحلیلِ کیفی، آنچه حسین و سایر کودکان در راهپیمایی بازنمایی می‌کنند، بخشی از فرآیندِ «درونی‌سازیِ روایتِ مقاومت» است. برخلاف رویکردهایِ تقلیل‌گرایانه که کودکان را صرفاً «سایه‌یِ علایقِ بزرگسالان» می‌بینند، داده‌هایِ حاصل از این مشاهده نشان می‌دهد که کودکان در این فضا، به دنبالِ برساختِ «سوژه‌ای قهرمان» برایِ خود هستند. آن‌ها با هر بار تکان دادنِ پرچم و هر بار اعلامِ آمادگی برایِ «زدنِ دشمن»، در حالِ مذاکره با محیطِ سیاسیِ پیرامون و جای‌گیری در روایتِ کلانِ جامعه (روایتِ مقاومت) هستند. 🔻 ادامهٔ یادداشت 🔻 🆔 @saissut
انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی
📃 | تقاطعِ فلسطین و جمهوری: خوانشی جامعه‌شناختی از عاملیت نمادین کودکان در میدانِ کنش 🔻 امروز، همزم
🔺 ادامهٔ یادداشت 🔺 🔻 خیابان، برای این کودکان دیگر تنها یک فضایِ عبور یا تماشایِ جمعیت نیست؛ بلکه «میدانِ کنش» است که در آن، مفاهیمِ «وطن» و «دفاع»، نه در کتاب‌هایِ درسی، بلکه در تعاملِ حسی با پرچم، خیابان و حضورِ مادران در کنارِ آنها، معنا پیدا می‌کند. این استمرارِ نسلی، نه یک فرآیندِ خطیِ القایی، بلکه یک «بازسازی فعالانه» است که در آن، کودک با زبانِ خویش، خود را در حافظه‌یِ جمعیِ جامعه‌یِ انقلابی جای‌گذاری می‌کند. 🔻 نگاهِ کودکان به «جنگ»، نگاهی بود که ویرانی را می‌دید، اما زیباییِ ایستادگی را در اولویت قرار می‌داد. نگاهی که «استمرار انقلاب » را نه یک شعار، بلکه یک «حقیقتِ زیسته» می‌دانست. این کودکان، نه تنها شاهدانِ «تداومِ انقلاب» بودند، بلکه خود، «عواملِ تکثر» و «تداوم‌دهندگانِ» آن به شمار می‌آمدند. آن‌ها، تجسمِ زنده‌ای بودند از نسلی که آموخته است چگونه در دلِ ویرانی، سازِ زیباییِ دفاع را بنوازد و چگونه در قامتِ «کودکانِ انقلاب»، میراثِ «سوژه‌هایِ انقلابی» را با خود حمل کند و به نسل‌هایِ آینده بسپارد. 🔻 این یادداشت، نه یک پژوهشِ صرف، که ادایِ دینی است به این نسلِ نوظهور؛ نسلی که در نگاهِ کودکانه‌شان، «زیباییِ دفاع» را معنا می‌کنند و آینهٔ تمام‌نمایِ «تداومِ» این روحِ انقلابی در پهنهٔ زمان هستند. 👤 | سهیلا صادقی 🔖 | استاد دانشگاه تهران 📆 | بیستم فروردین ۱۴۰۵ 🆔 @saissut
📃 | جواسیس: فرزندان ناخلف و سرراهی 🔻 هیچ وقت برای من سوال نبود آن ۲ درصدی که در همه‌پرسی انقلاب در مقابل ۹۸ درصد آری رای منفی داده بودند، چه کسانی بودند و چه هویتی داشتند، شاید چون در مقابل ۹۸ درصد این عده را جدی نمی‌انگاشتیم و لذا سوالی نیز به ذهن خطور نمی‌کرد. 🔻 اما امروز بعد از ۴۷ سال از انقلاب و فراز و فرودهای گوناگون، وقتی خیانت‌های داخلی جماعتی بی‌وطن را مشاهده می‌کنیم که گرای مناطق مسکونی را به دشمنی می‌دهند که هدف تجزیه ایران را صریحا اعلام می‌کند و یا در مقابل کشتار هموطنان هلهله و شادی می‌کنند، متوجه شدم که این عده می‌توانند شبیه همان دو درصد باشند. 🔻 هر عقل سلیم و فطرت بیدار و وجدان غیور، حتی اگر تقیّد دینی نداشته باشد از تکه‌تکه شدن وطن و به یغما رفتن آن احساس خوشایندی ندارد، مگر اینکه ریشه در این خاک نداشته باشد و البته فرد بی‌ریشه تعلقی نیز نداشته و هر واکنشی از او ممکن است. 🔻 من این جواسیس را که در داخل کشور زندگی می‌کنند، اما تعلقی به ایران ندارند، فرزندان سرراهی و ناخلف می‌نامم که شبیه همان دو درصد هستند که حق را تشخیص ندادند، با این تفاوت که شاید آن جماعت بستری مناسب جهت تشخیص در صدر انقلاب نداشتند، اما این عده بعد ۴۷ سال اگر به خباثت دشمن پی نبرده باشند، قابل پذیرش نیست و لذا سرباز دشمن محسوب شده و قابل اغماض نیست. 🔻 سخت‌تر این بود که مدت‌ها بر سر ما می‌کوفتند که نسل انقلاب چه خواهد کرد و هر انگی به این نسل می‌زدند و انقلاب و حتی مدیریت جنگ را هم محصول تربیت حکومت سابق حقنه می‌کردند، اما امروز پاسخ می‌دهیم، همین جوانانی که شهرها و شب‌ها را مدیریت می‌کنند و همین جماعتی که صنعت هوافضا را رشد دادند و عده‌ای که در کنار لانچرها جان‌فشانی می‌کنند، همان نسل معاصر و بعد انقلاب و تربیت شده مکتب امامین هستند. 👤 | داود رحیمی سجّاسی 🔖 | عضو هیئت علمی و مدیر گروه علوم اجتماعی دانشگاه شاهد 🆔 @saissut
انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی
📣 | فراخوان ارسال مطلب برای کانال انجمن ♦️ دانشجویان و فارغ‌التحصیلان عزیز، ایران ما این روزها ش
📃 | *این‌جا زن اندیشه دارد.* 🔻 سال‌ها با تبلیغات منفی و دروغ‌پراکنی زن را در اسلام موجودی سرخورده، وابسته و فاقد نقش اجتماعی معرفی کردند. حقا که اثبات شد زن در اسلام زنده و سازنده است. میدان‌داری و حضور پرشمار زنان در تجمعات شبانه گواهی بر این ادعاست. فریاد بلند زنی که همسر و فرزندش شهید و دیگر فرزندش جانباز شده‌است، در خون‌خواهی امام شهید امت، تصویری‌ست ماورایی از لحظه فتح اعلادرجه‌ای از تشخیص حق و تسلیم محض حق بودن. با دوگانه‌ی عاقله/عاطفه مدام کلیشه ساخته شد و زن احساسی و شکننده تعریف شد. حال در صحنه‌ی نبردهای شبانه این دوگانه شکست و پایمال شد. دیدیم تمام لطف و عطوفت و احساس در منتهای عقل حل شد و تجلی‌اش شد علم‌داری و میدان‌داری زنان در این بزنگاه سخت تاریخ. زن‌ها در بحبوحه‌ی این نبرد نقشی کلیدی به نمایش گذاردند. آن‌ها جنگیدند، نه فقط در نبردهای شبانه، بلکه برای آینده ایران. با همراه کردن فرزندان خود و انتقال ارزش‌های والایی چون وطن‌پرستی، حق‌طلبی، نفرت از مستکبر و ... به آن‌ها، در جنگ نرمی که سال‌هاست از فرزندان این مرز و بوم، معنا و ارزش را می‌زداید، پیروز شده‌اند. 🔻 زن‌ها به دست خود انعکاس تصویر دروغین از خویش را شکستند. اثبات کردند زن در ایران اسلامی ما، نه آن کلیشه‌ی زن مسلمانِ در پستویِ خانه‌ست و نه کلیشه‌ی زن مدرنِ ایرانیِ مغروق در جلوه‌های بصری. بلکه تصویر حقیقی زن در ایران اسلامی ما، موجودی زنده، سازنده، دغدغه‌مند و فهیم است که تمام تاریخ تمدن ۷۰۰۰ هزار ساله را با خود پیش برده و هرگز نقشی کم‌‌رنگ‌تر از مردان در این مسیر نداشته است. چه‌بسا علاوه بر ایفاگری نقش خود، تربیت مردانِ بازیگر این تمدن نیز برعهده‌ی آنان بوده است. در ایران اسلامی ما جایگاه زن منحصر به ‌فرد است. جایگاهی متفاوت از آن‌چه که تمدن متوحش غرب با ادعای آزادی به زن ارزانی می‌دارد. *این‌جا زن اندیشه دارد*، حرمت دارد. استقلال‌نظر دارد. نقش‌‌آفرین است. مربی است و تداوم ارزش‌های غنی را با تربیت نسل آینده تضمین می‌کند. 👤 | محبوبه بیژنی 🔖 | دانشجوی کارشناسی دانشگاه تهران 🆔 @saissut
👤 | رفیق عبدالسلام 🔖 | وزیر خارجه اسبق تونس 🔻 من یک مسلمان سنی مالکی اشعری از سرزمین عقبه بن نافع (تونس) و جامعه زیتونه هستم و از ته قلبم دعا می‌کنم که ایران بر دشمنش پیروز شود و تجاوزگر یاغی‌ای را که همه عرب‌ها و مسلمانان را تهدید می‌کند و علیه فلسطینی‌ها و لبنانی‌ها جنایت‌ها و کشتارها مرتکب شده، درهم بشکند. 🔻 اگر ما با ایران اختلافات یا کشمکش‌هایی داریم، آن را به بعد از شکستن قدرت دشمن و بازگرداندن او به عقب موکول می‌کنیم. 🆔 @saissut