eitaa logo
انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی
270 دنبال‌کننده
157 عکس
22 ویدیو
8 فایل
«انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی دانشگاه تهران» ارتباط با دبیر انجمن: @m_b_abraham
مشاهده در ایتا
دانلود
📃 | بررسی جنگ روایت‌ها در بزنگاه تبدیل پیروزی میدانی به دستاورد سیاسی 🔻 یکی از پیچیده‌ترین و در عین حال ناشناخته‌ترین لحظات در تاریخ منازعات، فردای پس از یک پیروزی بزرگ نظامی است. خطای رایج این است که گمان می‌کنیم با فرو ریختن دکترین نظامی دشمن، جنگ به پایان رسیده است حال آنکه دقیقاً در همین نقطه، خطرناک‌ترین فاز نبرد آغاز می‌شود؛ جنگ بر سر «روایت پیروزی» و مدیریت «انتظارات جامعه». آنچه امروز با آن مواجهیم، نه یک دوراهی نظامی، بلکه یک بحران در «جامعه‌شناسی فهم قدرت» است. این بحران، محصول یک دیالکتیک سهمگین میان دو قطب است؛ از یک سو، «صبر راهبردی» که منطق حاکم بر اتاق فرماندهی است و از سوی دیگر، «بی‌قراری شناختی» که محصول طبیعی غیرت، هیجان و البته پمپاژ رسانه‌ایی دشمن در سطح جامعه است. دشمنی که در میدان سخت شکست خورده، تمام سرمایه‌اش را به میدان نبرد نرم منتقل می‌کند تا با سلاح «شبهه»، پیروزی ما را در ذهن جامعه به یک شکست یا سازش ترجمه کند. 🔻 *ترجمه غلط «وقفه» به «ضعف»؛ مغالطه در فهم مدیریت جنگ* در منطق استراتژیک، آتش‌بس یا سکوت تاکتیکی پس از یک ضربه کاری، به مثابه ترمز نیست؛ بلکه به مثابه ایستگاهی برای «نقد کردن» و تثبیت دستاوردهای میدانی است. وقتی حریف را به «نقطه شکست راهبردی» رسانده‌ایی و ابهت اطلاعاتی و بازدارندگی‌اش را فرو ریخته‌ایی، هوشمندی حکم می‌کند که با یک وقفه کنترل‌شده، این شکست را به یک «سند سیاسی» تبدیل کنی. این وقفه، فرصتی برای جهان است تا ببیند چه کسی دست بالا را دارد و موازنه قدرت چگونه تغییر کرده است. اما ماشین جنگ روانی دشمن، این «هوش راهبردی» را به «ترس» یا «سازش» ترجمه می‌کند. اینجاست که مفاهیمی مانند «مدیریت جنگ» توسط تحلیلگران هیجان‌زده و فاقد اطلاعات جامع، به حاشیه کشیده می‌شود. آن‌ها از بیرون به ماشینی نگاه می‌کنند که فقط فرمان «گاز بده» را صادر می‌کنند، بی‌آنکه از میزان سوخت، وضعیت موتور و موانع پیش رو خبر داشته باشند. 🔻 *تله «غیرت کنترل‌نشده»؛ ابزار جدید دشمن* دشمن به خوبی می‌داند که نقطه قوت جامعه ما، «غیرت» و «عزت» است در فاز جدید نبرد، او دقیقاً همین نقطه قوت را هدف می‌گیرد تا آن را به پاشنه آشیل ما تبدیل کند. او با یک اقدام تحریک‌آمیز یا رجزخوانی رسانه‌ایی، تله‌ایی پهن می‌کند که طعمه‌اش، «خشم کنترل‌نشده» ماست. او می‌خواهد ما را از زمین بازی «عقلانیت راهبردی» به زمین «واکنش‌های احساسی و کور» بکشاند. در این بزنگاه، قدرت واقعی نه در فریاد زدن، بلکه در فرو بردن خشم و تبدیل آن به یک نقشه دقیق برای «تنبیه بازدارنده» است؛ تنبیهی که دشمن را نه فقط برای اقدامش، که برای فکر کردن به تکرار آن پشیمان کند. سکوتی که امروز ممکن است دل‌ها را به درد آورد، سکوت غفلت نیست؛ سنگین‌ترین و دردناک‌ترین نوع مدیریت جنگ است. سکوتی که پشت آن، خشم عمیق و نقشه‌ای دقیق‌تر برای یک سیلی پشیمان‌کننده در حال طراحی است. 🔻 *میدان نبرد اصلی؛ انسجام داخلی و مشروعیت سیستم* خطرناک‌ترین سناریوی دشمن، حمله به یک جبهه جدید نیست؛ بلکه «اختلاف‌افکنی داخلی» و گرفتن مهم‌ترین سلاح ما یعنی «پشتیبانی مردمی» است. ماشین رسانه‌ای دشمن با پمپاژ گزاره‌هایی چون «خون شهدا را فروختند» یا «سازش کردند»، مستقیماً «مشروعیت» سیستم تصمیم‌گیری را هدف قرار می‌دهد. هدف نهایی، ایجاد یک گسست عمیق میان مردم و حاکمیت است تا بزرگترین پیروزی میدانی، در ذهن جامعه به یک شکست سیاسی تبدیل شود. راه مقابله با این توطئه، «جهاد تبیین» است؛ یعنی توضیح منطق تصمیمات برای افکار عمومی و تبدیل مردم از مخاطبان منفعل به کنشگران آگاه در این نبرد شناختی. باید به جامعه توضیح داد که آتش‌بس یا صبر از موضع قدرت، عین پیروزی است. جنگ امروز، جنگ اراده‌ها و روایت‌هاست. ما در وضعیتی هستیم که باید همزمان یک چشممان به دشمن باشد تا فریب نخوریم و چشم دیگرمان به داخل تا روایت این پیروزی بزرگ را از دست ندهیم. پیروزی نهایی نه در انهدام آخرین تانک دشمن، که در خنثی‌سازی آخرین شبهه در ذهن جامعه رقم می‌خورد. دفاع از این پیروزی، امروز بیش از موشک، به «بصیرت» و «عقلانیت» نیاز دارد. 👤 | سعید سپاهی 🔖 | تحلیلگر امنیت شناختی 🆔 @saissut
📃 | تقاطعِ فلسطین و جمهوری: خوانشی جامعه‌شناختی از عاملیت نمادین کودکان در میدانِ کنش 🔻 امروز، همزمان با مراسم اربعینِ شهادت امام خامنه ای ، در جریانِ مشاهده‌یِ میدانی در تقاطعِ خیابانِ فلسطین و جمهوری، در فضایی که میانِ هیاهویِ جمعیت و صدایِ مداحی، پیوندهایِ عاطفی خانواده‌ها در «حاشیه‌یِ میدان» بازتولید می‌شد، با گروهی از کودکان مواجه شدم. آن‌ها کنارِ جدولِ خیابان، در حالی که در سایه‌سارِ حضورِ مادرانشان ایستاده بودند، به‌طورِ مداوم پرچم‌های زردرنگی را با نوشته «سپاه قدس» با ریتمی تکرار‌شونده در هوا تکان می‌دادند. این کنشِ مداوم، گویی بخشی از فرآیند «تثبیت هویت» در فضای عمومی این روز خاص بود. 🔻 در تعاملی که با حسین (هشت‌ساله) داشتم، ابتدا از او درباره‌ی حضورش در راهپیمایی پرسیدم: «برای چی آمدی اینجا ؟ خسته نمیشی؟» او در پاسخ، با نگاهی ثابت و لحنی قاطع، خستگی را انکار کرد: «نه، هر روز دارم میام » این پاسخ، کنجکاوی‌ام را برایِ درکِ انگیزه‌یِ اصلیِ او برانگیخت، لذا دوباره پرسیدم: «خوب برای چه میای؟» او این بار با صراحتی کودکانه، انگیزه ی اصلی‌اش را بیان کرد: «برای دفاع از وطنم.» 🔻 در این نقطه، تضادِ میانِ «ادعایِ دفاع» و «وضعیتِ فیزیکیِ کودک» به اوجِ خود رسید. لذا پرسشی را مطرح کردم که شاید در نگاهِ اول، چالش‌برانگیز به نظر می‌رسید: «تو که هنوز خیلی کوچولویی، چطور می‌خواهی از وطن دفاع کنی؟» 🔻 حسین که گویی با این پرسش، عاملیت اش به چالش کشیده شده بود، با شیطنتی که در نگاهش موج می‌زد، کوچک بودنِ خود را انکار کرد. او با شهامتی که فراتر از جثه‌اش بود، پرچمی را که اندازه اش تقریباً با قد و قواره‌یِ خودش برابری می‌کرد، با تمام توان بالای سر برد و قاطعانه گفت: «نه خیر، من کوچیک نیستم! با همین پرچم می‌زنم تو سرِ ترامپِ عوضی» این کلامِ کودکانه، اما پر از معنا، نه تنها دفاعِ او از وطن را بازتاب می‌داد، بلکه گواه آن بود که «دفاع»، فراتر از سن و سال، یک «انتخابِ زیسته» و یک «زیبایی درونی» است. این لحظه‌یِ دراماتیک، برایِ یک پژوهشگرِ کیفی، حاویِ لایه‌هایِ عمیقی از معناست. در دنیایِ کودکانه، «دفاع از وطن» از انتزاع خارج شده و در قالبِ یک «دشمنِ عینی» (ترامپ) و یک «سلاحِ نمادین» (پرچم) بازسازی می‌شود. تضادِ فیزیکی میانِ پرچمِ بزرگ و قامتِ کوچکِ کودک، نه تنها مانعی در برابر ادعای او برای «دفاع» نیست، بلکه به بخشی از «قدرتِ نمادینِ» او در میدانِ سیاسیِ اربعین امام تبدیل می‌شود. «زینبِ» ۱۴ ساله و «محمد جواد» ۹ ساله نیز، هر کدام به زبان خود، این پیوند تاریخی را بازتاب می‌دادند. آن‌ها نه تنها «استمرار انقلاب» را درک می‌کردند، بلکه خود، «بازتولیدکنندگانِ» آن بودند. این کودکان، «سوژه‌هایِ انقلابیِ» جدیدی بودند که در «میدانِ پرورشِ» همین روایت‌ها و همین «دفاعِ زیبا»، جان گرفته بودند. در وجودِ آن‌ها، «نسلی آگاه، شجاع و نترس» متولد شده بود که «درونی‌سازیِ روایت مقاومت» را نه از متون درسی، که از بطنِ زندگی آموخته بود. 🔻 مادران، در این میان، نقشِ «تسهیل‌گرِ کنش» را ایفا می‌کردند؛ آن‌ها نه تنها فضا را برای حضورِ کودکان فراهم کرده بودند، بلکه با حضورِ مراقبتیِ خود، نوعی «امنیتِ معنایی» برای کودکان ایجاد کرده بودند تا آن‌ها بتوانند عاملیتِ خود را در فضای عمومیِ خیابان تجربه کنند. از منظرِ تحلیلِ کیفی، آنچه حسین و سایر کودکان در راهپیمایی بازنمایی می‌کنند، بخشی از فرآیندِ «درونی‌سازیِ روایتِ مقاومت» است. برخلاف رویکردهایِ تقلیل‌گرایانه که کودکان را صرفاً «سایه‌یِ علایقِ بزرگسالان» می‌بینند، داده‌هایِ حاصل از این مشاهده نشان می‌دهد که کودکان در این فضا، به دنبالِ برساختِ «سوژه‌ای قهرمان» برایِ خود هستند. آن‌ها با هر بار تکان دادنِ پرچم و هر بار اعلامِ آمادگی برایِ «زدنِ دشمن»، در حالِ مذاکره با محیطِ سیاسیِ پیرامون و جای‌گیری در روایتِ کلانِ جامعه (روایتِ مقاومت) هستند. 🔻 ادامهٔ یادداشت 🔻 🆔 @saissut
انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی
📃 | تقاطعِ فلسطین و جمهوری: خوانشی جامعه‌شناختی از عاملیت نمادین کودکان در میدانِ کنش 🔻 امروز، همزم
🔺 ادامهٔ یادداشت 🔺 🔻 خیابان، برای این کودکان دیگر تنها یک فضایِ عبور یا تماشایِ جمعیت نیست؛ بلکه «میدانِ کنش» است که در آن، مفاهیمِ «وطن» و «دفاع»، نه در کتاب‌هایِ درسی، بلکه در تعاملِ حسی با پرچم، خیابان و حضورِ مادران در کنارِ آنها، معنا پیدا می‌کند. این استمرارِ نسلی، نه یک فرآیندِ خطیِ القایی، بلکه یک «بازسازی فعالانه» است که در آن، کودک با زبانِ خویش، خود را در حافظه‌یِ جمعیِ جامعه‌یِ انقلابی جای‌گذاری می‌کند. 🔻 نگاهِ کودکان به «جنگ»، نگاهی بود که ویرانی را می‌دید، اما زیباییِ ایستادگی را در اولویت قرار می‌داد. نگاهی که «استمرار انقلاب » را نه یک شعار، بلکه یک «حقیقتِ زیسته» می‌دانست. این کودکان، نه تنها شاهدانِ «تداومِ انقلاب» بودند، بلکه خود، «عواملِ تکثر» و «تداوم‌دهندگانِ» آن به شمار می‌آمدند. آن‌ها، تجسمِ زنده‌ای بودند از نسلی که آموخته است چگونه در دلِ ویرانی، سازِ زیباییِ دفاع را بنوازد و چگونه در قامتِ «کودکانِ انقلاب»، میراثِ «سوژه‌هایِ انقلابی» را با خود حمل کند و به نسل‌هایِ آینده بسپارد. 🔻 این یادداشت، نه یک پژوهشِ صرف، که ادایِ دینی است به این نسلِ نوظهور؛ نسلی که در نگاهِ کودکانه‌شان، «زیباییِ دفاع» را معنا می‌کنند و آینهٔ تمام‌نمایِ «تداومِ» این روحِ انقلابی در پهنهٔ زمان هستند. 👤 | سهیلا صادقی 🔖 | استاد دانشگاه تهران 📆 | بیستم فروردین ۱۴۰۵ 🆔 @saissut
📃 | جواسیس: فرزندان ناخلف و سرراهی 🔻 هیچ وقت برای من سوال نبود آن ۲ درصدی که در همه‌پرسی انقلاب در مقابل ۹۸ درصد آری رای منفی داده بودند، چه کسانی بودند و چه هویتی داشتند، شاید چون در مقابل ۹۸ درصد این عده را جدی نمی‌انگاشتیم و لذا سوالی نیز به ذهن خطور نمی‌کرد. 🔻 اما امروز بعد از ۴۷ سال از انقلاب و فراز و فرودهای گوناگون، وقتی خیانت‌های داخلی جماعتی بی‌وطن را مشاهده می‌کنیم که گرای مناطق مسکونی را به دشمنی می‌دهند که هدف تجزیه ایران را صریحا اعلام می‌کند و یا در مقابل کشتار هموطنان هلهله و شادی می‌کنند، متوجه شدم که این عده می‌توانند شبیه همان دو درصد باشند. 🔻 هر عقل سلیم و فطرت بیدار و وجدان غیور، حتی اگر تقیّد دینی نداشته باشد از تکه‌تکه شدن وطن و به یغما رفتن آن احساس خوشایندی ندارد، مگر اینکه ریشه در این خاک نداشته باشد و البته فرد بی‌ریشه تعلقی نیز نداشته و هر واکنشی از او ممکن است. 🔻 من این جواسیس را که در داخل کشور زندگی می‌کنند، اما تعلقی به ایران ندارند، فرزندان سرراهی و ناخلف می‌نامم که شبیه همان دو درصد هستند که حق را تشخیص ندادند، با این تفاوت که شاید آن جماعت بستری مناسب جهت تشخیص در صدر انقلاب نداشتند، اما این عده بعد ۴۷ سال اگر به خباثت دشمن پی نبرده باشند، قابل پذیرش نیست و لذا سرباز دشمن محسوب شده و قابل اغماض نیست. 🔻 سخت‌تر این بود که مدت‌ها بر سر ما می‌کوفتند که نسل انقلاب چه خواهد کرد و هر انگی به این نسل می‌زدند و انقلاب و حتی مدیریت جنگ را هم محصول تربیت حکومت سابق حقنه می‌کردند، اما امروز پاسخ می‌دهیم، همین جوانانی که شهرها و شب‌ها را مدیریت می‌کنند و همین جماعتی که صنعت هوافضا را رشد دادند و عده‌ای که در کنار لانچرها جان‌فشانی می‌کنند، همان نسل معاصر و بعد انقلاب و تربیت شده مکتب امامین هستند. 👤 | داود رحیمی سجّاسی 🔖 | عضو هیئت علمی و مدیر گروه علوم اجتماعی دانشگاه شاهد 🆔 @saissut
انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی
📣 | فراخوان ارسال مطلب برای کانال انجمن ♦️ دانشجویان و فارغ‌التحصیلان عزیز، ایران ما این روزها ش
📃 | *این‌جا زن اندیشه دارد.* 🔻 سال‌ها با تبلیغات منفی و دروغ‌پراکنی زن را در اسلام موجودی سرخورده، وابسته و فاقد نقش اجتماعی معرفی کردند. حقا که اثبات شد زن در اسلام زنده و سازنده است. میدان‌داری و حضور پرشمار زنان در تجمعات شبانه گواهی بر این ادعاست. فریاد بلند زنی که همسر و فرزندش شهید و دیگر فرزندش جانباز شده‌است، در خون‌خواهی امام شهید امت، تصویری‌ست ماورایی از لحظه فتح اعلادرجه‌ای از تشخیص حق و تسلیم محض حق بودن. با دوگانه‌ی عاقله/عاطفه مدام کلیشه ساخته شد و زن احساسی و شکننده تعریف شد. حال در صحنه‌ی نبردهای شبانه این دوگانه شکست و پایمال شد. دیدیم تمام لطف و عطوفت و احساس در منتهای عقل حل شد و تجلی‌اش شد علم‌داری و میدان‌داری زنان در این بزنگاه سخت تاریخ. زن‌ها در بحبوحه‌ی این نبرد نقشی کلیدی به نمایش گذاردند. آن‌ها جنگیدند، نه فقط در نبردهای شبانه، بلکه برای آینده ایران. با همراه کردن فرزندان خود و انتقال ارزش‌های والایی چون وطن‌پرستی، حق‌طلبی، نفرت از مستکبر و ... به آن‌ها، در جنگ نرمی که سال‌هاست از فرزندان این مرز و بوم، معنا و ارزش را می‌زداید، پیروز شده‌اند. 🔻 زن‌ها به دست خود انعکاس تصویر دروغین از خویش را شکستند. اثبات کردند زن در ایران اسلامی ما، نه آن کلیشه‌ی زن مسلمانِ در پستویِ خانه‌ست و نه کلیشه‌ی زن مدرنِ ایرانیِ مغروق در جلوه‌های بصری. بلکه تصویر حقیقی زن در ایران اسلامی ما، موجودی زنده، سازنده، دغدغه‌مند و فهیم است که تمام تاریخ تمدن ۷۰۰۰ هزار ساله را با خود پیش برده و هرگز نقشی کم‌‌رنگ‌تر از مردان در این مسیر نداشته است. چه‌بسا علاوه بر ایفاگری نقش خود، تربیت مردانِ بازیگر این تمدن نیز برعهده‌ی آنان بوده است. در ایران اسلامی ما جایگاه زن منحصر به ‌فرد است. جایگاهی متفاوت از آن‌چه که تمدن متوحش غرب با ادعای آزادی به زن ارزانی می‌دارد. *این‌جا زن اندیشه دارد*، حرمت دارد. استقلال‌نظر دارد. نقش‌‌آفرین است. مربی است و تداوم ارزش‌های غنی را با تربیت نسل آینده تضمین می‌کند. 👤 | محبوبه بیژنی 🔖 | دانشجوی کارشناسی دانشگاه تهران 🆔 @saissut
👤 | رفیق عبدالسلام 🔖 | وزیر خارجه اسبق تونس 🔻 من یک مسلمان سنی مالکی اشعری از سرزمین عقبه بن نافع (تونس) و جامعه زیتونه هستم و از ته قلبم دعا می‌کنم که ایران بر دشمنش پیروز شود و تجاوزگر یاغی‌ای را که همه عرب‌ها و مسلمانان را تهدید می‌کند و علیه فلسطینی‌ها و لبنانی‌ها جنایت‌ها و کشتارها مرتکب شده، درهم بشکند. 🔻 اگر ما با ایران اختلافات یا کشمکش‌هایی داریم، آن را به بعد از شکستن قدرت دشمن و بازگرداندن او به عقب موکول می‌کنیم. 🆔 @saissut
📃 | تهرانِ ایستاده در جنگ، تبلورِ مدیریتِ جهادی سردارِ پایتخت 🔻 روز بیستم فروردین، در مسیر حرکت به سوی مراسم اربعین امامِ شهید، ناگزیر شدم از خیابان‌ها و بزرگراه‌های مختلفِ تهران عبور کنم. آنچه پیشِ چشمم آمد، شگفت‌انگیز بود: شهری که زیر آتش دشمن قرار دارد، در سیمای آن نه نشانی از آشفتگی دیده می‌شد و نه رنگی از اضطراب. تهران، با گل‌آرایی‌های بهاری‌اش، زیباتر و زنده‌تر از همیشه می‌نمود؛ چنان‌که گویی اراده‌ای مستحکم در کالبد این شهر جریان دارد که نمی‌گذارد چهره جنگ بر روح آن غلبه کند. 🔻 در چنین شرایطی، پرسشِ اساسی این است که رازِ این پایداری چیست؟ جامعه‌شناسی تاب‌آوری شهر تهران در دوران بمباران‌های دشمن ثابت می‌کند که «مدیریت بحران » نقشی حیاتی در حفظ نظم اجتماعی و سلامت روانی شهروندان ایفا می‌کند. این ارادهٔ استوار بر سازندگی، خود را در قلبِ پایتخت، جایی که دستِ سردارِ تهران بر ماشهٔ سازندگی است، عینیت می‌بخشد؛ تا حیاتِ شهری، لحظه‌ای از تپش بازنایستد و نبضِ پایتخت، در تندباد حوادث، همچنان زنده بماند. 🔻 در حالی که تئوری‌های کلاسیک شهری، مدیریت کلان‌شهر ها را در شرایط صلح بسیار دشوار و پرچالش می‌دانند، مشاهده تهرانِ امروز نشان از ظهور یک الگوی مدیریتی نوین دارد. این الگو که در شهردار تهران، دکتر زاکانی، به منصه ظهور رسیده است، ریشه در تجارب ارزشمند ایشان در مسئولیت‌های پیشین، از جمله نمایندگی مجلس شورای اسلامی و همچنین سابقه حضور در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل دارد. این تجارب، او را به مدیری تبدیل کرده که در کورانِ بحران، بهترین تصمیمات را با جسارت و دوراندیشی اتخاذ می‌کند. وقتی از «شهردار-سردار» سخن می‌گوییم، به دنبال واژه‌پردازی نیستیم؛ بلکه به دنبال توصیف یک سنخ‌شناسی مدیریتی هستیم که در آن، خصلت‌های یک فرماندهِ نظامی یعنی دوراندیشی، سرعت عمل و جسارت، با دانشِ یک استاد دانشگاه یعنی دقت در تشخیص و نظمِ سیستمی درهم‌آمیخته است. او نه از پشت میز، بلکه در میدان نبردی که شهر را احاطه کرده است، فرماندهی می‌کند و این حضور، حس امنیت و غرور را در رگ‌های شهر جاری کرده است. 🔻 این رویکرد فرماندهانه در تمام ابعادِ زیستِ روزمره شهروندان به وضوح قابل ردیابی است که در زیر به پاره‌ای از آن‌ها اشاره می‌کنم: 1⃣ استمرارِ بی‌وقفه در تأمین مایحتاج مردم در میادین میوه و تره‌بار: در شرایطی که شهر زیر آتش است، استمرارِ فعالیت این شبکه، علی‌رغم فشارهای بیرونی، معجزه‌ای مدیریتی محسوب می‌شود که زنجیره حیات را مستحکم نگه داشته است. 2⃣ پایداریِ شبکه حمل‌ونقل عمومی: شبکه‌ای که با وجود تمام خطرات، لحظه‌ای در خدمت‌رسانی به شهروندان دچار وقفه نشد تا جریان حرکت در پایتخت زنده بماند. 3⃣ پاکسازیِ آنیِ آثارِ جنگ از چهره شهر: پاکسازی سریع آوار و ترمیم آنی پنجره‌های شکسته در معابر اصلی، اجازه نمی‌دهد که غبارِ انفجار بر سیمای شهر بنشیند. این جدیت در ترمیم، به معنای بازسازیِ سریع امید در کالبد جامعه است. 4⃣ رویکردِ مسئولانه در اسکانِ آسیب‌دیدگانِ جنگ: نشان داد که این مدیریت، نه تنها به زیرساخت‌ها، بلکه به کرامتِ انسانیِ شهروندان نیز متعهد است. 5⃣ طراحی و اکرانِ بیلبوردهای شهری: پیام‌های شهری، بیش از آنکه ابزار تبلیغاتی باشند، مانیفستِ «امید، زندگی، غرور و وعده پیروزی»‌اند که با ظرافت و درکِ عمیق از روانشناسیِ جمعی، به مردمِ تهران آرامش و اعتماد به نفس می‌بخشند. 6⃣ زیباسازی بصری معابر شهری: در حاشیه اتوبان‌هایی مانند مدرس و چمران و ...، منظره‌ای دلنشین با گل‌آرایی‌ های رنگارنگ ایجاد شده است. این زیبایی بصری، حس خوبی به شهروندان منتقل می‌کند و یادآور امید و سرزندگی است؛ پیامی که می‌گوید حتی در شرایط سخت، نباید دست از زندگی کشید و روال عادی را نباید متوقف کرد. 🔻 این اقداماتِ فهرست شده، بی‌شک تنها بخشی از مجاهدت‌های خاموشی است که در لایه‌های مختلف مدیریت شهری در جریان است و قطعاً خدماتِ گسترده‌تری که از دید ما پنهان مانده، در حال انجام است؛ هرچند که بررسیِ جامع‌ترِ این خدمات و شناساییِ نقاطِ قابلِ بهبود، امری است که در شرایطِ عادیِ پس از جنگ، اهمیتِ ویژه‌ای خواهد یافت. 🔻 در نهایت، آنچه امروز در تهران مشاهده می‌کنیم، خروج از نُرم‌های معمولِ دیوان‌سالاری به سمت یک مدیریتِ جهادی است. این «شهردار-سردار»، با هر اقدامِ میدانی‌اش، به دشمن نشان می‌دهد که قلبِ ایران نمی‌تپد تا تسلیم شود، بلکه می‌تپد تا پیروز شود. 🔻 سپاس از مدیرِ جهادی و کلیه کار کنان شهرداری که با استقامتِ خود، نگذاشتند پایتخت ، طعمِ تلخِ شکست را بچشد. آنها تهران را نه تنها در حالِ حیات، بلکه در حالِ رشد و مقاومت نگاه داشته اند. 👤 | سهیلا صادقی 🔖 | استاد دانشگاه تهران 📆 | فروردین ۱۴۰۵ 🆔 @saissut
انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی
📣 | فراخوان ارسال مطلب برای کانال انجمن ♦️ دانشجویان و فارغ‌التحصیلان عزیز، ایران ما این روزها ش
📃 | جنگ تحمیلی سوم، قاتل روشنفکری در ایران 🔻 تاریخچه روشنفکری در ایران را می‌توان از منورالفکری در قاجار بررسی کرد. آنجا که عده ای گرفتار سطحی ترین لایه تمدن غرب بودند و نسخه علاج درد وطن را در سر تا پا غربی شدن می‌پیچیدند. از همان زمان بود که ناکارآمدی دین در پیشبرد جامعه تئوریزه شد و تا اکنون به درازا انجامید. 🔻 روشنفکران را می‌توان از بنیانگذاران استبداد استعماری رضاخان دانست، آنجا که قبله آمال ایشان یعنی انگلستان بر ایران حکومت داشت. روشنفکری چند دهه ای از ۱۳۲۰ چهره مارکسیستی به خود گرفت اما با فروپاشی شوروی و افول سیاسی مارکسیسم و بسط و نمو اندیشه پوپر در ایران، اینبار لیبرالیسم و دوباره دفاع از غرب در دستور کار روشنفکران بعد از انقلاب اسلامی قرار گرفت. 🔻 روشنفکری در سال‌های اخیر جز تمسخر هویت ایرانی اسلامی و تحقیر آن آورده ای نداشته است. آنجا که با بت سازی از غرب، آینده حمله به ایران را کشوری بدون یک تیر چراغ برق سالم تصور می کرد، آنجا که ایران را کشوری عقب افتاده با منشأ کورتکس مغزی نازک می‌دانست، آنجا که با دستمال گردن های آنچنانی به مذمت جمهوری اسلامی می‌پرداخت و او را جنگ طلب می‌نامیدند درحالی که مع الاسف سطری از تاریخ معاصر مطالعه نداشت، یا آنجا که ذکر ایرانشهری به لب، در رد امت گرایی صفحه ها سیاه می‌کرد. جنگ تحمیلی سوم اما مبطل سحر جماعت خود عالم پندار روشنفکری گشت. 🔻 جامعه جهانی بوضوح جنگ طلبی غرب را دید اما برخلاف غیب گویی های اخیر، قدرت جمهوری اسلامی و ضعف الهه غرب را نیز مشاهده کرد. جهان نظاره گر تمسخر تکنولوژی غرب بوسیله فناوری بومی ج.ا گشت. ایران اسلامی نشان داد،به خلاف لاطائلات صد و اندی ساله روشنفکران ایده مقاومت چاره ساز است. 🔻 او ثابت کرد امت گرایی فکری درست بوده و جبهه مقاومت در لبنان و عراق و یمن آن جا که روشنفکران بی غیرت روزه سکوت گرفتند به یاری او آمدند؛ هزینه دادند اما سکوت نکردند. جنگ تحمیلی سوم، کشنده تمامی توهمات روشنفکران و مایه ننگ ابدی آنان شد. 🔻 به نظر می رسد آینده روشنفکران در دوران بعد از جنگ به سیاه ترین روزگار خود خواهد رسید و دانشجویان و دانشگاهیان آنان را از سپهر علمی کشور کنار خواهند گذاشت. 👤 | محمدحسین جوی 🔖 | دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران 🆔 @saissut
📃 | جنگ رمضان و برش تاریخ 🔻 ایران به عنوان کشوری مستقل که در ۴۷ سال اخیر تلاش کرده است به جهت تحریم‌های خارجی با اتکا به درون، پیشرفت خود را رقم بزند و این خودکفایی در معظم حوزه‌ها اگر چه بالاجبار، از ایران کشوری متفاوت از همسایگان خود ساخته است. 🔻 تعارض ایران با امپریالیسم غربی، تقریبا با پیروزی انقلاب در قالب دایکاتومی اسلام و مدرنیته یا تجدد و تشیع تبلور یافت، اما انقلاب اسلامی به جهت وحدت جهان اسلام، کشورهای اسلامی منطقه را علی‌رغم فقدان استقلال سیاسی و ناسازگاری‌های نظری و عملی، (همچون حج خونین و فاجعه منا، ادعای مالکیت جزایر، خلیج عربی و همسویی با دشمنان جمهوری اسلامی در سازمان ملل و شورای امنیت و ....) تحمل کرده بود. با شروع جنگ رمضان که این کشورها به عنوان مبدا تعرض به ایران شناسایی شدند، این صبر مقدس به اتمام رسید و جمهوری اسلامی ایران این مناطق را هدف قرار داد. 🔻 در تمام این سال‌ها جمهوری اسلامی ایران، داعیه‌دار نظمی بومی و مستقل، در مقابل نظم مستقر در جهان بود که جنگ رمضان عاملی برای بازخوانی مجدد این نظم در سطح منطقه و با اعراب شد. مدیریت ایران بر تنگه هرمز و مقابله مستقیم با ابرقدرت جهان و کشورهای مشارکت کننده با آمریکا، حکایت از نظم جدید و مدیریت جمهوری اسلامی با استانداردهای متمایز از غرب است. جمهوری اسلامی عطف به عقبه‌ای تمدنی ( تمدن ایران، اسلام، ایرانی _ اسلامی) حکمرانی و گفتمانی بدیع دارد که در تمام این سال‌ها آن را تئوریزه و امروز در حال عملیاتی کردن آن است. قطعا ما به زودی تاریخ را به قبل و بعد از جنگ رمضان تقسیم خواهیم کرد. 👤 | داود رحیمی سجّاسی 🔖 | عضو هیئت علمی و مدیر گروه علوم اجتماعی دانشگاه شاهد 🆔 @saissut
👤 | الحسن بن علی الکتانی 🔖 | از علمای برجسته اهل سنت در مراکش 🔻 ای اهل سنت، این پند را از من بپذیرید: خواه از سخنم خشمگین شوید یا نه، من خیرخواهی امین برای شما هستم. به یقین، با آن موضع‌گیری‌هایی که از خود نشان دادید و حملات شدیدتان علیه شیعیان و ایران در حالی که آنان با دشمنان بشریت و قاتلان پیامبران علیه‌السلام روبرویند، اعتماد مردم را نسبت به خود از دست می‌دهید و سرمایه خود را در میان امت اسلامی تضعیف می‌کنید. 🔻 مردم بر فطرت خود دوستدار کسی هستند که قدرتمند باشد و در برابر زورگویان ایستادگی کند. پس وقتی ببینند شما کاری جز مقابله با کسی که با سرسخت‌ترین دشمنان امت می‌جنگد انجام نمی‌دهید و در مقابل، در برابر ستمگران و همکارانشان از میان رهبرانتان سکوت می‌کنید، خودبه‌خود شما را کنار خواهند زد. 🔻 خدایا من برای شما خیرخواهی می‌کنم و من از اهل سنت هستم و می‌بینم که موضع من همان حقّی است که متون دینی و آموزه‌های امامانمان آن را ایجاب می‌کند. والله الموفق و الهادی 🆔 @saissut
📃 | *بعثت مردم راز خون امام بود* *بخش اول* 🔻آنچه این روزها در خیابان‌های ایران و در متن جانِ جامعه می‌گذرد، فراتر از یک کنش سیاسی متعارف است. ما با یک رخداد عظیم روبروییم که حتی چند صد سال یک‌بار هم در تاریخ تمدن‌ها رخ نمی‌دهد. ما شاهدِ بعثت دوباره‌ی مردم و قیام علیه دهه‌ها سیاست‌زدایی هستیم که تلاش داشت پیوند ارگانیک مردم با آرمان‌های انقلاب را قطع کند. بسیج مردمی در ۴۷ سالگی یک انقلاب بی‌سابقه است. 🔻بسیاری از تحلیل‌گران غربی و مقلدان داخلی آن‌ها، همواره با تئوری‌های ترجمه‌ای به سراغ انقلاب اسلامی می‌آیند اما حقیقت این است که استمرارِ حضور توده‌ای در ایرانِ امروز، در تاریخ تمام انقلاب‌های مدرن بی‌نظیر است. اگر نگاهی به انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه بیندازیم، می‌بینیم که تنها ۱۰ سال بعد با کودتای ناپلئون به امپراتوری ختم شد و ۵۰ سال بعد، دیگر اثری از آن حضور خیابانی نبود و بوربون‌ها بازگشته بودند. در انقلاب ۱۹۱۷ روسیه نیز وضعیت همین بود. ۵۰ سال بعد، یک بوروکراسی صلب حزبی جایگزین شور انقلابی شده بود. اما در ایران، ۴۷ سال پس از پیروزی، ما شاهد یک قدرتِ بسیج‌گریِ شگفت‌انگیز هستیم. این پدیده باید در کلاس‌های جامعه‌شناسی سیاسی تدریس شود و نظریاتی نو برای تبیین این «استمرار تاریخی» تولید گردد. 🔻 مدت‌هاست که آکادمیسین‌های تکنوکرات و ژورنالیست‌های متأثر از مشهورات غربی، از «فروپاشی اجتماعی» و «جدایی حاکمیت از مردم» در ایران سخن می‌گویند. ریشه‌ی این تحلیل‌های غلط در نادیده گرفتن پایگاه اجتماعی تمدن نوین ایرانی-اسلامی است. این تحلیل‌گران که صرفاً تئوری‌های غربی را ترجمه می‌کنند، تنها لایه‌ی فوقانیِ طبقه‌ی متوسط مرفه را می‌دیدند و گمان می‌کردند «مردم» یعنی همین قشر؛ چرا که آن‌ها رسانه و صدا داشتند. اما توده‌ی اعماق جامعه، در سکوت، هویت خود را حفظ کرد و در بزنگاه بروز داد. معمار این نظم تمدنی،‌ حضرت آیت‌الله شهید، امام خامنه‌ای بود. 🔻آن تئوری‌ که مردم را نادیده می‌گرفت، به عدالت هم بی‌توجه بود. آنچه باعث شد این پیوند هویتی در سال‌های اخیر قدری کمرنگ به نظر برسد، سیطره‌ی سیاست‌های نئولیبرالی و تکنوکراتیک در دو سه دهه‌ی اخیر بود. نئولیبرالیسم یعنی دور کردن مردم از عرصه با این بهانه که حکومت مسئولیتی در قبال معیشت و عدالت ندارد. این جریان غرب‌زده با نادیده گرفتن عدالت اجتماعی، عملاً عرصه را از مردم گرفت. اما پیوند هویتی ملت در ناخودآگاه تاریخی‌شان همچنان برقرار بود. 🔻شهادت مظلومانه و حماسی امام خامنه‌ای، آن رشته‌ی مستحکمی بود که دوباره ناخودآگاه ملت را به فعلیت رساند. ایشان با زندگی ساده در مرکز شهر و در خانه‌ای معمولی، تمام تصویرسازی‌های دروغین رسانه‌های امپریالیستی را در هم شکستند. به تعبیر هگلی، روح مطلق که «در خود» بود، به واسطه‌ی این خون، «برای خود» شد و به آگاهی رسید. شهادت ایشان «راز خون» را فاش کرد و خون تازه‌ای در رگ‌های نهضت جاری ساخت. تجاوز بربرگونه‌ی دشمن به زیرساخت‌ها و شهادت دانش‌آموزان مظلوم، هرگونه فریبِ تبلیغات حقوق بشری غرب را کنار زد و ما را در وضعیت «دفاع مقدس تمدنی» قرار داد. 🔻جمله «مردم مبعوث می‌شوند» از سنخ حکمت بود. سخنان رهبر شهید در ۲۸ بهمن ماه، از سنخ دانش حصولی و فرمول‌های مرسوم فلسفی و ساینس نبود. آن یک «اشراق» و دریافت حکیمانه بود. وقتی ایشان فرمودند مردم در خیابان‌ها مبعوث خواهند شد، در واقع رستاخیزِ مؤلفه‌های هویتی عالم ایرانی-اسلامی را می‌دیدند. این شهادت از جنس عاشورا بود. شهادتی که به وسعت یک تاریخ استمرار می‌بخشد و قدرت پنهان ملت را بیدار می‌کند. 🔻پروژه ملت‌سازی پهلوی شکست خورد. ما باید بدانیم که ایران یک «ملت» به معنای حقیقی است، نه یک برساختِ مصنوعی. تلقی مدرن و سکولار از «دولت-ملت» که ریشه در اندیشه‌های ماکیاولی دارد، با هویت ما ناسازگار است. رژیم پهلوی تلاش کرد با باستان‌گرایی افراطی و جشن‌های ۲۵۰۰ ساله، یک مفهوم سکولار از ملت بسازد، اما این پروژه شکست خورد. امروز می‌بینیم همان عشایری که رضاخان قصد داشت هویتشان را ذیل پروژه‌ی مدرنیته هضم کند، با همان تفنگ‌های برنو به پاسداری از این خاک در برابر متجاوز برخاسته‌اند. 🔻زعامت رهبر شهید انقلاب، نظم سیاسی و ملت ساخت. اگر در دوران امام خمینی (ره) حرکت ما جنبه‌ی سلبی نسبت به نظم مدرن داشت، در دوران امامت شهید آیت‌الله خامنه‌ای، ما به سمت یک نظم ایجابی تازه حرکت کردیم. ایشان ملتی را ساختند که اراده‌ی تاریخی دارد. این ملت، ورژن جدیدی از هویت ایرانی-اسلامی است که علیه سیطره‌ی مدرنیته قیام کرده و افق آن عدالت‌طلبی است. 👤 | شهریار زرشناس 🔖 | عضو هیئت علمی دانشگاه سوره 🆔 @saissut
📃 | *بعثت مردم راز خون امام بود* *بخش دوم* 🔻هدف دشمن «دانش‌زدایی» است. حملات دشمن به دانشگاه‌ها و مراکز علمی ما تصادفی نیست. دشمن به‌درستی درک کرده است که قدرت ما بر دو ستون «دین» و «دانش» استوار است. دین به ما شجاعت و استمرار هویتی می‌بخشد و دانش، قدرت دفاعی و تکنولوژیک همچون موشک‌های سجیل و پهپادها را فراهم می‌آورد. 🔻 انگیزه‌های دینی و ملی از هم جدا نیستند. این همان پیوند «امت و امامت» است که در قالب یک دولت-ملت نوین تجلی یافته است. مسیر انقلاب صنعتی از استقلال و توان نظامی می‌گذرد. ما باید بپذیریم که استقلال هزینه دارد. مسیر صنعتی شدنِ واقعی، از نقطه‌ی نظامی آغاز می‌شود؛ همان‌گونه که پروسِ در زمان بیسمارک یا ژاپن و چین و روسیه این مسیر را طی کردند. انقلاب صنعتی ما با تکیه بر ظرفیت‌های بومی نظامی رخ داده است. 🔻 رفاه و بهروزی اقتصادی بدونِ استقلال و توانمندیِ بازدارنده ممکن نیست. پارادایم باید به سمت عدالت‌طلبی و توجه به مردم تغییر کند. پیامِ این بعثت دوباره به لایه‌های مدیریتی کشور روشن است. مدیریت سیاسی ما بر پایه‌ی نظام امت و امامت، بیشترین پیوند را با مردم دارد، اما لایه‌های میانی که هنوز درگیر نسخه‌های لیبرال و بوروکراتیک هستند، باید تغییر کنند. تفکر انقلابی که در عرصه‌ی نظامی حماسه آفرید، باید وارد عرصه‌ی اقتصاد و فرهنگ شود. مطالبات مشروع این مردم که پای ولایت ایستاده‌اند، باید شنیده شود و روح عدالت‌طلبی محور تمام سیاست‌گذاری‌ها قرار گیرد تا مردم ثمره‌ی این ایستادگی را در زندگی روزمره‌ی خود حس کنند. 👤 | شهریار زرشناس 🔖 | عضو هیئت علمی دانشگاه سوره 🆔 @saissut