📃 | تهرانِ ایستاده در جنگ، تبلورِ مدیریتِ جهادی سردارِ پایتخت
🔻 روز بیستم فروردین، در مسیر حرکت به سوی مراسم اربعین امامِ شهید، ناگزیر شدم از خیابانها و بزرگراههای مختلفِ تهران عبور کنم. آنچه پیشِ چشمم آمد، شگفتانگیز بود: شهری که زیر آتش دشمن قرار دارد، در سیمای آن نه نشانی از آشفتگی دیده میشد و نه رنگی از اضطراب.
تهران، با گلآراییهای بهاریاش، زیباتر و زندهتر از همیشه مینمود؛ چنانکه گویی ارادهای مستحکم در کالبد این شهر جریان دارد که نمیگذارد چهره جنگ بر روح آن غلبه کند.
🔻 در چنین شرایطی، پرسشِ اساسی این است که رازِ این پایداری چیست؟ جامعهشناسی تابآوری شهر تهران در دوران بمبارانهای دشمن ثابت میکند که «مدیریت بحران » نقشی حیاتی در حفظ نظم اجتماعی و سلامت روانی شهروندان ایفا میکند. این ارادهٔ استوار بر سازندگی، خود را در قلبِ پایتخت، جایی که دستِ سردارِ تهران بر ماشهٔ سازندگی است، عینیت میبخشد؛ تا حیاتِ شهری، لحظهای از تپش بازنایستد و نبضِ پایتخت، در تندباد حوادث، همچنان زنده بماند.
🔻 در حالی که تئوریهای کلاسیک شهری، مدیریت کلانشهر ها را در شرایط صلح بسیار دشوار و پرچالش میدانند، مشاهده تهرانِ امروز نشان از ظهور یک الگوی مدیریتی نوین دارد. این الگو که در شهردار تهران، دکتر زاکانی، به منصه ظهور رسیده است، ریشه در تجارب ارزشمند ایشان در مسئولیتهای پیشین، از جمله نمایندگی مجلس شورای اسلامی و همچنین سابقه حضور در جبهههای نبرد حق علیه باطل دارد. این تجارب، او را به مدیری تبدیل کرده که در کورانِ بحران، بهترین تصمیمات را با جسارت و دوراندیشی اتخاذ میکند. وقتی از «شهردار-سردار» سخن میگوییم، به دنبال واژهپردازی نیستیم؛ بلکه به دنبال توصیف یک سنخشناسی مدیریتی هستیم که در آن، خصلتهای یک فرماندهِ نظامی یعنی دوراندیشی، سرعت عمل و جسارت، با دانشِ یک استاد دانشگاه یعنی دقت در تشخیص و نظمِ سیستمی درهمآمیخته است. او نه از پشت میز، بلکه در میدان نبردی که شهر را احاطه کرده است، فرماندهی میکند و این حضور، حس امنیت و غرور را در رگهای شهر جاری کرده است.
🔻 این رویکرد فرماندهانه در تمام ابعادِ زیستِ روزمره شهروندان به وضوح قابل ردیابی است که در زیر به پارهای از آنها اشاره میکنم:
1⃣ استمرارِ بیوقفه در تأمین مایحتاج مردم در میادین میوه و ترهبار: در شرایطی که شهر زیر آتش است، استمرارِ فعالیت این شبکه، علیرغم فشارهای بیرونی، معجزهای مدیریتی محسوب میشود که زنجیره حیات را مستحکم نگه داشته است.
2⃣ پایداریِ شبکه حملونقل عمومی: شبکهای که با وجود تمام خطرات، لحظهای در خدمترسانی به شهروندان دچار وقفه نشد تا جریان حرکت در پایتخت زنده بماند.
3⃣ پاکسازیِ آنیِ آثارِ جنگ از چهره شهر: پاکسازی سریع آوار و ترمیم آنی پنجرههای شکسته در معابر اصلی، اجازه نمیدهد که غبارِ انفجار بر سیمای شهر بنشیند. این جدیت در ترمیم، به معنای بازسازیِ سریع امید در کالبد جامعه است.
4⃣ رویکردِ مسئولانه در اسکانِ آسیبدیدگانِ جنگ: نشان داد که این مدیریت، نه تنها به زیرساختها، بلکه به کرامتِ انسانیِ شهروندان نیز متعهد است.
5⃣ طراحی و اکرانِ بیلبوردهای شهری: پیامهای شهری، بیش از آنکه ابزار تبلیغاتی باشند، مانیفستِ «امید، زندگی، غرور و وعده پیروزی»اند که با ظرافت و درکِ عمیق از روانشناسیِ جمعی، به مردمِ تهران آرامش و اعتماد به نفس میبخشند.
6⃣ زیباسازی بصری معابر شهری: در حاشیه اتوبانهایی مانند مدرس و چمران و ...، منظرهای دلنشین با گلآرایی های رنگارنگ ایجاد شده است. این زیبایی بصری، حس خوبی به شهروندان منتقل میکند و یادآور امید و سرزندگی است؛ پیامی که میگوید حتی در شرایط سخت، نباید دست از زندگی کشید و روال عادی را نباید متوقف کرد.
🔻 این اقداماتِ فهرست شده، بیشک تنها بخشی از مجاهدتهای خاموشی است که در لایههای مختلف مدیریت شهری در جریان است و قطعاً خدماتِ گستردهتری که از دید ما پنهان مانده، در حال انجام است؛ هرچند که بررسیِ جامعترِ این خدمات و شناساییِ نقاطِ قابلِ بهبود، امری است که در شرایطِ عادیِ پس از جنگ، اهمیتِ ویژهای خواهد یافت.
🔻 در نهایت، آنچه امروز در تهران مشاهده میکنیم، خروج از نُرمهای معمولِ دیوانسالاری به سمت یک مدیریتِ جهادی است. این «شهردار-سردار»، با هر اقدامِ میدانیاش، به دشمن نشان میدهد که قلبِ ایران نمیتپد تا تسلیم شود، بلکه میتپد تا پیروز شود.
🔻 سپاس از مدیرِ جهادی و کلیه کار کنان شهرداری که با استقامتِ خود، نگذاشتند پایتخت ، طعمِ تلخِ شکست را بچشد. آنها تهران را نه تنها در حالِ حیات، بلکه در حالِ رشد و مقاومت نگاه داشته اند.
👤 | سهیلا صادقی
🔖 | استاد دانشگاه تهران
📆 | فروردین ۱۴۰۵
🆔 @saissut
انجمن علمی علوم اجتماعی اسلامی
📣 | فراخوان ارسال مطلب برای کانال انجمن ♦️ دانشجویان و فارغالتحصیلان عزیز، ایران ما این روزها ش
📃 | جنگ تحمیلی سوم، قاتل روشنفکری در ایران
🔻 تاریخچه روشنفکری در ایران را میتوان از منورالفکری در قاجار بررسی کرد. آنجا که عده ای گرفتار سطحی ترین لایه تمدن غرب بودند و نسخه علاج درد وطن را در سر تا پا غربی شدن میپیچیدند. از همان زمان بود که ناکارآمدی دین در پیشبرد جامعه تئوریزه شد و تا اکنون به درازا انجامید.
🔻 روشنفکران را میتوان از بنیانگذاران استبداد استعماری رضاخان دانست، آنجا که قبله آمال ایشان یعنی انگلستان بر ایران حکومت داشت.
روشنفکری چند دهه ای از ۱۳۲۰ چهره مارکسیستی به خود گرفت اما با فروپاشی شوروی و افول سیاسی مارکسیسم و بسط و نمو اندیشه پوپر در ایران، اینبار لیبرالیسم و دوباره دفاع از غرب در دستور کار روشنفکران بعد از انقلاب اسلامی قرار گرفت.
🔻 روشنفکری در سالهای اخیر جز تمسخر هویت ایرانی اسلامی و تحقیر آن آورده ای نداشته است. آنجا که با بت سازی از غرب، آینده حمله به ایران را کشوری بدون یک تیر چراغ برق سالم تصور می کرد، آنجا که ایران را کشوری عقب افتاده با منشأ کورتکس مغزی نازک میدانست، آنجا که با دستمال گردن های آنچنانی به مذمت جمهوری اسلامی میپرداخت و او را جنگ طلب مینامیدند درحالی که مع الاسف سطری از تاریخ معاصر مطالعه نداشت، یا آنجا که ذکر ایرانشهری به لب، در رد امت گرایی صفحه ها سیاه میکرد.
جنگ تحمیلی سوم اما مبطل سحر جماعت خود عالم پندار روشنفکری گشت.
🔻 جامعه جهانی بوضوح جنگ طلبی غرب را دید اما برخلاف غیب گویی های اخیر، قدرت جمهوری اسلامی و ضعف الهه غرب را نیز مشاهده کرد.
جهان نظاره گر تمسخر تکنولوژی غرب بوسیله فناوری بومی ج.ا گشت.
ایران اسلامی نشان داد،به خلاف لاطائلات صد و اندی ساله روشنفکران ایده مقاومت چاره ساز است.
🔻 او ثابت کرد امت گرایی فکری درست بوده و جبهه مقاومت در لبنان و عراق و یمن آن جا که روشنفکران بی غیرت روزه سکوت گرفتند به یاری او آمدند؛ هزینه دادند اما سکوت نکردند.
جنگ تحمیلی سوم، کشنده تمامی توهمات روشنفکران و مایه ننگ ابدی آنان شد.
🔻 به نظر می رسد آینده روشنفکران در دوران بعد از جنگ به سیاه ترین روزگار خود خواهد رسید و دانشجویان و دانشگاهیان آنان را از سپهر علمی کشور کنار خواهند گذاشت.
👤 | محمدحسین جوی
🔖 | دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران
🆔 @saissut
📃 | جنگ رمضان و برش تاریخ
🔻 ایران به عنوان کشوری مستقل که در ۴۷ سال اخیر تلاش کرده است به جهت تحریمهای خارجی با اتکا به درون، پیشرفت خود را رقم بزند و این خودکفایی در معظم حوزهها اگر چه بالاجبار، از ایران کشوری متفاوت از همسایگان خود ساخته است.
🔻 تعارض ایران با امپریالیسم غربی، تقریبا با پیروزی انقلاب در قالب دایکاتومی اسلام و مدرنیته یا تجدد و تشیع تبلور یافت، اما انقلاب اسلامی به جهت وحدت جهان اسلام، کشورهای اسلامی منطقه را علیرغم فقدان استقلال سیاسی و ناسازگاریهای نظری و عملی، (همچون حج خونین و فاجعه منا، ادعای مالکیت جزایر، خلیج عربی و همسویی با دشمنان جمهوری اسلامی در سازمان ملل و شورای امنیت و ....) تحمل کرده بود.
با شروع جنگ رمضان که این کشورها به عنوان مبدا تعرض به ایران شناسایی شدند، این صبر مقدس به اتمام رسید و جمهوری اسلامی ایران این مناطق را هدف قرار داد.
🔻 در تمام این سالها جمهوری اسلامی ایران، داعیهدار نظمی بومی و مستقل، در مقابل نظم مستقر در جهان بود که جنگ رمضان عاملی برای بازخوانی مجدد این نظم در سطح منطقه و با اعراب شد. مدیریت ایران بر تنگه هرمز و مقابله مستقیم با ابرقدرت جهان و کشورهای مشارکت کننده با آمریکا، حکایت از نظم جدید و مدیریت جمهوری اسلامی با استانداردهای متمایز از غرب است.
جمهوری اسلامی عطف به عقبهای تمدنی ( تمدن ایران، اسلام، ایرانی _ اسلامی) حکمرانی و گفتمانی بدیع دارد که در تمام این سالها آن را تئوریزه و امروز در حال عملیاتی کردن آن است.
قطعا ما به زودی تاریخ را به قبل و بعد از جنگ رمضان تقسیم خواهیم کرد.
👤 | داود رحیمی سجّاسی
🔖 | عضو هیئت علمی و مدیر گروه علوم اجتماعی دانشگاه شاهد
🆔 @saissut
👤 | الحسن بن علی الکتانی
🔖 | از علمای برجسته اهل سنت در مراکش
🔻 ای اهل سنت، این پند را از من بپذیرید:
خواه از سخنم خشمگین شوید یا نه، من خیرخواهی امین برای شما هستم. به یقین، با آن موضعگیریهایی که از خود نشان دادید و حملات شدیدتان علیه شیعیان و ایران در حالی که آنان با دشمنان بشریت و قاتلان پیامبران علیهالسلام روبرویند، اعتماد مردم را نسبت به خود از دست میدهید و سرمایه خود را در میان امت اسلامی تضعیف میکنید.
🔻 مردم بر فطرت خود دوستدار کسی هستند که قدرتمند باشد و در برابر زورگویان ایستادگی کند. پس وقتی ببینند شما کاری جز مقابله با کسی که با سرسختترین دشمنان امت میجنگد انجام نمیدهید و در مقابل، در برابر ستمگران و همکارانشان از میان رهبرانتان سکوت میکنید، خودبهخود شما را کنار خواهند زد.
🔻 خدایا من برای شما خیرخواهی میکنم و من از اهل سنت هستم و میبینم که موضع من همان حقّی است که متون دینی و آموزههای امامانمان آن را ایجاب میکند.
والله الموفق و الهادی
#ملل_مسلمان
🆔 @saissut
📃 | *بعثت مردم راز خون امام بود*
*بخش اول*
🔻آنچه این روزها در خیابانهای ایران و در متن جانِ جامعه میگذرد، فراتر از یک کنش سیاسی متعارف است. ما با یک رخداد عظیم روبروییم که حتی چند صد سال یکبار هم در تاریخ تمدنها رخ نمیدهد. ما شاهدِ بعثت دوبارهی مردم و قیام علیه دههها سیاستزدایی هستیم که تلاش داشت پیوند ارگانیک مردم با آرمانهای انقلاب را قطع کند. بسیج مردمی در ۴۷ سالگی یک انقلاب بیسابقه است.
🔻بسیاری از تحلیلگران غربی و مقلدان داخلی آنها، همواره با تئوریهای ترجمهای به سراغ انقلاب اسلامی میآیند اما حقیقت این است که استمرارِ حضور تودهای در ایرانِ امروز، در تاریخ تمام انقلابهای مدرن بینظیر است. اگر نگاهی به انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه بیندازیم، میبینیم که تنها ۱۰ سال بعد با کودتای ناپلئون به امپراتوری ختم شد و ۵۰ سال بعد، دیگر اثری از آن حضور خیابانی نبود و بوربونها بازگشته بودند. در انقلاب ۱۹۱۷ روسیه نیز وضعیت همین بود. ۵۰ سال بعد، یک بوروکراسی صلب حزبی جایگزین شور انقلابی شده بود. اما در ایران، ۴۷ سال پس از پیروزی، ما شاهد یک قدرتِ بسیجگریِ شگفتانگیز هستیم. این پدیده باید در کلاسهای جامعهشناسی سیاسی تدریس شود و نظریاتی نو برای تبیین این «استمرار تاریخی» تولید گردد.
🔻 مدتهاست که آکادمیسینهای تکنوکرات و ژورنالیستهای متأثر از مشهورات غربی، از «فروپاشی اجتماعی» و «جدایی حاکمیت از مردم» در ایران سخن میگویند. ریشهی این تحلیلهای غلط در نادیده گرفتن پایگاه اجتماعی تمدن نوین ایرانی-اسلامی است. این تحلیلگران که صرفاً تئوریهای غربی را ترجمه میکنند، تنها لایهی فوقانیِ طبقهی متوسط مرفه را میدیدند و گمان میکردند «مردم» یعنی همین قشر؛ چرا که آنها رسانه و صدا داشتند. اما تودهی اعماق جامعه، در سکوت، هویت خود را حفظ کرد و در بزنگاه بروز داد. معمار این نظم تمدنی، حضرت آیتالله شهید، امام خامنهای بود.
🔻آن تئوری که مردم را نادیده میگرفت، به عدالت هم بیتوجه بود. آنچه باعث شد این پیوند هویتی در سالهای اخیر قدری کمرنگ به نظر برسد، سیطرهی سیاستهای نئولیبرالی و تکنوکراتیک در دو سه دههی اخیر بود. نئولیبرالیسم یعنی دور کردن مردم از عرصه با این بهانه که حکومت مسئولیتی در قبال معیشت و عدالت ندارد. این جریان غربزده با نادیده گرفتن عدالت اجتماعی، عملاً عرصه را از مردم گرفت. اما پیوند هویتی ملت در ناخودآگاه تاریخیشان همچنان برقرار بود.
🔻شهادت مظلومانه و حماسی امام خامنهای، آن رشتهی مستحکمی بود که دوباره ناخودآگاه ملت را به فعلیت رساند. ایشان با زندگی ساده در مرکز شهر و در خانهای معمولی، تمام تصویرسازیهای دروغین رسانههای امپریالیستی را در هم شکستند. به تعبیر هگلی، روح مطلق که «در خود» بود، به واسطهی این خون، «برای خود» شد و به آگاهی رسید. شهادت ایشان «راز خون» را فاش کرد و خون تازهای در رگهای نهضت جاری ساخت. تجاوز بربرگونهی دشمن به زیرساختها و شهادت دانشآموزان مظلوم، هرگونه فریبِ تبلیغات حقوق بشری غرب را کنار زد و ما را در وضعیت «دفاع مقدس تمدنی» قرار داد.
🔻جمله «مردم مبعوث میشوند» از سنخ حکمت بود. سخنان رهبر شهید در ۲۸ بهمن ماه، از سنخ دانش حصولی و فرمولهای مرسوم فلسفی و ساینس نبود. آن یک «اشراق» و دریافت حکیمانه بود. وقتی ایشان فرمودند مردم در خیابانها مبعوث خواهند شد، در واقع رستاخیزِ مؤلفههای هویتی عالم ایرانی-اسلامی را میدیدند. این شهادت از جنس عاشورا بود. شهادتی که به وسعت یک تاریخ استمرار میبخشد و قدرت پنهان ملت را بیدار میکند.
🔻پروژه ملتسازی پهلوی شکست خورد.
ما باید بدانیم که ایران یک «ملت» به معنای حقیقی است، نه یک برساختِ مصنوعی. تلقی مدرن و سکولار از «دولت-ملت» که ریشه در اندیشههای ماکیاولی دارد، با هویت ما ناسازگار است. رژیم پهلوی تلاش کرد با باستانگرایی افراطی و جشنهای ۲۵۰۰ ساله، یک مفهوم سکولار از ملت بسازد، اما این پروژه شکست خورد. امروز میبینیم همان عشایری که رضاخان قصد داشت هویتشان را ذیل پروژهی مدرنیته هضم کند، با همان تفنگهای برنو به پاسداری از این خاک در برابر متجاوز برخاستهاند.
🔻زعامت رهبر شهید انقلاب، نظم سیاسی و ملت ساخت. اگر در دوران امام خمینی (ره) حرکت ما جنبهی سلبی نسبت به نظم مدرن داشت، در دوران امامت شهید آیتالله خامنهای، ما به سمت یک نظم ایجابی تازه حرکت کردیم. ایشان ملتی را ساختند که ارادهی تاریخی دارد. این ملت، ورژن جدیدی از هویت ایرانی-اسلامی است که علیه سیطرهی مدرنیته قیام کرده و افق آن عدالتطلبی است.
👤 | شهریار زرشناس
🔖 | عضو هیئت علمی دانشگاه سوره
🆔 @saissut
📃 | *بعثت مردم راز خون امام بود*
*بخش دوم*
🔻هدف دشمن «دانشزدایی» است. حملات دشمن به دانشگاهها و مراکز علمی ما تصادفی نیست. دشمن بهدرستی درک کرده است که قدرت ما بر دو ستون «دین» و «دانش» استوار است. دین به ما شجاعت و استمرار هویتی میبخشد و دانش، قدرت دفاعی و تکنولوژیک همچون موشکهای سجیل و پهپادها را فراهم میآورد.
🔻 انگیزههای دینی و ملی از هم جدا نیستند. این همان پیوند «امت و امامت» است که در قالب یک دولت-ملت نوین تجلی یافته است. مسیر انقلاب صنعتی از استقلال و توان نظامی میگذرد. ما باید بپذیریم که استقلال هزینه دارد. مسیر صنعتی شدنِ واقعی، از نقطهی نظامی آغاز میشود؛ همانگونه که پروسِ در زمان بیسمارک یا ژاپن و چین و روسیه این مسیر را طی کردند. انقلاب صنعتی ما با تکیه بر ظرفیتهای بومی نظامی رخ داده است.
🔻 رفاه و بهروزی اقتصادی بدونِ استقلال و توانمندیِ بازدارنده ممکن نیست. پارادایم باید به سمت عدالتطلبی و توجه به مردم تغییر کند. پیامِ این بعثت دوباره به لایههای مدیریتی کشور روشن است. مدیریت سیاسی ما بر پایهی نظام امت و امامت، بیشترین پیوند را با مردم دارد، اما لایههای میانی که هنوز درگیر نسخههای لیبرال و بوروکراتیک هستند، باید تغییر کنند. تفکر انقلابی که در عرصهی نظامی حماسه آفرید، باید وارد عرصهی اقتصاد و فرهنگ شود. مطالبات مشروع این مردم که پای ولایت ایستادهاند، باید شنیده شود و روح عدالتطلبی محور تمام سیاستگذاریها قرار گیرد تا مردم ثمرهی این ایستادگی را در زندگی روزمرهی خود حس کنند.
👤 | شهریار زرشناس
🔖 | عضو هیئت علمی دانشگاه سوره
🆔 @saissut
📃 | شکوفههای میناب، سند رسوایی مدعیان حقوق بشر
🔻 به عنوان جامعهشناسی که سالها وقت خویش را صرف کندوکاو در ژرفای زندگی زن ایرانی کردهام، همواره بر این باور بوده و هستم که هویت زن ایرانی ، هرگز در بندِ ابژهشدگیِ و سرکوب گرفتار نیامده است. زن ایرانی، ارادهای است که در اعماق تاریخ ریشه دوانده و بر اساس آن سربلندی و اصالت خود را بنا نهاده است. کسانی که با دستآویز قرار دادن «حجاب و پوشش» در سال ۱۴۰۱، کوشیدند تا شالوده جامعه ایران را بلرزانند و روایتگر «آزادی» در معنای ابژهگونِ غربی شوند، در فهم این حقیقت بنیادین عاجز ماندند که زن ایرانی، فراتر از هر نماد ظاهری، در ساحتِ اندیشه و اراده زیست میکند.
🔻 حال، به موازات این فهم جامعهشناختی، صحنه هولناکی گشوده میشود که نه تنها سعی دارد که اراده زن ایرانی را هدف قرار دهد، بلکه وقیحانه می کو شد تا شکوه «دانش» و «آینده» او را به مسلخ ببرد، حمله وحشیانه به مدرسه دخترانه میناب، نه یک اقدام تروریستی گذرا، که ضربهای
حسابشده بر پیکره تمدنساز این سرزمین است. این کشتار، نفیِ آشکارِ آن نویدِ فردایی بود که دختران ما در دلِ نیمکتهای چوبی، با آرزوی ساختن جهانی بهتر، در سر میپروراندند. این عمل، افشاگرِ چهره کریه کسانی است که با نقابِ دلسوزی، نه تنها حقوق زن، بلکه اصلِ «امکانِ زیستِ انسانی» را انکار میکنند.
و در اوج این تناقضِ هولناک، آن هنگام که نقاب از چهرههای آلوده به فساد و تباهی فرو میافتد، جهانی را در برابر یک «طنز تلخ» قرار میدهد.
🔻 درست دو روز پس از پرپر شدنِ شکوفههای میناب، همسرِ یکی از منفورترین چهرههای سیاسی تاریخ معاصر، که پروندهاش در تباهیهای اخلاقی و ارتباط با شبکههای پلیدِ کودکآزاری چون جفری اپستین، مملو از اتهاماتِ اثباتشده است بر مسندِ ریاست «کمیسیون حقوق بشر» مینشیند تا از «حقوق کودکان در جنگ» سخن بگوید! این مسخرهتر از هر تمسخری است؛ قماربازانی که جنگ را آغاز میکنند، سرزمینها را اشغال میکنند، و سپس، در ژستِ مدعیانِ بشردوستی، جلساتِ حقوق کودک تشکیل میدهند. طنز سیاه آنجاست که دونالد ترامپ، با آن سوابقِ قماربازی و خودشیفتگی مفرط، بانیِ این چرخه قدرت است و همسرش، ملانیا ترامپ، در مقامِ ریاستِ شورا، بر جنایات جنگی که ریشه در سیاستهای جنون آمیز همسرش دارد، سرپوش میگذارد.
🔻 این واقعیتِ عریانِ جهانِی است که تحتِ سلطه روایتهای جعلی گرفتار است؛ جهانی که در آن، «حقوق بشر» به ابزاری برای پیشبردِ اهدافِ استعماری بدل شده است. خونِ دخترانِ میناب، نه تنها بر دامنِ عاملانِ مستقیم، بلکه بر چهرهِ تمامِ مدعیانِ دروغینِ حقوقِ بشر، لکه ننگ و سیاهی خواهد بود. این خون، فریادِ مقاومتِ ملتِ ایران را در برابرِ این بازیِ شیطانیِ قدرت، به خروش در می آورد. زنان ایران زمین ، نه تنها به تاریخ معاصر، بلکه به کالبد این ریاکاری جهانی مینگرند و با نگاهی تیزبین و عمیق، به جهانیان نشان میدهند که زن مسلمان ایرانی، هرگز ابژهای رام برای تفسیرهای بیمارگونه نبوده و نخواهد بود. ما این رسواییِ تاریخی را تا ابد به یاد خواهیم داشت و اجازه نخواهیم داد تا تاریکیِ این جنایت، در زیرِ لفافههای دروغینِ «نا تمدن غرب »پنهان بماند. این نه فقط یک فاجعه ملی، که سند محکمی بر فروپاشی اخلاقی جامعه سیاه غربی است.
👤 | سهیلا صادقی
🔖 | استاد دانشگاه تهران
🆔 @saissut
👤 | سناتور شهو سانی
🔖 | فعال حقوق بشر، نویسنده و سیاستمدار شناختهشده نیجریهای
🔻 همه دولت ایران را به خاطر کشتن معترضان بدون سلاح مورد انتقاد و محکومیت قرار دادند، تا اینکه ترامپ اعتراف کرد که آنها برای معترضان سلاح فرستادهاند.
#ملل_مسلمان
🆔 @saissut
📃 | *واکاوی یک بحران خاموش در امنیت ملی*
🔻یکی از بزرگترین خطاهای استراتژیک در دوران گذار، تقلیل دادن مفهوم مرز به سیم خاردار، خاکریز و رادارهای پدافندی است. ما در دورانی زندگی میکنیم که جغرافیای نبرد تغییر کرده است. امروز مسئله اصلی، فقط تصرف خاک نیست، بلکه تصرف توجه و نظام محاسباتی انسانهاست. این پدیده بسیار خطرناک را میتوانیم «استعمار الگوریتمی» بنامیم؛ بحرانی که در آن، بدون شلیک حتی یک گلوله، ذهن جامعه به اشغال پلتفرمهای بیگانه در میآید. اگر بخواهیم امنیت ملی را در عصر جدید فرمول بندی کنیم، با این معادله روبه رو هستیم؛ امنیت = بازدارندگی فیزیکی+حاکمیت شناختی
در این معادله، اگر حاکمیت شناختی (یا همان استقلال دیجیتال و الگوریتمی) برابر با صفر باشد، حتی اگر شما قدرتمندترین ارتش فیزیکی جهان را داشته باشید، حاصل ضرب کل امنیت شما مساوی با صفر خواهد بود.
🔻 *استخراج داده به جای استخراج نفت*
در قرن بیستم، قدرتهای هژمونیک برای غارت منابع طبیعی به کشورها لشکرکشی میکردند اما در مدل جدید استعمار، ماده خام ارزشمند دیگر نفت نیست، بلکه داده های رفتاری و زمان توجه جامعه است. پلتفرمهای جهانی با استفاده از الگوریتمهای پیچیده هوش مصنوعی، ذائقه فرهنگی، سیاسی و اقتصادی نسل جدید را مهندسی میکنند.
این یعنی دشمن شما، بدون عبور از مرزهای جغرافیایی، در گوشی موبایل شهروندان شما پایگاه زده است.
🔻*بحران جزایر منزوی متصل*
الگوریتمها با ایجاد حبابهای فیلتر، افراد جامعه را از یکدیگر دور کرده و به شبکههای جهانی متصل میکنند. نتیجه جامعه شناختی این فرایند، از بین رفتن همبستگی اجتماعی و هویت ملی است. ما با نسلی مواجه میشویم که به لحاظ فیزیکی در یک جغرافیا زیست میکند، اما به لحاظ شناختی، شهروند یک جغرافیای نامرئی دیگر است.
این گسست هویتی، درست همان شکافی است که ماشین جنگ روانی دشمن از آن برای تولید بحرانهای امنیتی و اجتماعی استفاده میکند.
🔻*ضرورت گذار به بازدارندگی سایبرنتیک*
پاسخ به این بحران، تنها فیلترینگ یا برخوردهای سلبی سنتی نیست؛ چرا که عقلانیت ابزاری تکنولوژی، همواره راهی برای دور زدن موانع فیزیکی پیدا میکند. مسئله، ایجاد حاکمیت پلتفرمی و تولید محتوای بومی قدرتمندی است که بتواند در بازار بیرحم توجه، مخاطب را نگه دارد. ما نیازمند معمارانی در فضای دیجیتال هستیم که بتوانند الگوریتمهایی مبتنی بر عقلانیت اخلاقی و هویت بومی طراحی کنند؛ الگوریتمهایی که به جای انفعال، عاملیت را به کاربر برگردانند.
مادامی که ما پدافند هوایی خود را تقویت میکنیم اما آسمان شناختی جامعه را بیدفاع رها کردهایم، در یک تله راهبردی گرفتاریم. دفاع از سرزمین در سال ۱۴۰۵، نیازمند فهم دیالکتیک پیچیده میان سخت افزار نظامی و نرم افزار شناختی است.
اگر نپذیریم که مرزهای ما امروز تا درون صفحه نمایشگرها امتداد یافته است، در آیندهایی نه چندان دور متوجه میشویم که سنگرها را حفظ کردهایم، اما سربازانی برای دفاع در آنها باقی نماندهاند.
👤 | سعید سپاهی
🔖 | تحلیلگر امنیت شناختی
🆔 @saissut
📃 | شکست استراتژی ترور: نقش «آتش به اختیار» بودنِ جمعی در حفظ اقتدار نظام جمهوری اسلامی.
🔻 سالهاست که آمریکا و اسرائیل، در راستای اهداف براندازانه خود علیه جمهوری اسلامی ایران، «استراتژی ترور هدفمند» را به عنوان یکی از محورهای اصلی و مستمر خصومت خود به کار گرفتهاند. این رویکرد، که ماهیتی خصمانه و «نامتقارن» دارد، فراتر از یک تاکتیک موقت، به سیاستی دیرینه و سیستماتیک تبدیل شده است. این استراتژی، نه تنها رهبران ارشد سیاسی و نظامی، بلکه دانشمندان برجسته کشور را نیز هدف قرار داده است؛ رویدادهایی که اوج آن را میتوان در «شهادت رهبر عظیم الشان ایران» و شمار کثیری از سرداران گرانقدر سپاه و چهرههای علمی و فرهنگی کشور مشاهده کرد. این حملات، که با هدف ایجاد رعب، از هم گسیختگی ساختار مدیریتی و القای ناامیدی در جامعه صورت میپذیرد، در ادبیات سیاسی ذیل مفهوم «تروریسم دولتی» قرار میگیرد؛ عملیاتی سازمانیافته و فراقانونی که با نقض صریح موازین بینالمللی، ثبات و امنیت یک کشور مستقل را نشانه می گیرد.
نقطه ضعف و پاشنه آشیل این استراتژی، نادیده گرفتن این حقیقت مسلم است که اراده جمعی ماهیتی پویا و تجدید پذیر دارد.
🔻 دشمنان، در محاسبات خود، غالباً بر حذف فیزیکی کنشگران کلیدی تمرکز میکنند و گمان میبرند که با از میان برداشتن چند چهره شاخص، نظم جامعه فرو میپاشد. اما در واقعیت این اقدامات ددمنشانه به فعالسازیِ سطوحِ عمیقترِ «اعتماد عمومی» و تراکمِ «سرمایه اجتماعی» منجر می شود. به عبارتی پایداریِ نظام، تنها محصول ساختارهای رسمی نیست، بلکه مرهونِ یک «مواجهه جمعی» است که در آن، هر فرد ایرانی، خود را در قبال سرنوشتِ کشور، مسئول مییابد.
🔻 در این بسترِ منحصر به فرد، مفهوم «آتش به اختیار»، که ریشه در اندیشه امام شهید دارد، جلوهای عملی و جامعهشناختی به خود میگیرد. این مفهوم، صرفاً یک دستورِ صریح نیست، بلکه «صورتبندیِ فعالانهی آحاد جامعه در جایگاه متولیانِ مسئولیت» است. «آتش به اختیار» بدین معناست که با گسسته شدن هر حلقه از زنجیره مسئولیت توسط دشمن، بلافاصله حلقههای دیگر، آن بارِ سنگین را بر دوش میگیرند. این، یک «مقاومتِ پیشدستانه» و «انتشارِ هوشمندانه مسئولیت» در تار و پودِ جامعه است. جامعه به یک «شبکه عصبیِ هوشمند و خودترمیمگر» تبدیل میشود که قادر است خلأهای ایجاد شده را با اتکا به ظرفیتهای درونی خود پُر کند.
🔻 این «انتشارِ مسئولیت»، نظام را در برابر ترور بیمه میکند. دشمن با ترور یک سردار یا دانشمند، نه تنها نمی تواند ضربه نهایی را وارد کند، بلکه هزاران «آتش به اختیارِ» بالقوه را برای ایفای نقش فرا میخواند؛ این همان «مخزنِ استراتژیکِ انسانی» است که در منطقِ متعارفِ دشمن جایی ندارد. این ارادهی جمعی، هر تهدیدی را به فرصتی برای نمایشِ وحدت ملی تبدیل میکند. «آتش به اختیار» تجلیِ این حقیقت است که در نظامی مبتنی بر ایمان و اعتماد، فقدانِ یک فرد، سرآغازِ ظهورِ صدها کنشگرِ متعهد دیگر است؛ و این همان پایداریِ مقدسی است که استراتژیِ تروریسم دولتی را به شکستِ قطعی محکوم میسازد.
👤 | سهیلا صادقی
🔖 | عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
🆔 @saissut
👤 | وجدان بوعبدالله
🔖 | روزنامه نگار تونسی
🔻 ما از واقعیت تواناییهای نظامی ایران خبر نداشتیم، تا زمانی که واشنگتن اجازه داد این تواناییها برای جهان آشکار شود.
🔻 ما نمیدانستیم که نظام در ایران میتواند با وجود دهها ترور همچنان پابرجا بماند، تا اینکه واشنگتن شواهد (زیادی) از استحکام آن به ما ارائه داد.
🔻 این واشنگتن بود که غول را از چراغ بیرون آورد، اما حالا کسی هست آن را به داخل چراغ برگرداند؟
#ملل_مسلمان
🆔 @saissut