هدایت شده از پیک صبا
💕 بچههای ماح در حرم ماه
راهروی قطار شلوغ پلوغ بود. فضای کوپه اول که از دیشب صدای حاج جابر رحمانیان ازش میآد، هنوز مثل قبل داغه. یکی وسط نشسته داره ریز به ریز برنامههای اردو رو میگه و هر جا حرفش به دل میشینه، یک نفر صلوات چاق میکنه...
دو تا کوپه جلوتر، مافیا به اوج رسیده! یکی اخم کرده که مثلا بیگناهه، اون یکی زور میزنه نخنده، ولی صدای خندهشون تا آخر واگن میره.
میرسیم به کوپه خاص! نصفشون تو سکوت، سرشون تو کتابه، قشنگ از دنیا بریدن. اون طرفش هم چند نفر گرم بحث علمیان؛ یکی میگه: «فلان آیه همون کشف جدید فضاییه»، اون یکی میگه: «نه، بذار مشهد بریم از حاجآقا بپرسیم». یکی هم بیسروصدا همه رو تو دفترچهش مینویسه.
واگن بعدی مخصوص بزرگترها و خانوادههاست؛ بوی چای تازه با ذکرهای آروم و لبخندای مهربون قاطی شده.
قطار خانواده ۳۰۰ نفری بسیجیان مسجد امام حسین علیهالسلام #جهرم که بعد از یک تابستان پر برنامه عازم مشهد شده، پر از قصه است. یکی غرق خنده و بازی، یکی غرق کتاب و فکر، ولی همهشون یه دل و یه جهت: پابوسی امام رئوف.
#وَ_ما_یَسطُرون
#فارس
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
هدایت شده از پیک صبا
⛰️ قله
🚶♂️کلهی سحر از پایگاه علمی امام حسن مجتبی علیهالسلام #استهبان راه افتادیم. خنکای مسیر، خستگی مسیر پر پیچوخم کوهستان را میشُست. گام به گام که جلو میرفتیم، نه فقط پاها، که دلها هم گرمتر میشد به دوستی و همراهی.
📜 میانهٔ راه، کنار تختهسنگی بزرگ، مربی بیآنکه جلسه رسمی بگذارد، قصهای کوتاه گفت؛ قصهٔ کاروانی که هرکس نقشی داشت: کسی چراغ را میبرد، کسی زاد را، یکی هم مسیر را میشناخت. همین شد جرقهٔ بازی و نقشآفرینی، هرکسی داوطلب شد که نقشی بگیرد؛ پیشاهنگ، پشتیبان، پیامرسان…
▫️شوخیها و خندهها جریان داشت و مربی هم آرامآرام، لابهلای خندهها، تذکرهای کوتاه میداد؛ که زندگی هم شبیه همین سفر است، و جایگاه پیدا کردن، تمرین میخواهد.
🕊️و مقصد… آستان شهدای گمنام.
کنار مزارشان، سکوتی متفاوت حکمفرما شد. قصهای که کوه شروع کرده بود، اینجا کامل شد؛ قصهای از تلاش، ایستادگی و اینکه قله فقط سنگ و خاک نیست، گاهی قله همان باورهایی است که تا پای جان سرش ایستادهای...
#وَ_ما_یَسطُرون
#فارس
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••