هدایت شده از پیک صبا
▪️ گرم است؛ حیاط مسجد پایگاه حضرت زینب سلاماللهعلیها #خرامه مملو از صدای خندهیی دخترانه است. فرشی کهنه روی زمین، تنها امکانات کلاس زبان است. اما انگار همین سادگی، حالوهوای خاصی به جمعشان بخشیده.
▫️مربی جوان کلاس، با لبخند دائمی روی لب، بچهها را دور خودش جمع کرده. بعضیها با گوشه چادرشان عرق پیشانی را میگیرند، بعضی دنبال یک تکه سایهاند، ولی هیچکدام دلشان نمیخواهد حتی یک لحظه از کلاس عقب بمانند.
▪️یک کلمهی جدید روی تخته، چند جمله تمرین، و حالا نوبت بازی گروهیست. همه با هم فارسی و انگلیسی قاطی میکنند و از ته دل میخندند. صدای ربنای پیرمرد مؤذن که از مسجد میآید، همه را برای چند لحظه ساکت میکند. اما بعد، دوباره شور و انرژی لبخندها جان میگیرد؛ این بار در صف وضوخانه و نماز جماعت...
#وَ_ما_یَسطُرون
#فارس
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
هدایت شده از پیک صبا
🏷️ قولهای جشن تولدی
هوای خنک غروب، گلزار شهدا را معطر کرده بود. بچههای ساده و پرانرژی پایگاه توحید روستای طشک #بختگان، با هم قرار گذاشتند که جشن تولد شهید طهماسب کریمزاده را کنار مزارش برگزار کنند. نه کسی گفته بود، نه برنامه رسمی بود؛ همه از سر دلتنگی و علاقه به شهید، دور هم جمع شدند.
کیک تولد که عکس شهید روش بود، با احترام آورده شد. خانواده شهید، با چشمانی اشکآلود اما خوشحال، کنار بچهها ایستاده بودند. شمعها روشن شد و هر کسی، توی دل خودش چیزی زمزمه کرد؛ یکی قول داد دروغ نگوید، یکی تصمیم گرفت نمازش را سر وقت بخواند... انگار کیک تولد، فقط برای شادی نبود؛ سهم هرکسی یک یادگاری از مردانگی و قولی کوچک برای بهتر شدن بود.
آن روز، بچههای روستا یاد گرفتند که راه شهدا فقط شهامت در میدان جنگ نیست؛ شجاعتِ انتخابهای کوچک و خوب هر روز هم راه شهداست... و این سادهترین و صمیمیترین جشن تولدی بود که عطر تربیت در آن پیچیده بود.
#وَ_ما_یَسطُرون
#سَر_و_سِر
#فارس
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
هدایت شده از پیک صبا
🎊 ما هم حاجی شدیم
صبحی از روزهای نزدیک به عید قربان است. حیاط پایگاه فاطمیه #داراب پر از بچههایی است که با لباسهای تمیز و چشمهایی پر از شوق وارد میشوند. قبل از شروع کلاس قرآن، چشمشان به ماکت خانه کعبه میافتد؛ دستسازِ خانم مربی که با عشق و دقت آن را ساخته و گوشهای از حیاط قرار داده است.
خانم مربی، با مهربانی و آموزش عملی، مناسک حج را برای شاگردانش روایت میکند. نوبت به طواف میرسد؛ همه آرام و منظم دور خانه کعبه میچرخند، زیر لب ذکر میگویند. بعد، بچهها با سنگریزهها به سراغ شیطان نمادین میروند. هر نفر، سنگی برمیدارد و بنا بر آموزش مربی، نمادین “شیطان” را نشانه میگیرد؛ تمرینی کوچک ولی دلچسب برای یادگیری مبارزه با وسوسههای شیطان در زندگی.
بعد از اعمال، برخی با لبخند زیر لب میگویند: “دیگه ما حاجی شدیم!” و چه دوست داشتنیتر شدند این بندههای کوچک خدا...
در پایان، مربی با لبخند از تلاش و دقت بچهها تقدیر میکند و حلقه کوتاهی برای گفتگو درباره معنای حج و تمرین صبر، نظم و بندگی خدا میسازد. لبخند رضایت بر چهره بچهها مینشیند؛ تجربهای متفاوت که یاد و تاثیرش، تا مدتها در دلشان میماند.
#وَ_ما_یَسطُرون
#فارس
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
هدایت شده از پیک صبا
📰 راز روزنامهدیواری
داخل پایگاه حضرت معصومه سلاماللهعلیها #فسا، جمعی از دخترها دور هم نشسته بودند و صدای خشخش کاغذها هر از گاهی به گوش میرسید. نگاهشان که میکردی عضیها روی برگهها مشغول نوشتن بودند و بعضی آرام، چیزی را زمزمه میکردند.
وسط جمع، یاسمن — دختری با مقنعه روشن و دفترچهای پر از یادداشتهای رنگارنگ — با چشمهایی که از شور و ذوق برق میزد گفت:
«دخترها، نشریه دیواری ما فقط یک کاغذ نیست. هر چیزی که اینجا مینویسیم، صدای فکرها و آرزوهامونه…»
سکوت کوتاهی حاکم شد و زهرا با لبخند ملیحی که به لب داشت، شعری نو را بلند بلند خواند آن را روی قشمت شعر نشریه نوشت.
نازنین که همیشه ایدههای تازه داشت، تصویری از "درخت امید" کشید و به دیوار نشریه چسباند.
هر کسی قطعهای کوچک آورد؛ یکی متن علمی، یکی یک لطیفه کوتاه، یکی خاطرهای از مدرسه. و صدای خشخش، هر بار که دستی ورقی را جابهجا میکرد، گواهی بود بر تلاش جمعیشان.
نشریه که کامل شد، همه کنار دیواری که نشریه به اون نصب شده بود ایستادند؛ مربی پایگاه همانطور که کار بچهها را نگاه میکرد، گفت:
«این هنر کنار هم بودن و شنیدن، سرمایهی بزرگیه برای روزهای آیندهتون… یاد بگیرین که حرف همدیگه شنیده بشه؛ نتیجهش همین چیزایی میشه که دیدین.»
#وَ_ما_یَسطُرون
#فارس
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
هدایت شده از پیک صبا
شهر بوی عید میداد. همه جا پر بود از شور و هیجان. مردم مشتاق بودند که در شب میلاد امام هادی علیهالسلام، حسابی از برنامه لذت ببرند. کمکم محل برگزاری مراسمی که هم جشن تولد امام بود، هم تجلیل از کلی حافظ قرآن، پر شد.
شصت و پنج حافظ کل قرآن، جوانهایی که نور از سر و صورتشان میبارید و سالها با کلمه کلمه قرآن زندگی کرده بودند، مثل الماس در جمع میدرخشیدند و زیر نگاههای پر از تحسین مردم نوازش میشدند.
این حفاظ قرآن، نتیجهی زحمات و ارادههایی بودند قوی و مثالزدنی و حالا دارالقرآن بسیج #جهرم جمعشان کرده بود برای تقدیر و تشویق...
دو نفر از نخبههای قرآنی نامآشنا، یعنی خواهران نظری هم آمده بودند. حدیث خواهر بزرگتر با صدائی پر از یقین، گفت: «فکرشم نکنید که اگه به قرآن بپردازید – حالا چه خوندنش، چه حفظش، چه فهمیدنش – از کار و زندگی و هدفاتون عقب میمونید. اصلاً برعکس! قرآن، یه پله پرتابه واسه اینکه تو راه هدفاتون سرعت بگیرید و جلو بیافتید.»
#وَ_ما_یَسطُرون
#فارس
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
هدایت شده از پیک صبا
13.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رزمایش تجهیز ۱۱۵ دارالقرآن بسیج در فارس
در راستای تحقق منویات مقام معظم رهبری مدظلهالعالی و عمل به فرمان ایشان، رزمایش بزرگ تجهیز ۱۱۵ دارالقرآن بسیج سپاه فجر استان فارس با اعتباری بالغ بر ۱۵ میلیارد تومان و با حضور مسئولین و فعالان قرآنی برگزار شد.
این حرکت مه با حمایت سردار سرتیپ پاسدار یداله بوعلی، فرمانده سپاه فجر استان فارس و تلاش معاونت تعلیم و تربیت سپاه فجر صورت گرفت، گامی مؤثر در مسیر توسعه فرهنگ قرآنی و تربیت نسلی حافظ و عامل به کلام وحی به شمار میرود.
در این آیین معنوی، حجةالاسلام و المسلمین سعیدی، نماینده ولیفقیه در ستاد کل نیروهای مسلح، ضمن ابراز خرسندی از این اقدام ارزشمند، بر نقش بیبدیل دارالقرآنها در تربیت حافظان و مفسران قرآن کریم تأکید نمود و این حرکت را گامی اساسی در راستای تحقق اهداف نظام اسلامی در گسترش فرهنگ قرآنی دانست.
تجهیز دارالقرآنهای بسیج، فرصتی مغتنم برای فراهمسازی زمینههای لازم جهت حضور پرشور جوانان و نوجوانان در فعالیتهای قرآنی، کشف و پرورش استعدادهای درخشان قرآنی و تربیت حافظان و قاریان ممتاز در سطح استان و کشور میباشد.
#وَ_ما_یَسطُرون
#تعلیم_تربیت_بسیج
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
هدایت شده از پیک صبا
محورها و استعارهها ۲.pdf
حجم:
511.9K
🏷 ۲۰ خط روایی برای روایتسازی درست از جنگ تحمیلی با اسرائیل
🔻برای تدوین این سند ۳۰۰ تا یادداشت مطالعه شده است.
#رصا
#وَ_ما_یَسطُرون
#راوی_شو
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
هدایت شده از پیک صبا
15.74M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زنگ تلفن که خورد، امیر حسین گوشی را برداشت. آن طرف خط، صدای پرانرژی علی پیچید: «امیرحسین! بچهها یه ایده خفن دارن! یه کلیپ خودجوش برای تبلیغ طرح نو+جوانههای صالحین! پایگاه امام حسن مجتبی علیهالسلام مسجدالمهدی عجلاللهفرجه #زرقان قراره بترکونه!»
امیرحسین که همیشه عاشق ایدههای جدید بود، با هیجان گفت: «دمتون گرم! چی کار باید بکنیم؟»
و اینطوری بود که ماجرای یه تابستون فراموشنشدنی شروع شد. بچههای مسجد، با موبایل و یه عالمه ذوق، دست به کار شدن. قرار بود به همه نشون بدن که «نو+جوانههای صالحین» فقط یه اسم نیست، یه دنیا خاطره و دوستیه!
#وَ_ما_یَسطُرون
#فارس
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
هدایت شده از پیک صبا
🎞 عروسِ خیردارِ خیرآباد
روایت انعکاس برکت قرآن در زلال آئینهی یک شهر
خشکسالی و بیآبی بیداد میکند؛ اما داستان شگفتانگیز حفظ قرآنِ آن ۱+۲۰ نفر در خیرآباد، بارانِ رحمت الهی است که طلیعهی بهاران دارد.
از وقتی پایگاه بسیج حضرت نرجس علیهاالسلام، پای کارِ حفظ قرآن آمد، خونی تازه به کالبد زنان این منطقه شهرستان خرامه تزریق شد و قدم عروسِ خیرآبادیها، خیر و برکتی عجیب داشت.
خانهی آقای غنی و خانم امیری، جلسهی قرآن خانوادهی صفری، حلقهی صالحینی با ۲۰ حافظ کل قرآن، موضوع ساخت مستند «عروسِ خیردارِ خیرآباد» است که به همت معاونت تعلیم و تربیت بسیج ساخته میشود.
📺 منتظر پخش سلسله مستندات «فتحالفتوح» از سیمای ملی باشید.
#امت
#وَ_ما_یَسطُرون
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
هدایت شده از پیک صبا
پنجشنبههای مسجد ما یه جور دیگهاس! کلاس سفالگری داریم. بوی خاک و آب میاد، آدم کیف میکنه.
مربیمون، میگه: “خاک عین زندگیه. اولش هیچی نیست، ولی اگه با عشق ورز بدی، میشه یه چیز قشنگ ازش درآورد.”
من فاطمهام. اهل #سپیدان. اولش وارد نبودم، گِل از دستم سُر میخورد، خندهام میگرفت! ولی کمکم دستم اومد، فهمیدم چطور باهاش کنار بیام. از خودِ ساختن بیشتر از نتیجهاش لذت میبرم. اینکه یه تیکه خاک سرد تو دستام جون میگیره.
تو کلاس کلی میخندیم. یکی لباسشو رنگ میکنه تا سفالش، یکی گلدونش کج میشه، کلی اتفاقای بامزه میافته.
دیروز داشتم یه پرنده میساختم، همش کلهاش میافتاد! ولی آخرش درست شد، وایساد. یه حس خیلی خوبیه که با دست خودت، یه تیکه خاکو تبدیل کنی به چیزی که تو ذهنت بوده. این کلاس سفال توی پایگاه فاطمیه، تجربهای شد تا یه جورایی حس کنم خداوند با هنرش، از دل همین خاک چه نعمتهایی به ما داده...
#وَ_ما_یَسطُرون
#فارس
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
هدایت شده از پیک صبا
چرخهی با برکت
تا همین پارسال «خانم عابدی» خودش پای ثابت کلاسهای تابستونی پایگاه حضرت رقیه #داراب بود؛ یه نوجوون پرشور و علاقهمند که تو کلاسهای صالحین کلی چیز یاد میگرفت. اما امسال داستان فرق کرده!
حالا همون شاگرد دیروز، شده مربی امروز! داوطلبانه آستین بالا زده و کلاس نمددوزی راهانداخته تا به قول خودش، نوجوونهای بااستعداد دیگه رو هم هنرمند بار بیاره و تحویل جامعه بده.
خانم مربیِ جوونمون میگه از اون دوران شاگردی و خاطرات شیرینش با بچههای کلاس کلی کیف کرده و مطمئنه که خیلی زود، بقیه بچهها هم با دستهای هنرمندشون مزه شیرین مربیگری رو میچشن!
#وَ_ما_یَسطُرون
#فارس
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••
هدایت شده از پیک صبا
سنگ و قبای سید
همینطور که داشتیم میرفتیم و سید هم لابلای نفسنفس زدناش، از عظمت خلقت و درسهای توحید میگفت، رسیدیم به یه جای صخرهای و یه کم لیز. بچهها یکییکی رد میشدن. یکیشون -حالا اسم نمیبرم کی بود- ولی خب، شیطونبلا بود حسابی! پاش لیز خورد و برای اینکه زمین نخوره، دستش رو ناخودآگاه دراز کرد و محکم چسبید به لباس بلندِ سید!
سید حسینی امام جماعت پایگاه امام حسین #فراشبند که غرقِ افاضات بود و داشت از اهمیت "ثبات قدم" در راه حق میگفت، یهو تعادلش به هم خورد. یه "آخ" کوچولو گفت و تقریباً داشت میافتاد که با هزار مکافات خودشو جمع و جور کرد. ما بچهها هم که از خنده داشتیم میترکیدیم، ولی خودمونو نگه داشتیم که سید ناراحت نشه.
سید همینطور که قباشو صاف میکرد و به اون شاگرد شیطون نگاه میکرد، یه لبخند زد و گفت: "خب، ثبات قدم که میگفتم همینه دیگه! البته نه اینکه خودتو به قبای من آویزون کنی! اینجوری که ثباتِ منم به باد میره!"
بچهها دیگه نتونستن خودشونو نگه دارن و زدن زیر خنده. سید هم خندید. بعد با یه لحن بامزه اضافه کرد: "بابا، تو خودت ماشاءالله تانک! چرا منِ نحیف رو کردی اهرم؟"
همه دوباره خندیدن. سید دستشو گذاشت رو شونه همون شاگرده و گفت: "ببین، گاهی وقتا یه اتفاق کوچیک و بامزه، میتونه یه درس بزرگ به آدم بده. مثل همین الان! درسش اینه که حواسمون باشه به کی تکیه میکنیم. البته شما همیشه به من تکیه کنین، ولی یه ذره آرومتر!"
#وَ_ما_یَسطُرون
#فارس
🆔 ••✾@peickesaba✾••
••✾پاتوقِصالحینِبصیرِایران✾••