eitaa logo
『شھدای‌ِظھور🇵🇸🇮🇷』
6.2هزار دنبال‌کننده
11.7هزار عکس
6.9هزار ویدیو
24 فایل
〖مامدعیان‌صف‌اول‌بودیم . . ازآخرمجلــس‌شھــدا راچیدنــد :)💔〗 -- ارتباط با خادم : @HOSEIN_561 💛کپــے: صدقه‌جاریست . . . (: 🔴ناشناس : https://eitaa.com/Nashenas_Shohada
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹 مادرش میگوید:یکی از دوستان احمدرضا از شمال با منزل همسایه مان تماس گرفت، احمدرضا رفت و بعد از چند دقیقه برگشت.پرسیدم احمدرضا که بود؟گفت:یکی‌از‌دوستانم‌بود.پرسیدم:چکار‌داشت؟ گفت: هیچی، خبر قبول شدنم را دردانشگاه داد! گفتم: چی؟!!😳 گفت: میگوید دانشگاه رتبه اول راکسب کرده‌ای! باخوشحالی من و پدرش گفتیم: رتبه اول؟!😃 پس چرا خوشحال نیستی؟!!احمدرضا گفت: اتفاق خاصی نیفتاده است که بخواهم خوشحال شوم.در همان حال آستین ها را بالا زد وضو گرفت و رفت مسجد! یادم هست با اینکه دانشگاه قبول شده بود،همراه عمو بزرگش می رفت بنّایی، میگفتم احمدرضا تو الآن پزشکی قبول شده‌ای،چه احتیاجی هست که به بنّایی بروی؟!میگفت: میخواهم ببینم کارگرها چقدر زحمت می‌کشند؛ میخواهم سختی کارشان را لمس کنم! ...🙂 🕊 [ دانشجوی🎓 نمونه رشته پزشکی دانشگاه شهید بهشتی تهران و رتبه یک کنکور تجربی سال ۱۳۶۴ ] 🌹شھداۍظھور ؛ @SHOHADAYEZOHOOR
🌹 مادرش میگوید:یکی از دوستان احمدرضا از شمال با منزل همسایه مان تماس گرفت، احمدرضا رفت و بعد از چند دقیقه برگشت. پرسیدم احمدرضا که بود؟گفت:یکی‌از‌دوستانم‌بود. پرسیدم:چکار‌داشت؟ گفت: هیچی، خبر قبول شدنم را دردانشگاه داد! گفتم: چی؟!!😳 گفت: میگوید دانشگاه رتبه اول راکسب کرده‌ای! باخوشحالی من و پدرش گفتیم: رتبه اول؟!😃 پس چرا خوشحال نیستی؟!! احمدرضا گفت: اتفاق خاصی نیفتاده است که بخواهم خوشحال شوم. در همان حال آستین ها را بالا زد وضو گرفت و رفت مسجد! یادم هست با اینکه دانشگاه قبول شده بود،همراه عمو بزرگش می رفت بنّایی، میگفتم احمدرضا تو الآن پزشکی قبول شده‌ای،چه احتیاجی هست که به بنّایی بروی؟!میگفت: میخواهم ببینم کارگرها چقدر زحمت می‌کشند؛ میخواهم سختی کارشان را لمس کنم! ...🙂 🌷 🕊 [ دانشجوی🎓 نمونه رشته پزشکی دانشگاه شهید بهشتی تهران و رتبه یک کنکور تجربی سال ۱۳۶۴ ] 🌹شھداۍظھور ؛ @SHOHADAYEZOHOOR