eitaa logo
『شھدای‌ِظھور🇵🇸🇮🇷』
6.2هزار دنبال‌کننده
11.7هزار عکس
6.9هزار ویدیو
24 فایل
〖مامدعیان‌صف‌اول‌بودیم . . ازآخرمجلــس‌شھــدا راچیدنــد :)💔〗 -- ارتباط با خادم : @HOSEIN_561 💛کپــے: صدقه‌جاریست . . . (: 🔴ناشناس : https://eitaa.com/Nashenas_Shohada
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ آمده بود بيمارستان. كپسول اكسيژن مى‌خواست ؛ امانت، براى مادر مريضش. سرباز بخش را صدا زدم، كپسول راببرد. نگذاشت. هرچه گفتم: «امير، شما اجازه بفرماييد.» قبول نكرد.  اجازه نداد. خودش برداشت. گفت: «نه! خودم مى‌برم. براى مادرمه» 🌷 🌹شھداۍظھور ؛ @SHOHADAYEZOHOOR
‌ ‌ پدر ،بچه‌ها را خصوصا بچه‌های کوچک را بسیار دوست داشت. یک شب که همسرم به یک ماموریت کاری رفته بود با فرزندانم به خانه پدر آمدیم پسر کوچکم بسیار بی‌قراری می‌کرد و هر کاری انجام می‌دادم ساکت نمی شد با اینکه پدرم بسیار خسته بود و خستگی از چشمانش هویدا بود گفت «اجازه دهید من او را ساکت کنم بچه را در بغل گرفت و به حالت گهواره، او را تکان داد و در گوشش ذکر گفت تا آرام شد و سپس خوابید. ‌ اگرچه پدر به خاطر حضور در جبهه، کمتر در خانه و کنار ما بود، اما با اینکه سالهای زیادی از شهادت او می‌گذرد هنوز نبود او در زندگی برای ما خلاء بزرگی است، اما مطمئن هستیم نوع حضور بابا عوض شده و روح او همیشه در کنار ما هست و ما را دعا می‌کند و هر کجا به مشکل بر می‌خوریم به او متوسل می‌شویم و پدر به ما کمک می‌کند. 🎙راوی: دکتر مریم صیاد شیرازی، دختر شهید 🌷 🌹شھداۍظھور ؛ @SHOHADAYEZOHOOR
‌ هرلحظه اين احساس را داشتم; كه هر وقت باشد، شهيد مى‌شود.  هميشه هم بهش مى‌گفتم. مى‌گفتم كه : «هر وقت باشه، شهيد مى شى. ولى دوست دارم به اين زودى ها شهيد نشى. هنوز پسرام داماد نشدند. مى‌خوام خودت دامادشون كنى. » خواب ديده بود. ديده بود كه يكى از دوست هاى شهيدش آمده ببردش. نمى رفته. به ما نگاه مى‌كرده و نمى‌رفته. ما خيلى گريه مى‌كرديم. دوستش به زور دستش را كشيده بوده و برده بودش. بعد از اين خوابش، بهم گفت: «تو بايد راضى باشى تا من برم. خودت رو آماده كن. » 🎙به روایت همسر شهید 🌷 🌹شھداۍظھور ؛ @SHOHADAYEZOHOOR
‌ می‌خواهم وقف این راه باشم خداوندا! این تو هستی که قلبم را مالامال از عشق به راهت، اسلامت، نظامت و ولایتت قرار دادی. خدایا! تو خود می‌دانی که همواره آماده بوده ام آن چه را که تو خود به من دادی، در راه عشقی که به راهت دارم، نثار کنم. ... پروردگارا! رفتن در دست تو است؛ من نمی دانم چه موقع خواهم رفت، ولی می‌دانم که از تو باید بخواهم مرا در رکاب امام زمانم قرار دهی و آن قدر با دشمنان قسم خورده ات بجنگم تا به فیض شهادت برسم. از پدر و مادرم که حق بزرگی برگردنم دارند، می خواهم که مرا ببخشند؛ من نیز همواره برایشان دعا کرده ام که عاقبت به خیر شوند. از همسر گرامی و فداکار و فرزندانم می‌خواهم که مرا ببخشند که کمتر توانسته ام به آن ها برسم و بیشتر می‌خواهم وقف راهی باشم که خداوند متعال به امت زمان ما عطا کرد. 📝 بخشی از وصیتنامه شهید 🌷 🌹شھداۍظھور ؛ @SHOHADAYEZOHOOR
‌ ‌ یک هفته قبل از شهادتش، عید غدیر بود و ایشان به دیدار رهبر معظم انقلاب رفته بود. قرار بود درجه سرلشکری از دست حضرت آقا بگیرند. هنگامی‌که بازگشت گلدانی برای من آورده بود و خیلی خوشحال بود. گفتم از درجه گرفتن آنقدر خوشحال هستی؟ گفت: خوشحالی من برای آن است که وقتی آقا درجه را بر دوش من می‌گذارند، می‌دانم که رهبر معظم انقلاب و امام زمان از من راضی هستند و این به‌معنای آن است که خداوند از من راضی است. بعد گلدان را به من هدیه داد و گفت این را به پاس زحماتت به تو تقدیم می‌کنم. گفتم: ما باید برای شما بابت این اتفاق مبارک هدیه بگیریم.» 🌷 🌹شھداۍظھور ؛ @SHOHADAYEZOHOOR
‌ 🔸ترور ناجوانمردانه لباس رفتگر‌ها تنش بود.  ماسك زده بود و داشت خيابان را جارو مى‌كرد. درِ حياط را تا آخر باز كردم. بابا گاز داد و رفت بيرون. يك لنگه در رابستم. چفت بالا را انداختم. جارويش را گذاشت كنار و رفت جلو. يك نامه از جيبش درآورد. پدر تا ديدش، به جاى اين كه شيشه را بكشد پايين، در ماشين را باز كرد. نامه را ازش گرفت كه بخواند. دولاّ شدم، چفت پايين را ببندم. صداى تير بلند شد. ديدم دوید به طرف پايين خيابان.همان‌که نامه داده بود به بابا شوكه شدم. چسبيده بودم به زمين. نتوانستم از جام تكان بخورم. كنده شدم، دويدم به طرف بابا. رسيدم بالاى سرش. همان طور، مثل هميشه، نشسته بود پشت فرمان. كمربند ايمنيش را هم بسته بود.  سرش افتاده بود پايين انگار خوابيده باشد، امّا غرق خون🥀 🎙به روایت پسر شهید 🌷 🌹شھداۍظھور ؛ @SHOHADAYEZOHOOR
8.26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 بوسه امام خامنه‌ای بر تابوت شهید صیاد شیرازی 🌷 🌷 🌹شھداۍظھور ؛ @SHOHADAYEZOHOOR
سحر بود. نماز را در حرم امام خوانديم و راه افتاديم. رسممان بود كه صبح روز اوّل برويم سر خاك. رسيديم. هنوز آفتاب نزده بود، امّا همه جا روشن بود. يكي زودتر از همه آمده بود; زودتر از بقيّه، زودتر از ما گفتم: شما چرا اين موقع صبح خودتون روبه زحمت انداختيد؟ آيت الله خامنه اي فرمودند: دلم براى صيادم تنگ شده. مُدتيه ازش دور شده ام. تازه ديروز به خاك سپرده بوديمش. 🌷 🌹شھداۍظھور ؛ @SHOHADAYEZOHOOR
4.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ سردار سلیمانی: صیاد، سلمان ارتش ما بود ضمن اینکه مصادیق مالک را در خودش جای داده بود. 🌷 🌹شھداۍظھور ؛ @SHOHADAYEZOHOOR
8.36M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اعطای درجه سپهبدی به شهید صیاد شیرازی پس از شهادت توسط امام خامنه‌ای 🌷 🌹شھداۍظھور ؛ @SHOHADAYEZOHOOR
‌ خداوندا! ولی امرت حضرت آیت الله خامنه ای را تا ظهور حضرت مهدی زنده، پاینده و موفق بدار. آمین یا رب العالمین  📝بخشی از وصیتنامه 🌷 🌹شھداۍظھور ؛ @SHOHADAYEZOHOOR
7.81M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صحبت‌های شنیدنی سپهبد شهید صیاد شیرازی درمورد شکست... ‎‎‌‌‎ 🌷 🌹شھداۍظھور ؛ @SHOHADAYEZOHOOR