eitaa logo
🌻 عصرظهور 🌻
811 دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
4.3هزار ویدیو
16 فایل
🌻 عصر ظهور 🌻 👈کپی اکیدا آزاد است. مخالف واتساپ و اینستاگرام توئیتر آمریکائی🇮🇱🇱🇷 آمریکا را از گوشی حذف کنید...
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 مراجعه به امام زمان علیه السلام 🔹دیروز برای اصلاح سر به آرایشگاه محله‌ ی جدید رفتم. با آرایشگر درباره ‌ی موضوعات مختلف صحبت کردیم. او گفت: من باور نمی‌کنم امام زمان وجود داشته باشد!پرسیدم: چرا؟ آرایشگر جواب داد: مگر شما نمیگین او پدر فقیران و یتیمان و گرفتاران است. پس چرا دنیا از فقر و گرفتاری و درد و رنج پر شده؟ اگر وجود داشت، نباید درد و رنجی وجود داشته باشه. 🔹اصلاح تمام شد اما اشکال آرایشگر بی پاسخ مانده بود. به او گفتم راجع به این موضوع بعدا صحبت می‌کنیم. آرایشگر لبخندی زد و به شوخی گفت: باشه برو دَرسِت را بخون و بیا! به محض این که از آرایشگاه بیرون آمدم، در خیابان مردی ژولیده را دیدم با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده. برگشتم و به آرایشگر گفتم: می‌دونی چیه؟ به نظر من تو این شهر آرایشگری وجود ندارد! آرایشگر با تعجب گفت: می‌دونم منظور دیگری داری، اما چرا این حرف را می‌زنی؟ من که همین الان موهای تو را کوتاه کردم. با خوش‌رویی گفتم: نه! آرایشگری وجود ندارد، چون اگر وجود داشت، اگر تو وجود داری ،پس چرا آن مرد با موی بلند و ظاهر ژولیده است؟ آرایشگر جواب داد: خوب معلومه! او به من مراجعه نکرده وگرنه ردیفش می‌کردم. گفتم: آفرین گل کاشتی! دقیقاً! به نظرم نکته همینه. 👌امام زمان هم وجود داره! ولی مشکل اینه که مردم به او مراجعه نمی‌کنند. مردم به همه جا مراجعه می‌کنن الا اونجایی که خدا معین کرده. ای کاش ما قبل از این که امام زمان را متهم کنیم بهش مراجعه کنیم تا کمکش را درک کنیم. 🔥 @SPMAZHABI
💠 ولیّ نعمتمان را فراموش نکنیم! 🔹چند سال پیش تابستون رفتم روستای پدری. دیدن اقوام، مخصوصا خاله و دایی های پیر و با صفای پدرهمیشه جذابیت خودش را داشت. به خودم که آمدم حدود بیست روزی می‌شد که اونجا موندگار شده بودم. روزهای آخر بود که دیدم جوانهای روستا مشغول چراغونی کردن کوچه‌ها و خیابونای ده هستن. با خودم گفتم؛ حتما شخصیت بزرگی قراره بیاد! از یکی پرسیدم: چه خبر شده؟ گفت: مگه نمی‌دونی چند روز دیگه نیمه شعبانه! جواب او انگار آوار شد روی سرم! وای خدای من! نیمه ی شعبان! راستش از خودم خجالت کشیدم و شرم تبدیل شد به عرق سردی که بر تنم نشست! به خودم گفتم؛ چه قدر بی‌خاصیت شدی! اصلا یادت رفته کجای کاربودی و حالا کجای کاری؟ تو که هر سال برای امام زمان تو مدرسه و دانشگاه جشن می‌گرفتی و محله را چراغون می‌کردی و بسته‌های نقل و شیرینی نذر می‌کردی و زمین و زمان رو به هم می‌دوختی!  حالا اصلا یادت رفته که نیمه‌ی شعبانی هست  و امام زمانی داری! تو این سال ها، این همه دویدی دنبال خونه و ماشین و زندگی و کار! ولی یادت رفته که این‌ها را به صدقه‌ی ولی نعمتت به دست آوردی! یادت رفته وقتی دوشاخه‌ی آخرین ریسه‌ی چراغ‌های رنگی را تو پریز می‌کردی و فریاد می‌زدی؛ برای سلامتی امام زمان صلوات، دستتو به آسمون بالا می‌بردی و حاجتتو بی‌ریا به خدا می‌گفتی؛ که خدایا به برکت نیمه‌ی شعبان، زندگی خوب، آسایش و امنیت و سلامتی بهم بده و بغض می‌کردی  و از شادی خدمت و نوکری برای امام زمان یه دلِ سیر اشک می‌ریختی! 🔹اما حالا باید یه جور دیگه بغض کنی و یک دلِ سیر که نه! بلکه یک دنیا اشک بریزی که چی شده که یادت رفت نیمه‌ی شعبان را و امام زمانت را! این قدر بی‌وفایی و فراموشکاری از تو بعید بوده! 🔹داشتم فکر می‌کردم به کارهایی که می‌تونستم تو این سال‌ها برای امام زمانم بکنم و نکردم! به بی‌توجهی که کرده بودم و به خیلی چیزهایی که شرمندگی ام را بیشتر می‌کرد که ناگهان فریاد یکی از جوان‌های روستا که دنبال یک برقکار می‌گشت چرتم را پاره کرد! مثل این که امام زمان دوباره دعوتم کرده بود و بدون معطلی منم فریاد زدم؛ آمدم! 🔥 @SPMAZHABI