- سِدنا
دستمو گذاشتم روی صورت ابرها و جای اشکهاشو پاک کردم. کلهشو بوسیدم و بهش گفتم اشکال نداره اگه این همه مدت داشتی تحمل میکردی، الان که خوب گریه کردی و خالی شدی، بس کن. بعدش رفتم دم در کتابامو آوردم، چای ریختم، یه تیکه کیک آوردم و بهش گفتم: حالا بشنین میخوام بهت فلسفه یاد بدم از اول گریه کنی.
برای فردا چیزی نداریم پس میشینم اینکارا رو میکنم:
تاریخ رو خلاصه نویسی میکنم و مرور میکنم / جغرافیا رو میخونم / ریاضی درس دوم رو از اول میخونم چون هیچی ازش بلد نیستم واقعا / جامعه درس سوم رو تموم میکنم / از درس اول و دوم جامعه هم بائو تست بزنم که بدونم چقدر یادمه. اگه همه اینارو تا قبل از ساعت یک تموم کنم فردا برای خودم آبمیوهای دوست دارم رو میخرم💓💓💓
اصلا وقتی به این فکر میکنم که فردا
آزمون از دو درس دینی دارم و به علاوه کل
درس جغرافیا، حالم گرفته میشه واقعا.
جدی چطوری تموم کنم ؟ شیاف هم کنم
تموم نمیشه تا فردا💀💀 بعد این مربی
والیبال که هیچ کلاس نمیزاره، توی این
موقعیت پاشده کلاس هم گذاشته
تببلتنجمودبیلححابلاتحح