eitaa logo
- سِدنا
314 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
270 ویدیو
5 فایل
- و اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ‌ * /نگران چیزی نباش، طلوع آفتاب همه چیزُ درست میکنه. 'و امید است که گرانبها کرد آن [مخلُوق‌ مِن‌ صَلصالِن‌ کَل‌ فَخار] https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1ifpya9&btn=𝗴𝗿𝗲𝗲𝗻"
مشاهده در ایتا
دانلود
- دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
یک اشک کافی بود تا ریمل پخش شه، سایه پاک شه و فرم ابروهام خراب شه.
از حدود ساعت پنج درست کردن پیتزا رو شروع کردم. اول خمیر و بعد خورد کردن چیزهایی کی میخواستم استفاده کنم؛ مثل فلفل دلمه‌ای رنگی، قارچ و.. ساعت شش و نیم خمیر پیتزا رو گذاشتم توی سینی و شروع کردم به چیدن پنیر و سس و بقیه مواد. حدودای هفت و ربع بود من تازه لباسامو پوشیده و آرایش کرده آماده بودم که فر خاموش شد و من رفتم که ببینمش. راستش بچه‌ها من خیلی غذا درست میکنم، خیلی پیتزا درست میکنم اما این چیزی که میدیدم افتضاح ترین چیزی بود که درست کرده بودم =)))))))))))))) برای اولین بار خمیر جادویی پف نکرده بود🤣 پنیر پیتزا سرخ نشده بود از حرارت🤣 و یه بوی بدی مثل سوختگی میداد(نسوخته بود). همون‌جا نشستم و زار زدم (چیزی مهم نبود اما اولین بار بود (فکر کنم) برای دوستام غذا درست میکردم). ریمل پخش، رژ پاک، سایه روی کف دست🤣🤣 گریه‌مو کردم، رفتم صورتمو شستم و از اول آرایش کردم. بعد با خودم گفتم حالا که این بد شده حداقل برم سفارش بدم، تا رفتم سفارش بدم دوستم زنگ زد گفت ما دم دریم🤣🤣🤣 فقط تونستم روسری‌ و عبا مو بپوشم و بزنم بیرون. به مامانم گفتم سفارش بدین و بیارین بریم و آدرسو دارم (بماند که اونجا هم یه ساعت آدرس میخواستن و دنبال خونه میگشتن). حدود هفت پنجاه ما رسیدیم خونه دوستم. اونجا پیتزا خوردیم، کیک خوردیم و البته ساعات‌ها ایستاده بودیم که یک چالش رو بریم🤣🤣
فردا دوتا امتحان مزخرف (سلامت درس شش و دینی درس فکر کنم شش) دارم و فقط یکم سلامت خوندم. واقعا دروس مزخرفی هستن این دوتا امیدوام فردا خوب بدم🙏🏼 بماند که تا دوازده بیرون بودم و تازه میخوام شروع کنم تا صبح
- سِدنا
فردا دوتا امتحان مزخرف (سلامت درس شش و دینی درس فکر کنم شش) دارم و فقط یکم سلامت خوندم. واقعا دروس م
ایتقدر استرس گرفتم که نه میتونم بخوابم نه میتونم بخونم، تازه مثلا خوابن برد خواب دیدم داره ازم میپرسه، توی همون خواب هم می‌تونستم حس کنم چطوری گریخته بودم🤣🤣 وای دارم حالا تهوع میگیرم انگار اولین باره کسی میخوادم ازم بپرسه