فردا دو امتحان سنگین دارم و بله من هنوز کتاب رو باز نکردم و کلی کار برام دارم که انجام ندادم. اصلا موندم فردا برم مدرسه؟
لباسامو اتو نکردم، درسامو نخوندم، حالم خوب نیست و حوصله مدرسه رو ندارم، واقعا نمیدونم برم یا نه. از طرفی سه جلسه پشت سرهم غیبت داشتم، سهشنبه، پنجشبه و شنبه. اصلا بعداز این یک هفته چرخوندن خونه و زندگی مادرانه نیاز به استراحت دارم، واقعا خداقوت به مادرای گل، همتون تاج سرید، عشق منید.
- سِدنا
فردا دو امتحان سنگین دارم و بله من هنوز کتاب رو باز نکردم و کلی کار برام دارم که انجام ندادم. اصلا م
آخرش رفتم بچهها. صبح ساعت هفت و بیست بیدار شدم، صبحونه خوردم، پوشیدم و رفتم مدرسه. میدونم خیلی دیر رسیدم اما همینکه رفتم واقعا قدم روی تخم چشمشون گذاشتم، والا.
زنگ اول به دبیر گفتم نمیخوام امتحان بدم چون چیزی بلد نیستم اما بعداز اینکه سوال اول رو خوند نظرم عوض شد و بهش گفتم که میخوام امتحان بدم🤡. انصافاً امتحان آسونی بود و مطمئنم نمره بدی نمیارم.
زنگ دوم ریاضی بود که من کتابم رو نبرده بودم و چون خیلی وقت بود که تمرین نکردم فکر میکردم چیز زیادی یادم نیست اما وقتی چندتا مسئله حل کردم، دیدم نه، یه چیزی هم بلدم.
زنگ آخر که امتحان جامعه بود رو به بهونه بلد نیستیم کنسل کردیم و دبیر بعداز مرور همون درس رفت سراغ تدریس درس جدید.
در کل روز نسبتاً خوبی بود، خداروشکر.