امید، گلبولهایی سفید شدند و درحالی که در ناامیدی جریاناند، با خستگیها و سردرگمی میجنگند!
راستش عاشق شلوغی شهرهای بزرگم، ولی درعین حال عاشق سکوتیم که شهرهای کوهستانی و کوچولو دارن. روشنی چراغها توی شهرای بزرگ منو ذوق زده میکنن ولی سرسبزی و آرامش روستاها راستش، منو به وجد میاره.
خداروشکر خدا منو توی یک شهری گذاشت که نه شهر بزرگه نه روستاس، نه سرسبزه و نه پراز خونههایی با چراغهای روشن.
انگیزهم برای مهاجرت از شهر هر روز داره بیشتر میشه. و مطمئنم که یه روزی میاد که نه تنها از شهرم برم بلکه از استان هم برای زندکی خارج شم. 🚗🪴☁️
هشتگ مشتگهای اینجا:🐡
نظرم درمورد کتابهایی که خوندم#کتاب
قسمتهایی از دیالوگ یه فیلم #دیالوگ -
کارهایی که میخوام #بعدکنکور انجام بدم
دستور پخت خوشمزههایی که اینجا به اشتراک گذاشتم #خوردنی
جوجهولاگهایی که ساختم #دیدنی
نوشتهها و شعرهام #امضاء
متنهایی که نوشتم و حالت اطلاعات عمومی دارن و دوست دارم با شما به اشتراک بذارم #خوندنی
هرچی که مربوط به درسه و اینجا گفتم (معمولا خلاصه درس) #درس