داشتم درس میخوندم و خیلی یهویی مامانم امد توی پذیرایی و گفت، بنظرت دلمه درست کنم؟ گفتم آره اگه میخوای، بذار من درسمو تموم کنم میام درستش میکنم. مکث کرد.. بعد گفت: آلاء، اگه امسال درنیومدی اشکال نداره. ما ناراحت نمیشیم، میتونی برای سال دیگه تلاش کنی.
واقعا یه لحظه بغض کردم🤣 بعد بهش گفتم: اگه سال دیگه هم درنیومد چی؟ گفت دیگه خفه شو دینی رو تموم کن بیا دلمه درست کن🤣🤣 نمیدونم چرا همیشه لحظات احساسی رو خراب میکنم. ولی واقعا نیاز داشتم به این حرف، الان با خیال راحت میتونم (ببخشید) تر بزنم توی کنکور (نه نهایی).🙏🏼🙏🏼