چایی رو دم کردم، صبحونه رو الان میذارم بپزه تا آماده شه هم میرم دوش میگیرم بعد لباس راحتیمو میپوشم. صبحونه رو میخورم همزمان میرم والیبال نگاه میکنم، بعد یه ذره روی شعرم کار میکنم و اکه خوابم امد میخوابم. سعی میکنم تا قبل ساعت سه-چهار پاشم تا خوابم بهم نریزه. بعد اون ناهار میخورم، یکم جغرافیا میخونم و بعد میرم خونه بابایدو. دو روزه نرفتم و واقعا دلم براشون تنگ شده - مطمئنم اونا هم همینطور- . احتمالا امشب اونجا بخوابم - البته اگه بابام نیومد امشب -.