یه چیزی که خیلی برام غیرقابل درکه، اینکه خیلیارو میبینم که اصلا معنی صرف جویی رو نمیدونن - منظورم اینهکه اصلا ازش استفاده نمیکنن -. واقعا چطوری؟ به اینم فکر میکنن که توی همین کشور، ممکنه کسانی باشن که اصلا به آب دسترسی نداشته باشن و این آب زیادی که ما داریم همینطوری هدر میدیم سهم اونا باشه. یا لنگ ظهر یا دم غروب - که زمان مصرف دوباره برقه - تازه یادمون میاد ماشین لباسشویی رو روشن کنیم، یا جارو کنیم، یا تلوزیون روشن کنیم برای دیوار... کاش حداقل توی این بازه زمانی که فشار روی کشور و مردم زیاده، خودمون باعث فشار بیشتر نشیم. مثلا الان هم تابستونه هم جنگه، ما بیایم به جای اینکه هرکدوم مون بریم توی اتاق بشینیم کولرشو روشن کنیم، بریم توی هال - حداقل برای ظهر فقط - و همه پیش هم بشینیم با روشن کردن یک کولر. شما ممکنه توی خونه سه کولر روشن کنی اما همسایه بغلیتون نتونه یک کولر رو روشن کنه...
کاش بیشتر از اونچه که داریم، صرف جویی کنیم. چیزهایی که ما داریم فقط برای ما نیستن، قراره برای آیندگان و بچههامون هم باشن. حالا تو باز برو توی حموم و برای قطرات آبی که از دوش میان کنسرت بذار و بگو جمهوری اسلامی نه آب برامون گذاشت نه برق. بیاین توی استفاده از منابع غنی که الان داریم - بهخصوص آب چون واقعا خشکسالی زیاده - صرف جویی کنیم، نه صرفاً حرفاً، بلکه عملاً.
بیچیها، جواب تست یکهزار و صد و یازده جغرافیا شد گزینه یک. بنظرت به این مناسبت لقیمات درست کنم؟