eitaa logo
- سِدنا
308 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
271 ویدیو
5 فایل
- و اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ‌ * /نگران چیزی نباش، طلوع آفتاب همه چیزُ درست میکنه. 'و امید است که گرانبها کرد آن [مخلُوق‌ مِن‌ صَلصالِن‌ کَل‌ فَخار] https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1ifpya9&btn=𝗴𝗿𝗲𝗲𝗻"
مشاهده در ایتا
دانلود
بابایدو دوباره برگشت بیمارستان، و امروز حالش بد شد. خاله‌ها و دایی‌ها رفتن اونجا و مامایدو خونه تنها موند. کی فهمیدم؟ حدود ساعت هفت و نیم که رفته بودم شام درست کنم - خونه خودمون هم فقط منو الهه بودیم -، دیگه زود پوشیدیم و امدیم خونه مامایدو چون مامایدو به طرز عجیبی از تنهایی میترسه😭. دیگه شام درست کردیم و خوردیم تا اینکه زن همسایه خونه بابایدو که میدونست مامایدو تنهاست، امد بهش سر بزنه. دیگه جای درست کردیم و با خانومه و عروسش نشستیم و صحبت کردیم و اینا. حدود ساعت نه و نیم خواستن بلند شن که یه مهمون دیگه امد. چون این مهمون جدیدا فامیل بودن و راحت بودم باهاشون، بلند شدم خونه رو جمع‌و جور کردم و یخچال رو تمیز کردم. موقع تمیز کردن یخچال به یَک گلابی‌های خوش رنگی برخوردم که گاز میزدی، انگار به فولاد دندون زدی، واقعا سفت بودن😭. خونه بابایدو، مامایدو نمیتونست اینارو بخوره، دختردایی‌م هم میوه دوست نداره و فقط میمونه دایی که اونم خوردن اینا براش سخت بود. خلاصه تصمیم گرفتم کمپوت‌شون کنم، و انجامش هم دادم‌. فقط زعفرون نبود که بذارم ولی خب اشکال نداره، همین‌جوری هم خوشمزه شد💆🏻‍♀
کنکور قبول بشم که چی؟ وقتی بدون مدرک تحصیلی این جایگاهو توی زندگیش دارم؟ (کی گفته دارم بهونه میارم)
میخواستم از روش «آماده‌سازی» که توی روانشناسی خوندیم استفاده کنم، بخاطر همین فلسفه۲ رو دیشب گذاشتم بالا سرم و خوابیدم. بعد صبح بیدار شدم، تا همین غروب دنبالش میگشتم که کجاست، الان تازه رفتم بخوابم دیدم رفته زیر بالشت🤣 این چیزا به ما نیومده بخدا
بچه‌ها، لطفا یه فاتحه بخونید. برای بابایدو...
مامانم با بابایدو دارن از اهواز میارن. حالا من باید بچه‌ها رو بیدار کنم و رخت سیاه رو بپوشمشون. دستشونو بگیرم و برم خونه خونه مامایدو... دستام می‌لرزن و اشک توی چشام جمع شده. لباسای مشکی‌م نمیدونم کجان‌‌. حالت تهوع دارم.
بدترین لحظه، اونجاست که داری دنبال رخت عزا میگردی و یهو بغضت میکشنه...
فکر کن، بخاطر کنکور نری پدربزرگ‌ مریض‌تو ببینی، درحالی که تو نوه عزیزشی. حالا پدربزرگت فوت کرده و تو موندی و کنکور فردات. و معلوم نیست قبول میشی یانه.......
فقط دعا میخوام برای صبر. فقط صبر.
بهم میگن آروم باش پدربزرگته چرا گریه میکنی؟ اون پدربزرگم نیست، اون بابایدومه :))))))))))))) من عزیزترین نوه‌شم شما چی میدونید آخه :)))))))))))