- سِدنا
درود بر خانه و اهل خانه
یاد پیامبر افتادم وقتی که از خونه حضرت زهرا میگذشتن و میگن: السلام علی اهل بیتی
روز خسته کنندهای بود، بریم بخوابیم.
فردا باید قبل یازده بیدار شم و درس رو شروع کنم، یه آزمون کوچولو هم میگیرم از خودم که بدونم نتیجه گرفتم از خوندن این چند روز یا نه.
پارتهای فردا محدود به صبح هستن و بعداز اون چون درگیر خونه تکونیم وقت نمیکنم..
خیلی خستهم بچهها کاش میتونستم این خستگی رو با دستام از تنم دربیارم و بندازم توی آشغال.
فقط خستگی هم نیست، دل درد دارم و چند روزیه معدهدردم برگشته
شب بخیر🌠
بچه.ها من نیم ساعت پیش بیدار شدم و دیدم ساعت دوئه😀 قشنگ اینطوری بودم: زارت، یازده بیدار میشم
بعد بلند شدم رفتم حموم و امدم بیرون، بعد صبحونه خوردم. الان خواستم درس رو شروع کنم گفتم ببینم ساعت چنده که بدونم چقدر باید بخونم، بعد دیدم یازده و چهله🤣🤣
نگو ساعت دیواری خراب شده. یعنی ساعت دیواری ما همینکه میشنوه امروز روز تحویل ساعته، خراب میشه😭🤣 واقعا نمیدونم چرا. هرسال اینجوریه
امروز زیاد نمیتونم بخونم همینطور که گفتم پس فعلا برای دو پارت آماده میشیم:
پارت اول/ یک ساعت (یک درس نسبتا آسون)
پارت دوم/ تست همون درس و تحلیلش
شما هم میتونید بامن شروع کنید *حتما اعلام حضور کنید اگه خواستید
چهارصد و چهار؛ سال خوبی بود با درنظر گرفتن اتفاقات خوب و سال بدی بود با درنظر گرفتن اتفاقات بد، در کل مثل هرسال اتفاقا خوب بد زیاد داشت اما با این استثناء که که اتفاقات بدش یه ذره زیاد بودن (اینطوری بگیم که یه وقت چهارصد و چهار خانم ناراحت نشن). راستی عزیزم، امسال یکم درگیر درس و کنکور و جنگ بودیم، نشد زیاد دلتنگ هزار و چهارصد و سه بشیم؛
امیدوارم که امسال سال خوبی برای هممون باشه و همه توی این سال موفق و خوشحال باشن، (با صدای گویندگی بخونید) انشاءلله که خداوند باسق، رافع ما باشه و این سال رو نافع برامون قرار بوده (حال کنید با سجع).
توی این سال مثل همه سالها با آدمهای جدید آشنا نشدم و هرچی آدم مونده توی زندگیم، مال همون سالای قبل هستش🙏🏼🤣 ممنونم که بازم افتخار دادین و باهام موندید، دم همگی گرم و لبخند همگی منحنی.
*نفسعمیق میدونم زیاد برای کنکور آماده نیستم، امّا به خودم ایمان کامل دارم، مطمئنم با اون تلاش هم اگه یکم بیشترش کنم میتونم موفق بشم. میدونم کنکور همه چیز نیست، امّا تعیین کننده آیندهای هستش که میخوام. خدایا آدمهای زندگیمو برام نگهدار و مراقبشون باش، لطفا کمکشون به هرچیزی که میخوان (و تو میبینی صلاحشونه) برسن.
چهار و چهار؛ قراره بعدا توی تاریخ این سال رو به عنوان سال جنگ، اغتشاشات، شهادت مردان غیور و مردمان مظلوم یاد کنن، اما قول میدم در کنار اینا من تورو با چیزهای خوبی که برام رقم زدی یاد کنم عزیزم. تورو با صبحونههای مدرسه، با آسمونهای خوشگل و آبی و در نهایت اتحاد مردم در تمام این اتفاقات.
بوس به کلت، از بقیه هم ناراحت نشو اگه دارن تورو با جنگ و منگ یاد میکنن، خب ناراحتیم بابشون.💓
#امضاء / جمعه، بیست و نهم اسفند ۱۴۰۴
نشستم روبه روی ماهیا، من حرف میزنم و یه قاشق فرنی میزارم دهنم بعد اشکامو پاک میکنم، اونا بهم نگاه میکنن بعد دور خودشونو میزنن بیخیال.
شاید فکر کردن دیگه گوش دادن به حالم حالمو خوب نمیکنه بهتره به کارای خودشون برسن تا ور ور نگاه کننم🐠☁️🥣