پنج روزه فقط دنبال یه راهیم که ولاگمو بفرستم
الانم که میتونم بفرستم از ولاگه دیگه خوشم نمیاد و حس میکنم افتضاح شده✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨✨
دیشب ساعت دوازده اینل خوابیدم و ساعت هفت صبح بیدار شدم. دوست نداشتم بلند شم ولی بلاخره بعداز نیم ساعت، پرنسس افتخار دادن رفتن صورت ماه شونو کمی آب زدن. 🦦 آب گذاشتم بجوشه که چایی درست کنم، توی این فاصله یه دوش کوتاه گرفتم. دوش رد گرفتیم و صبحونه هم خوردیممم، بلند شدم برم درس بخونممم که یادم افتاد یک سخنرانی از رائفی پور دارم که دانلود کردم دیشب ولی هنوز گوش ندادم. گفتم بابا همش یک ساعته اینو گوش بدم بعد برم بخونم...
الان دو ساعته دارم هی گوشش میدم چون بنظرم آنقدر پر نکتهس که یک بار گوش دادن کفاف نمیده، اصلا باز میخوام گوش بدم این سخنرانی رو😭😭 ولی درس دارم👍🏽. پس بریم درس بخونیم و بعداز تموم کردن میشینم باز گوشش میدم🐸
- سِدنا
پنج روزه فقط دنبال یه راهیم که ولاگمو بفرستم الانم که میتونم بفرستم از ولاگه دیگه خوشم نمیاد و حس م
با انجام اصلاحات لازم الان آماده ارساله💪🏼
48.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ببینیم /مجموعهای از تصاویر و فیلمهای به جا مانده از سال ١٤٠٤
هممون هرچند وقت یه باری دلتنگ یکی یا چیزی میشیم.. امّا راستش من مدتهاس دلتنگ چیزهایی میشم که الان دارمشون ولی میدونم بعدا از دستشون میدم. مامایدو! بابایدو! خونشون! من از اینکه اینارو از دست بدم واقعا میترسم. این چندماه که درگیر درسم، کم میرم بیرون و بهشون کم سر میزنم، با این وجود هرچند روزی یهو بابایدو در رو میزنه و برام از غذایی که امروز درست کردن میاره و میگه "مامایدوت درست کرد، گفت آلاء دوست داره منم برات آوردم". من واقعا دوسشون دارم. شاید با نبود و مرگ همه بتونم کنار بیام اما این دو شخص.. فکر نکنم.
بابایدو کسی بود که بابام رو راضی کرد برام دوچرخه بخره، حتی بعدترش کمکم کرد بدون کمکی باهاشون راه برم. بعد چند ماه که (مثلا) حرفهای شده بودم، بهم گفت یه بار من با موتور و تو با دوچرخه بریم مسابقه بدیم. و دادیم. و من برنده شدم =)))))))😭✨
مامایدو کسی بود که بهم عشق داد، بهم محبت داد.. موقعی که مامانم نبود، اون بود. اون برای من مامانی بود،اون بهم یاد داد چطوری به خرگوش غذا بدم. اون بهم جرئت اینو داد که به گربهٔ سیاهشون دست بزنم.. اون. موردعلاقهترینمه.
میدونم زشته ولی راستش من از الان دارم برای نبود این دو شخص سوگواری میکنم، از الان دارم گریه میکنم و از الان دارم خودمو آروم میکنم. دوستتون دارم❤️ مامایدو، امیدوارم با شونه کردن و بافتن موهات، برات عطر زدن، بهجات غذا پختن و بوسیدنت این رو منتقل کرده باشم.
"از دست دادن بعضی آدما اینقدر برام سنگینه که دعا میکنم اول من بمیرم بعد اونا."
#امضاء
یه عادتی که جدیدا متوجهش شدم اینِکه من باید با ظاهر تمیز و مرتب نماز بخونم؛
یعنی با لباس خوشگل و رنگی وضو میگیرم بعد میدم یه خط لبی میزنم، یه پیس پیس عطری گلی و قُربَتاً الله. لازمه اینم بگم که همیشه از یک شال ناز صورتی میپوشم برای نماز، که با جانمازیم ست شده ؟ اصلا دوست دارم برای خود نماز و آماده شدن براش وقت بزارم. میدونی یه حس کوچولو و قشنگی داره😭 انگار قراره برای دورهمی کوچولوت با بهترین دوستت آماده شی بعد بریم باهاش سنگاتونو وا کنید..
من جای نمازم کنار جای نماز بابامه، البته با سه قدم عقبتر. بعد همیشه قبل از اون میام برای نماز اما تا بابام نمازشو تموم نمیکنه من شروع نمیکنم، چون واقعا صدای بابامو موقع نماز خوندن دوست دارم، راستی چرا تا الان ضبطش نکردم ؟ فردا حتما اینکارو میکنم🐈