بیدار شدم. خستهم بود و آزمون مجازی قلمچی به اندازه کافی روزمو خراب کرده بود؛ صبح خود آزمون و عصر و شب هم نتیجه. ولی اشکالی نداره، خوشحالم که با وجود اینکه این هفته نتونستم خوب بخونم، تونستم خوب جمعش کنم✨✨✨
بعداز ساعتی تصور و تخیل، این داستان از تصوراتمو میبندم و درس دهم فلسفه رو باز میکنم. امروز ساعت نه امتحانشو دارم، البته درس دهم و یازدهم. با تموم شدن درس ده میرم حموم. ساعت سه شب، من توی حموم، اندازه کل استرسی که داشتم این مدت، نشستم و فقط گریه کردم. بعدش هم امدم بیرون و تاپ موردعلاقهمو پوشیدم. آبرسان زدم و بعد خشک کردن موهام روغن موهامو زدم. آخیش. تازه سبک شدم. الان برای اینکه برم درس بخونم فقط یک لیپگلاس کمه، برم بزنم و برم درس یازده فلسفه رو بخونم.
صبحتونم بخیررررر.🍊🌵☁️
- سِدنا
بیدار شدم. خستهم بود و آزمون مجازی قلمچی به اندازه کافی روزمو خراب کرده بود؛ صبح خود آزمون و عصر و
ده دقیقه دیگه امتحانه ولی نه از ده و یازده که خوندم از هفت و هشت که هیچی بلد نیستم