ساعت یک و نیم رفتم بخوابم که یادم امد لباسا رو اتو نکردم. بعد اتو کردن هم گفتم چه کاریه صبح درگیر ناهار درست کردن باشم، بزا الان درست کنم که صبح بتونم به کلاس مجازی و درسم برسم.
پیازا رو آماده کردم، مرغ رو از فریز درامدم، زعفرون دم کردم و برنج رو شستم و گذاشتم توی آب که فردا که خواستم درست کنم زود بپزه. قبل اینکه پختن رو شروع کنم بابام صدام زد گفت اگه درس نداری خمیر نون درست کن چون برای فردا صبحونه نون نداریم و مامانت هم خستهس. دیگه ناهار رو ول کردم و رفتم خمیر درست کردم. اولین بارم نیست اما اینقدر سرش اذیت شدم که نگو، نزدیک یه ساعت درگیرش بود تا درست شد😭
حالا من در تمام این دو ساعت، هندزفری در گوش داشتم چاوشی گوش میدادم و سماعی میرفتم😮💨
قبل همه اینا کلی خوابم میومد اما الان قشنگ خوابم پریده👍🏽