- سِدنا
همه چی آمادهست تا شب امتحان شروع بشه
فکر کنم بعد حدود یک سال دارم قهوه میخورم.
آخرین باری که خوردم امتحانات نهایی دهم بودن، بعد تموم شدن امتحانات تازه اثرات قهوه داشتن خودشونو نشون میدادن؛ افسردگی، اختلال خواب و غذا، بیحوصلگی و و و اون موقع بود که تصمیم به حذف قهوه کردم و واقعا سخت بود، ترک قهوه مثل ترک یه اعتیاد میمونه. الانم چیزی مجبورم نکرده که قهوه رو دوباره امتحان کنم امّا حجم درس فراوان و وقت کم..
مجبورم خودمو تا صبح نگهدارم تا بتونم امتحانمو خوب بدم، شاید بگین تو که وقت داشتی چرا نخوندی؟ باید بگم وقت داشتم، حوصله رو داشتم و شرایط هم فراهم بود امّا اون حس درس خوندنه نبود، چون که حدود سه درس رو کانل اوکی هستم چون خیلی برام شیرینن و توی مدرسه هم یک درس رو کامل مرور کرده بودم بخاطر همین اینطوری بودن که:
نه بابا کمه، توهم که خوندی فوقش چهار درس میمونن😃😃
قویترین آدمهای زندگیم دارن رنج میکشن و این داره منو میکشه. خیلی برام سخته ببینم آدمهای زندگیم اذیت بشن و واقعا حاضرم هرکاری بکنم تا کمتر اذیت بشن، چون میدونم که اونا لایق رفتارها، حرفها و زندگی بهتری هستن. 🤎
برم یوتیوب و کلیپهای مسخره بقیه رو ببینم❌
برم ویدئومسیجهای زیاد بتول(دوستم) رو ببینم✅
- سِدنا
از امروزِ[زیبادرمعنیکلمه] ۰۴ / ۲ / ۴
* هرجور انکار کنم، زندگیم پر شده از بچه. بچههای بامزه. در واقع بچهها تنها انسانهایی بودن که تا الان منو خواستن، واقعیتش فقط عشق اونا رو نسبت به خودت خالص میدونم. مرسی که هستید بچهها.