- سِدنا
امروزِ [تودِلبروُدوسداشتنی] ۰۴ / ۲ / ۱۶
از امشبِ [باحالُسبز]
۰۴ / ۲ / ۱۷
«دلم تا هست، غمناک هویزهست
رها در وسعت پاک هویزهست
ببین! عطر شقایق دارد انگار
دل من مشتی از خاک هویزهست»
هجدهم اردیبهشت، روز آزادسازی هویزه.
هدایت شده از جادوی ِآبی.
انرژی گوسفندانهم در من بسیار روشن شده دوست دارم توی طبیعت برای چند ساعت یا چند روز فقط رهام کنن که بچرم.
همیشه افراد ساکت را دوست داشته ام..
هیچگاه نمیفهمی کـه در حال رقصیدن در رویای خود هستند ، یا دارند سنگینیِ بارِ هستی را به دوش میکشند.
/ جان گرین