🕊
#شهیدانه🌹
🌿خاک بهشهر به خود میبالید در ثانیههای سرد دی ماه پنجاه خورشیدی، به واسطه بارش نور خداوند در لحظههای ورود حسین در آستان خانه علی و طاهره. تک ستارهای میان شبهای ساکت و آرام زمین در زمزمههای مکرر نیایش و حسین زیباترین نام و زیباترین واژه شد برای هر آغازی.
🌿نه ساله بود که راهی دامغان شدند. تحصیلاتش را تا دوم دبیرستان ادامه داد.
🌿بی صدا، نرم و آرام در مسیر عبور، مثل علی پدرش در مسیر زندگی مثل رود بی قرار جاری بود؛ زلال و صادق. حسین مسافر شوریدهای که نگاهش رو به آسمان بود و سر در خم شراب ناب عشق معبود فرو برده و چون مولایش حسین(ع) در تشنگی این عشق عظیم عارفانه راه میپیمود.
🌿وارد سپاه شد. پس از گذراندن دورههای آموزشی راهی غرب شد. سرزمینی که حالا کعبه عشاق شده بود؛ میعادگاه بیدلان. در اسلامآباد غرب و در مرصاد بر بهشت جاودانه عاشقان مهمان شد و عارفانه به دیدار معبود سعادتمند گردید. پیکر پاکش آرامگاه دل عاشقان شهادت شد و هر غروب جمعه اشکها را مهمان چشمهای منتظرشان میکند.
#شهید_حسین_امانی_وامرزانی🌷
🕊
#شهیدانه🌹
🌿خاک بهشهر به خود میبالید در ثانیههای سرد دی ماه پنجاه خورشیدی، به واسطه بارش نور خداوند در لحظههای ورود حسین در آستان خانه علی و طاهره. تک ستارهای میان شبهای ساکت و آرام زمین در زمزمههای مکرر نیایش و حسین زیباترین نام و زیباترین واژه شد برای هر آغازی.
🌿نه ساله بود که راهی دامغان شدند. تحصیلاتش را تا دوم دبیرستان ادامه داد.
🌿بی صدا، نرم و آرام در مسیر عبور، مثل علی پدرش در مسیر زندگی مثل رود بی قرار جاری بود؛ زلال و صادق. حسین مسافر شوریدهای که نگاهش رو به آسمان بود و سر در خم شراب ناب عشق معبود فرو برده و چون مولایش حسین(ع) در تشنگی این عشق عظیم عارفانه راه میپیمود.
🌿وارد سپاه شد. پس از گذراندن دورههای آموزشی راهی غرب شد. سرزمینی که حالا کعبه عشاق شده بود؛ میعادگاه بیدلان. در اسلامآباد غرب و در مرصاد بر بهشت جاودانه عاشقان مهمان شد و عارفانه به دیدار معبود سعادتمند گردید. پیکر پاکش آرامگاه دل عاشقان شهادت شد و هر غروب جمعه اشکها را مهمان چشمهای منتظرشان میکند.
#شهید_حسین_امانی_وامرزانی🌷