سلام...
من زهرام ، مقلب به صبرا !
نه نویسندهام، نه شاعر، ولی یه عالمه حس دارم که فقط با نوشتن آروم میشن.
گاهی دلم میگیره از هیچ، گاهی با یه جملهی قشنگ تا ته دنیا پرواز میکنم!
اینجا،
یه پناهگاه کوچیک برای دلنوشتهها، دلتنگیها، لبخندهای یواشکی،
و گاهی یه چای داغ کنار پنجرهی خیال...
جایی که پر از تجربه های کوچیک و خاطره های شاد و غمگینه 😅
اگه دنبال یه جای آروم، واقعی و پر از حسهای آشنا میگردی،
خوش اومدی به دنیای من 🤍
_______________________________
صَبرا...🌿🤍
وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ
(نحل، ۱۲۷)
صبرا آغاز شد...
با دل، با واژه، با امیدی که از خداست 🤍___________________________________
صَبرا...🌿🤍
امروز جمعهست...
دل یهجوریه، انگار منتظر یه نفری...
صدای اذان جمعه،
دل رو میبره تا صحن حرم،
تا یه گوشهی خلوت که فقط خدا میدونه چقدر دلت گرفته...
اللهم عجل لولیک الفرج...
نه فقط برای ظهور،
برای دلهامون،
برای آرزوهایی که فقط با اومدنش رنگ واقعیت میگیرن...
اگه امروز دلت یهذره لرزید،
بدون که خدا نزدیکتر از همیشهست🤍🌿
[ اللهم ارزقنا توفیق الطاعة، و بعد المعصية، و صدق النية، و عرفان الحرمة...]
_______________________________
صَبرا...🌿🤍
یه وقتایی دلت نمیخواد کسی حالتو بپرسه...
نه اینکه خوب باشی،
فقط نمیخوای توضیح بدی.
نمیخوای بگی چقدر خستهای از قوی بودن،
از وانمود کردن،
از اینکه همیشه باید "خوب" باشی...
تو فقط یه گوشهی آروم میخوای،
که کسی نیاد بگه: "باید بهتر باشی"،
فقط باشه...
و بفهمه که همینقدر بودن، خودش یه جنگه...(:
_______________________________
صَبرا...🌿🤍
کسی که آرامش میخواد؛
خداحافظیهای زیادی رو قبول کرده...
نه چون دلش خواسته،
چون فهمیده بعضی موندنها،
آرامش رو از آدم میگیرن.
یاد گرفته سکوت کنه،
یاد گرفته جاهایی نباشه که صداش شنیده نمیشه،
یاد گرفته خودش رو از رابطههایی بیرون بکشه
که فقط خستهترش میکنن...
اون آدم،
دیگه دنبال هیاهو نیست،
دنبالِ فهمیده شدنه،
بیسروصدا، بیادعا...
و اگه یه گوشهی آروم پیدا کنه،
همونجا میمونه...
بینیاز از توضیح، بینیاز از تأیید.
🕊️ شبتون آروم...
از طرف یه گوشهی بیصدا
که فقط برای دلهاتونه.
_______________________________
صَبرا...🌿🤍
دلم گرفته...
نه از آدمها،
نه از دنیا...
از دردی که هزار و چهارصد ساله مونده،
و هنوز کسی نفهمیدش...
فاطمه را نفهمیدند...
و این،
دردش بیشتر از سیلی بود...
دلم میسوزه برای مادری
که با پهلوی شکسته،
برای ولایت ایستاد...
برای عشقی که هیچکس باورش نکرد...
و ما...
ما فقط گریه میکنیم،
برای زنی که سکوتش،
بلندترین فریاد تاریخ بود...
🖤
اگه این روزا بیدلیل دلت گرفته،
اگه اشکهات بیصدا میریزه،
بدون دلت هنوز بوی فاطمه میده...
و این یعنی هنوز زندهای...
_______________________________
صَبرا ...🌿🤍
با نام تو آغاز میکنم...
ای آرامِ جان، ای روشناییِ راه...
ای که هر نفس، نشانی از مهربانیات دارد 🕊
میخوام براتون علت تاسیس کانالو بگم :
میخوام براتون از یه نقطهی عطف بگم...
از لحظهای که زندگیم،
با یه اشک، یه زمزمهی بیصدا،
یه گفتوگوی دلی با آقایی که انتظار نداشتم به حرفام گوش کنه
عوض شد...
فکر کن ۱۵_۱۶ سال از عمرت رو بری توی یه مسیر اشتباه،
بعد یه شب،
یه اتفاق،
یه دلشکستگی،
یه خواسته که حتی شبیه دعا هم نبود،
باعث بشه بفهمی:
اونجا که ایستادی،
اصلاً جای تو نبوده...
من همون آدمم...
همونی که یه شب،
با دلِ خسته،
با چشمِ خیس،
با صحبت های دلی با امام زمان (عج)،
ورق زندگیش برگشت...
خدا بعدش منو گذاشت تو مسیرهایی که بوی نور میدادن،
آدمایی سر راهم قرار گرفتند که هر کدوم یه نشونه بودن...
و بعدش، آشنایی با شهید حججی...
همونی که حالا بهش میگم داداش محسن...
و این شد دلیل تاسیس این کانال...
تا اگه کسی هنوز تو تاریکی راه میره،
بتونه ردِ نور رو پیدا کنه...
تا تجربههای سخت من،
براش بشن چراغ، نه تکرار...
انشاالله چند نفر دیگه که به آمارمون اضافه شد شروع میکنم و تمام این مسیرو با شادی و غم هاش ، با خنده و اشک هاش براتون میگم ...
﴿فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا﴾
پس یقیناً با هر سختی، آسانی است...
___________________________________
صَبرا...🌿🤍