و شاید غم خوده سایه ی ما باشد، گویی سنگینی بر شانه ها بر جای میگذارد، مانند اینکه روحمان به کار کردن در معدن علاقه دارد، اگر غم میتوانست جسمی داشته باشد من باز هم به او علاقمند بودم و از او به خوبی محافظت میکردم زیرا او تمام روز ها و لحظه ها را با من زندگی کرده است و مرا ترک نکرده است، بالاخره روزی میرسد که برای حفاظت از سلامت روان خود، خود را به قتل برسانم اما آن روز، روز مرگ من است و در لحظه ای که روحم، جسمم را ترک میکند، با دیدن اینکه مرگ خود را میبینم خوشحال میشوم و غم هم مرا ترك میکند. " قبل از مرگ خود غم را خواهم کشت "
اما شاید جدایی غم از ما مانند جدایی از یار سخت و غم انگیز باشد که بعد مدت ها دردش باقی میماند، اما یادش نه.
شاید در جریان جدایی من از جسم ناچیز، احساس جالبی باشد گویی سلول ها بیانگر احساسات و درد و عواطف هستند در نتیجه غم زمانی کشته خواهد شد که در سلول ها جریان نداشته باشد.
درود و مهر؛
جهت شرکت در تقدیمی مشترکِ Lost in Shadow ? ، lajang ، Black Swan
این پیام رو توی چنلتون فوروارد کنید و یک عکس از چشمان زیباتون بذارید تا:
هائر:
-یک طراحی از چشماتون تقدیم بکنه.
اسمین:
-با توجه به وایب چشماتون ، یک جمله تقدیمتون کنه.
سورن:
-ستاره چشمهاتون رو معرفی کنه.
«لطفا در هر سه چنل عضو باشید و عکس فراموش نشه. ممبرای عزیز هم میتونن شرکت کنن.»
Limit: 160 | 1700 | 740 ~ Tags