- یـک رسـٰالــه خوانــده ام با نـٰام زیبـٰای بغـل
پس عزیـز قلـب من حی علـی خیـرلعمــل .
- با یاد تــو میخوابـم ، در خــواب تو را بینم
از خواب چو برخیـــزم ، اول تو به یــٰاد آیی .
- مولانــٰا
- ســـٰاجــده ؛
+
در عشق ِتو جانم که وجود و عدمش نیست ؛
دانی تو که چون است نه معدوم و نه موجود .
- ســـٰاجــده ؛
-
آنچنان سرگرم رویای تو هستم بارها ،
دیدهام خواب تو را با دیدهی بیداریام .