- ســـٰاجــده ؛
+
در عشق ِتو جانم که وجود و عدمش نیست ؛
دانی تو که چون است نه معدوم و نه موجود .
- ســـٰاجــده ؛
-
آنچنان سرگرم رویای تو هستم بارها ،
دیدهام خواب تو را با دیدهی بیداریام .