- ســـٰاجــده ؛
+
در عشق ِتو جانم که وجود و عدمش نیست ؛
دانی تو که چون است نه معدوم و نه موجود .
- ســـٰاجــده ؛
-
آنچنان سرگرم رویای تو هستم بارها ،
دیدهام خواب تو را با دیدهی بیداریام .
مثل عادت نیستی تا ساده انکارتکنم ؛
تو نفسهایمنی باید ك تکرارت کنم . .
شبیه بغضِ نوزادی که
ساعتهاست می گرید؛
پُــر از حـرفـم امــا
زبانم را کسی نمی فَهمد . . .
فاز مثبت ميدهد معشوقهای که مذهبىست ،
هم خدا دارى و هم خرما عجب حالى شود .