یچیزی بگم...
من با آدما ارتباط میگیرم، آشنا میشم، حتی صمیمی هم میشم؛ ولی دوست نه.
از یه زمانی به بعد به این نتیجه رسیدم که نمیخوام کسی رو در ذهنم با جایگاه دوست ثبت کنم.
ولی به این معنا نیست که صمیمی نمیشم یا آدمایی که باهاشون حال میکنم رو ایگنور میکنم و اهمیت نمیدم ها! نه اصلا اینجوری نیست؛ فقط مدار داشتن دوست درون بنده سوخته.
من هیچ دوستی ندارم، ولی کلی آشنای باحال و بامعرفت دور و برم دارم، مثل شما. ☕️
(امیدوارم این تفاوت بنده رو درک کنید.)
「خوشحالی فروشی ساکورا」
▪️اولین تقدیمی خوشحالی فروشی ساکورا بدین صورته که شما این پیام را در کانال خود فور نموده، و سپس لین
تقدیمی هاتون آمادهست.
فقط لازمه یه نکته ای رو بگم: ضرب المثل ها خیلی رندوم و اتفاقی به هر کانال اختصاص داده شده.
پ.ن: این تقدیمی هم سخت بود هم راحت. 😭😂
سخت ازین نظر که بعضی از شما خوش سلیقه ها، رنگهای خاصی رو مد نظر داشتین که من ازونجایی که مثل پسرا توانایی تشخیص رنگ ندارم، خیلی زور زدم که بتونم درست رنگ مورد علاقتونو پیدا کنم. 😂🤝
「七転び八起き」
ترجمه: هفت بار زمین بخور، هشت بار بلند شو.
(پشتکار و تسلیمنشدن)
تقدیم به
「雨降って地固まる」
ترجمه: بعد از باران، زمین سفتتر میشود.
(مشکلات باعث استحکام و قویتر شدن میشوند)
تقدیم به
「石の上にも三年」
ترجمه: روی سنگ هم سه سال بنشین.
(صبر و استمرار نتیجه میدهد)
تقدیم به
「井の中の蛙大海を知らず」
ترجمه: قورباغهٔ داخل چاه، دریا را نمیشناسد.
(دید محدود باعث ناآگاهی میشود)
تقدیم به
「一期一会」
ترجمه: یک دیدار، یک عمر.
(هر ملاقات یگانه و تکرارنشدنی است)
تقدیم به
「負けるが勝ち」
ترجمه: باختن، بردن است.
(گاهی عقبنشینی پیروزی واقعی است)
تقدیم به
「塵も積もれば山となる」
ترجمه: گرد و غبار هم اگر جمع شود، کوه میشود.
(چیزهای کوچک جمع شوند، بزرگ میشوند)
تقدیم به
「鳴かぬなら鳴くまで待とうホトトギス」
ترجمه: اگر آواز نمیخواند، صبر میکنم تا بخواند.
(صبر راه رسیدن به نتیجه است)
تقدیم به
「花より団子」
ترجمه: کوفته برنجی بهتر از گُل است.
(عمل و فایده، مهمتر از ظاهر است)
تقدیم به