eitaa logo
「- سَــلْــسَــبِــیــل 🌕 -」
198 دنبال‌کننده
363 عکس
21 ویدیو
2 فایل
بِسْمِ رَبِّ عَلِیٍّ🌱✨ ... «حقّا كه حقيقتاً علي حق باشد حق است علي ز حق كه بر حق باشد» ... 🌿 چشمه‌ای از بهشت، اینجا قصه‌ی من است... - 🤍🌝🍃 - گوشِ شنوا☕ 𓂃 @Maryam_470 .ـ. کــ😕ــپی؟ استیکرهای اختصاصی خودم و روزمرگی‌ها راضــ🚫ــی نیستم!
مشاهده در ایتا
دانلود
𓍼֪ ســلام ســلام خــیدمَت شُــما🥰💕 +بیاین یکم از خودم براتون بگم☕️🧁 ‌
「- سَــلْــسَــبِــیــل 🌕 -」
𓍼֪ ســلام ســلام خــیدمَت شُــما🥰💕 +بیاین یکم از خودم براتون بگم☕️🧁 ‌
بِسْمِ رَبِ عَلیْ (علیه‌السلام) سال ۱۳۹۹ حدودا ماه آذر بود که حکم انتصاب پدرم اومد و باید میرفت شهرستان(اردبیل) که پست حساسی و تحویل بگیره🤫 اون زمان ما قم زندگی میکردیم،و من خودم تا این لحظه ۱۵ سال هست که مفتخر هستم در همسایگی بارگاه بی‌بی‌جان زندگی میکنم🥹❤️ ... پدرم باید خودش و سریع به اونجا میرسوند،با مادرم که به تازگی پدربزرگشو از دست داده راهی شدن🥲 هم برای مراسم عزا، از اون طرف هم مراسم انتصاب پدرم بود. منم اون وقت ۱۶ سالم بود و خب مدرسه داشتم و نمی‌تونستم برم! (کمی قبل کرونا بود) یه شب دوستم اومد باهاش موندیم که چقدرم خوش گذشت🤪 یه شب دختر همسایه باهام موند و شب دیگه رفتم خونه عموم که اون زمان قم زندگی میکردن و بازم بعد مدتی اومدن قم و اینجا زندگی میکنن☺️ ...خلاصه مادرم اومد و پدرم موند شهرستان چون نمیتوست پستش و رها بکنه😔 و مادرمم شاغل بود و فرهنگی مادرمم نمیتوست به این زودی انتقالی بگیره🥲💔 به مدت ۹ ماه ما و پدرم از هم دور بودیم... در این مدت بیشتر ما به دیدن پدرم می‌رفتیم اون وقتا هم کرونا بود و مدرسه‌ها مجازی برای همین راحت میشد چند روزی رفت شهرستان،ولی خب کادر مدرسه که مادرم هم معاون بودن باید توی مدرسه حضور فعال میداشتن! بالاخره خرداد و شد و مادرم درخواست انتقالی داد و ما مرداد ماه دیگه قطعی مشغول جمع کردن وسایل بودیم و پدرمم اومده بود قم😍 (وای الانم که میخوام تعریف کنم ضربان قلبم میره بالا😂) من خب نسبت به سنم جثه‌ام هیکلی تر بود و از ۱۲_۱۳ سالگی خواستگار داشتم ولی قسمت نبود و به سر انجام نمی‌رسید هیچکدوم و بعضی وقتا شده بود که پدرمم دخالت میکردن و جواب رد میدادن،در همون لحظه مطرح شدن مادرم میزدن اینور و اونور و دلیل و بهانه که هنوز وقت ازدواج من نیست... . یه روز بعدظهر داشتم استراحت میکرد که یک دفعه مامانم و دیدم داره میاد بالا سرم خیلیم خوشحاله و چشاش برق میزنه😂😂 منم گفتم حالا چیز مهمی نیست و سرم و با گوشی گرم کردم، دیدم اومد کنارم نشست و گفت اینو ببین خوشت میاد؟😂 بعد منم نگاه کردم😂 گفتم خوبه بد نیست🤪 مامانمم گفت چقدر بی ذوقی😒 بعد گفت فلانی تو رو معرفی کرده به ایشون😶 حالا تازه فهمیدم مامانم چی میگفت😂 یه‌بار دیگه گوشی و گرفتم و نگاهش کردم😂 (گفتم نه خوبه خدایی🤦‍♀😂) اول
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
𓋜 وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ و قطعا می‌دانیم که سینه تو از آنچه می‌گویند تنگ می‌شود. حجر | ۹۷ 𓄲@salsabil_moon
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
  ִֶָ𔓘˖ «مَنْ أَصْعَدَ إِلَى اللَّهِ خَالِصَ عِبَادَتِهِ أَهْبَطَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ أَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ» «کسی که عبادت پاک و خالص خود را به بالا بفرستد، خداوند عزیز و جلیل، بهترین مصالحش را بر او نازل می‌گرداند.» +صدیقه کبری فاطمه زهرا (س) ‌
𓏲 ִֶָ هــمـسـرم از کـلاس اومـد📚 منم براش یه شربت هِـــ🧃ـل خُنک درست کردم و بعدش ناهــ🥄🍲ــار خوردیم! ⚝ نـاهـار هـاتـون نـوش جـان💞 ‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا