eitaa logo
「- سَــلْــسَــبِــیــل 🌕 -」
197 دنبال‌کننده
370 عکس
22 ویدیو
2 فایل
بِسْمِ رَبِّ عَلِیٍّ🌱✨ ... «حقّا كه حقيقتاً علي حق باشد حق است علي ز حق كه بر حق باشد» ... 🌿 چشمه‌ای از بهشت، اینجا قصه‌ی من است... - 🤍🌝🍃 - گوشِ شنوا☕ 𓂃 @Maryam_470 .ـ. کــ😕ــپی؟ استیکرهای اختصاصی خودم و روزمرگی‌ها راضــ🚫ــی نیستم!
مشاهده در ایتا
دانلود
𝜗ৎ - جــریــان زنــ☁️ـدگــی... با حـضور افـتخاریِ آقـا مــحــ👦🏼ــمــد 🫧🧺😄
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
𓋜 مــاشـیـن لـبـاسـشـویـی کـاش خـودشـم مـیـشـسـت👀 - هـر از گاهـی این مـخزن و دربیاریـن و بـشوریـن! الان خودم مـخزن و در آوردم دیدم وای کلـی پـودر لباسشویی حل نـ😱ـشده، جـمع شدن پشت هم و نمیزارن ماشین خوب کار بـکنه🥲 تازه آب هم یکم پس داده بود از اینجا🤦‍♀😩 ‌
「- سَــلْــسَــبِــیــل 🌕 -」
𓋜 مــاشـیـن لـبـاسـشـویـی کـاش خـودشـم مـیـشـسـت👀 - هـر از گاهـی این مـخزن و دربیاریـن و بـشوریـن!
البته یه آپشن داره لباسشویی‌های جدید که میزنید و داخل ماشین شسته میشه! ولی در کل باید این مخزن و خودتون دربیارین و بشورین! 👈 البته الان به این نتیجه رسیدم دیگه از پودر لباسشویی استفاده نکنم🫠 با اینکه به دلم نمیشینه بدون پودر ولی چاره چیه؟!🤷‍♀ به‌جاش از مایع لباسشویی استفاده کنید👍 ‌𓂃 ִֶָ
‌ قــیــزلـار(دخترا) الان با خـاله‌ام صحبت میکردم، گـفت که پـودر صـابون یا پـودر لباسشویی و میتونید بریزید روی لباس‌ها که از اون طـرف مـخزن پودر مـسدود نشه🤩 خــ😌ــب خداروشکر راه حلی براش پیدا شد😄 ‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چهارم نشستیم و مشغول صحبت شدیم قبلش کلی با بابام و زن‌عموم حرف زده بودم که چی باید بپرسم و چیا مهمه؟ ببین انقدر آدم بچه‌ای بودم که سوالی که در رابطه با زندگیه خودم از پدر و مادر و زن‌عموم میپرسیدم😂🤦‍♀ حالا مبالغه بود یه چنتا سوالم خودم داشتم،زن عموم هم سفارش کرده بود اون میاد تو رو از نزدیک ببینه(چون کرونا بود ماسک میزدیم) ماسکت و بکش پایین نگاهت کنه درست و حسابی😂 مشغول صحبت شدیم،از خودش گفت و شرایطی که داره و به حد و حدود الهی مخصوصا حساس بودن به حرام و حلال! منم صحبت کردم و جلسه به پایان رسید. ( اصلا هیچــــــــی از صحبت‌هامون یادم نمیاد،انقدر که استرس داشتم نمی‌دونستم چی گفت و چی گفتم😂🙁) ما بلند شدیم که مادرم متوجه شد صحبت‌هامون تموم شده،خودش و رسوند به ما و پرسید چطور بود؟ آقا داماد گفتن خوب بود الحمدلله بعد دیگه بای‌بای کردیم و رفتیم خونه😂 تازه بعدا مامانم عکسمون و نشون داد که کنار هم نشستیم و داریم صحبت میکنیم😂 (اونایی که قم زندگی میکنن،میدونن هر وقت میرین شبستان نجمه خاتون هر جایی و نگاه کنی دیگه کمش یه زوج نشستن دارن پچ پچ میکنن😂😂 دقیقا شبیه اونا شده بودیم چقدر میخندیدم به اون عکس😂🤦‍♀) بعد چند روز آقا داماد گفت: باید یه جلسه دیگه هم صحبت کنیم! مادرم جلسه اول که تموم شد،گفت چیزی گفتی؟ گفتم چی مثلا؟ گفت آخه یه مدلی بود بعد صحبت کردن! ‌
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا