سَمآی؛
از پله ها بالا پایین میرفتم انقد عر زدم همه پشت به دیوار راه میرفتیم از ترس هم🤣:)غیبت هامون،تیکه اند
خدافظ عزیزم،اگه این آخرین باره:)
برام هیچکی مثلت؛نمیاد دوباره:)))
آنقدر حرف دارم که نمیخوام بگم
پس من احتمالا تا چند روز نیستم
یا خوشحال ترین آدم کره زمینم یا افسرده ترین
سَمآی؛
وسط این همه هیاهو،من فقط این قسمت و جمع کردم🦦
شاید بپرسید چرا تو جعبه؟چون میخوام تو ماشین دستم باشه .