یادمه یه مدت پیش به شدت گلهمند و دلشکسته بودم...
همش معترض این بودم که خدایا چرا نشد آقا رو ببینم...
یکی از شبها به شدت سنگینی بدی تو گلوم احساس میکردم؛ طوری که اصلا نمیتونستم بخوابم و تا صبح بیدار موندم...
صبح وقتی چشامو بستم، خوابم برد و خوابی دیدم که واقعاً عین یه رویا بود...
دیدم آقا با همون عبای شیری رنگش که تو جوونیا میپوشید، اومده تو اتاقم نشسته و با لبخند بهم نگاه میکنه...
من حتی تو خواب هم دستپاچه شده بودم...
نقاشیامو داشتم با تته پته به اقا نشون میدادم و اون بهم یه لبخند میزد و نگاهم میکرد...
تا قبل اون شب، معترض بودم و میگفتم الان من اینهمه ناراحت اقا هستم مگه اقا میبینه؟ اقا اینهمه طرفدار خالص داره اینهمه آدم دوسش دارن مگه وقت به من میرسه که منو ببینه که واقعاً دلم داره ریش ریش میشه؟
که با خوابم جوابمو گرفتم...
آره بچها...
آقا همهٔ مارو میبینه ؛)
#ثمین_نوشت
شهید سید مرتضی آوینی:
شیطان حکومت خویش را
بر ضعف ها و ترس ها و عادات ما
بنا کرده است، و اگر تو نترسی
و از عادات مذموم خویش
دست برداری و ضعف خویش را
با کمال خلیفة اللهی جبران کنی،
دیگر شیاطین را بر تو تسلطی نیست.
حسین ستوده578_98932972154157.mp3
زمان:
حجم:
8.3M
کجایی اباصالح...
علي بوحمد, عبداللطيف خالدي28fb535e-d2fa-4132-96bc-fa299a0c2335.mp3
زمان:
حجم:
4.3M
حبیبی الاولی هو حسینابن علی💛
اگر همین الان ازم بپرسن چه آرزویی داری؟
میگم ۲ تا آرزو
یکیش اینه که برم کربلا و نجف تا مصیبتی که ابی عبدالله کشید رو ذرهایش رو من تو اون مسیر بکشم و بفهمم
دومیش اینه که برم میناب و مصیبتی که بچهای میناب و خونوادشون کشیدن رو ذرهایش رو ببینم و بفهمم
بفهمم که من چه مسیری رو انتخاب کردم و این مسیر، ادامه مسیر چه کسایی هست تا هیچوقت از این مسیری که هستم، کوتاه نیام و کمم نیارم...
#ثمین_نوشت
شهید سید مرتضی آوینی:
مظلومان جهان را شایسته است که بر ابتلائات صبر کنند،
چراکه جهان آخرت یکسره از آنِ آنها است.
بهشت پاداش ظلمی است که بر آنان رفته است، گذشته از آنکه سیاره زمین نیز میراث آنها است
و عصر تحقق این وعده الهی هم اکنون سررسیده است!
منبع: کتاب «گنجینه آسمانی»
شهید سید مرتضی آوینی:
بسیجی عاشق کربلاست،
و کربلا را تو مپندار
که شهری است در میان شهر ها
و نامی است در میان نام ها
نه! کربلا حرم حق است
و هیچکس را جز یاران امام حسین(ع)
راهی به سوی حقیقت نیست.