#تلنگر🌸
از جهبه امده بود...برادرش شهید شده بود.
میتوانست جنازه ی برادر شهیدش را بیاورد
اما نیاورده بود...
همه از دست او ناراحت و عصبی بودند...🥺
اخر شب وقتی خانه خلوت شد؛
آمد کنار مادرش نشست.
دستش را گرفت ،بوسید و گفت:«مادر جان!
منو ببخش.من می تونستم سَتّار ت
رو بیارم؛اما نیاوردم.
چون ب جز سَتّار جسد برادرهای دیگرم
روی زمین افتاده بود💔🙃
اون ها هم پسرِ مادرشون هستن.
اون ها هم خواهر و برادر دارن.
اگر سَتّار رو میاوردم ،فردا ی #قیامت
جواب برادر ها و خواهر های شهدا رو چی میدادم؟.»
می گفت و گریه می کرد💔😢
#شهیدحاجسَتّارابراهمیهژیر❤️✨
@Sangar_eshghe