«بِسْمِ رَبِ الشُهَدإ وَ صِّدیقین»
🥀#سیره_زندگی_شهید
#بیوگرافی سردار شهید حسین محمدی 🌷
#بخش_اول
_سردار شهید حسین محمدی، در روز شنبه صبح "۳۰دی ۱۴۰۲"در حمله رژیم صهیونیستی به ساختمانی در المزه دمشق سوریه، به همراه چهار تن از یاران خود((سردارحاج صادق امیدزاده،سردارعلی آقازاده،شهیدکریمی و محمدامین صمدی)) به شهادت رسیدند.🥀
سردار حسین محمدی معروف به (حاج حسام) از مستشاران با سابقه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در عراق و سوریه بود که طی ۲۵سال خدمت خود در جریان حملهٔ رژیم غاصب صهیونیستی به ساختمانی در المزه دمشق به شهادت رسید. 💔
رژیم کودک کش صهیونیستی ساعت۱۰:۳۰ به وقت دمشق و ساعت ۱۱:۰۰ به وقت تهران با شلیک ۸موشک، ساختمانی را که در آن مشغول به جلسهٔ مهمی بودند را مورد هدف قرار داد و منجر به شهادت پنج تن از فرماندهان و مستشاران سپاه پاسداران شد. 🕊
سردار محمدی متولدشهریور۱۳۵۹ اصالتاً زنجانی بودند درخانواده ایی مذهبی ومؤمن بزرگ شدند و از سربازان پیشکسوت برون مرزی در عرصه مقاومت. در طی دوران خدمت خود در کشور های عراق و سوریه مشغول به خدمت در سپاه قدس بودند.و قریب به ۲۵ سال در عرصه مقاومت نقش آفرینی کرد.
☘🍃☘
ایشان دارای چهار فرزند" دو دختر و دو پسر"هستند، که به یادگار ماندند در سنین ۱۶,۱۵,۹,۸ هستند.
بسیار خانواده دوست بود و تمام وقت خود را در اوقات فراغت به خانواده می پرداخت. 🌸
در یکی از مأموریت هایشان به عراق خانواده را برای مدتی همراه خویش کرد و بعد از چند سال مجدد خانواده را همراه خود به سوریه برد. خانواده نیز طی این سالها که همراه ایشان بودند، سختی های زیادی را متحمل بودند و خطرات را تحمل می کردند.
؛📄 ادامه دارد.... 🥀✨🥀✨🥀
{@Sardar_shahid_hossein_mohammdi}🇮🇷🌷
«بِسْمِ رَبِ الشُهَدإ وَ صِّدیقین»
🥀#سیره_زندگی_شهید
#بیوگرافی سردار شهید حسین محمدی 🌷
#بخش_سوم
💌به روایت: همسر گرامی شهید بزرگوار:
🌱☘🌺☘🌱
📖زندگی مشترک مان بسیار سنتی و مذهبی برگزار و شروع شد. من و همسرم♡، با توسل به حضرت زهرا و کمک ایشان این راه را شروع کردیم، تا چادر خانم فاطمه زهرا را همیشه بالای سر زندگی مان داشته باشیم و فرزندانی پاک و صالح تربیت کنیم.
برای برگزاری عقد به مسجد جمکران رفتیم و این وصال عشق را کنار صاحب الزمان (با مهریهٔ قرآن و آینه و شمعدان، و ۱۴سکه) و با اجزاهٔ ایشان به قلب های خویش مُهر کردیم و زندگی سرشار از عشق و محبت را با توسل به حضرت زهرا«س» و کنار امام زمان شروع کردیم.
حدود چهار ماه، بعد از شروع زندگی مشترک برای ماه عسل، به همراه پدر و مادر همسرم به کشور سوریه و زیارت بانوی دمشق رفتیم... اولین سفر عشق شد بانوی دمشق..💞
در این سفر دلبسته ی بانوی دمشق شدیم و حدود دوسال بعد دوباره راهی دمشق شدیم، اما اینبار به همراه پسر کوچولویمان و دختر تو راهیمون.
در اوایل زندگی مشترکمان متوجه شدم که خیلی خانواده شهدا را دوست دارد و دوست داشت با خانواده شهدا وصلت کند که خدا هم صدای قلبش را شنید. و با خانواده شهدا وصلت کرد، که دو دایی بنده در دوران دفاع مقدس به فیض شهادت رسیدند. بسیاربه مادربزرگم ارادت خاصی داشت وایشان رااحترام میکردودست ایشان رامیبوسید.
دردوران دانشجویی در تمام گوشه کنار های کتاب و دفتر هایش اسم《حسین شهادت》 را می نوشت، و این نام را گذاشت چون خیلی به شهادت علاقه داشت و دوستانش هم او را به این نام می شناختند.
در طی هفده سال زندگی مشترک مان و علاقهٔ خاصی که به من و فرزندانمان داشت، هر از گاهی میگفت شما من را از شهادت دور کردید و من وصل شما شدم و شما نقطه وصل من به زمین هستید، اما نمی دانستیم که شوق شهادت بر ایشان روز به روز بیشتر می شد.
بسیار با محبت و عشق، زندگی را گذراندیم تا اینکه به سفر سوریه با خانواده رفتیم. دو ماه قبل از سفر به سوریه، به جمکران و قم رفتیم و با اجازه از حضرت معصومه و صاحب الزمان نائب الزیاره و راهی شدیم. 💚 اولین وآخرین سفر ما در ایران هم قم وجمکران شد!! که برای بار اول برای عقد رفتیم و برای بار آخر هم برای اجازه ونائب الزیاره بودن ورفتن به سوریه....
از صدای بمب هایی که اسرائیل می زد، کودکان بسیار دلهره و ترس داشتند و گوشهای خود را می گرفتند و به گوشه ای پناه می بردند.
📄 ادامه دارد...
{@Sardar_shahid_hossein_mohammdi}🇮🇷🌷
بسم رَبِّ الشُّهَداءِ وَالصِّدیقین
🥀#سیره_زندگی_شهید
#بیوگرافی سردار شهید مدافع حرم
حسین محمدی
#بخش_هفتم
(خاطره ایی از فرزند شهید)
🌹شبهای جمعه شبهای قشنگ و زیبایی بودبرای ما .
پدرم ومادرم از عصر آماده بودند تا نمازجماعت مغرب وعشا را دورهم به امامت پدرم که خواندیم بلافاصله بعداز نماز، زیارت عاشورا همراهِ روضه ي کوتاهی داشته باشیم.
پدرم اعتقاد داشتند که برکت و حضور سیدالشهدا و فرشتگان در روضه های ارباب بیشتر ازپیش وجوددارد هر کجا که باشد. و درکل زندگی پربرکتمان باچشم و روح و روانمان مشاهده میشد.
بعداز زیارت عاشورا و روضه حتماً پذیرایی میکردند. پذیرایی شب های جمعه از روزهای قبل آماده بود . همیشه جذاب بود اینجور مراسمها.
حسّ بسیارخوبی بود قرارعاشقی شبهای جمعه.
اوّل حتماًچای روضه بود و بعد تنقلات دیگر.
معتقد بودندویقین داشتند چای روضه بادست مادرشان خانم فاطمه زهرا ریخته میشود.
(درایامی که کرونابود و هیچ کجا مراسمی نبود برای ایام شهادت و ولادت ائمه نیز به همین شکل مراسم داشتیم. )
💫حالا پدرعزیزم مهمان خود سیدالشهدا درکربلاست و ان شاالله ماراهم درآنجا دعا بفرمایند.
ماهم ان شاالله تاعمرباقیست وروزیمان باشد این رسم و قرارعاشقی پدر شهیدمان ومادرمان را ادامه میدهیم. 🍃🌷🍃
ای تمام احساسم حسین (ع)جان. تویی برای همیشه مخاطب خاصم.
🥀شبهای جمعه فاطمه با اضطراب و واهمه آید به دشت کربلا گوید حسین من چه شد؟
گردد به دور خیمه گاه آید میان قتلگاه گوید حسین من چه شد نور دو عین من چه شد؟
شبهای جمعه مصطفی با مجتبی و مرتضی آیند به دشت کربلا
گویند به صد شور و نوا مظلوم حسین من چه شد؟
نور دوعین من چه شد ؟
🥀🍂🥀🍂
#سردار_شهید_حسین_محمدی
#شبهای_جمعه_کربلا
#قرار_عاشقی
#دلتنگی. #ارباب_بی_کفن
┅═✧❁🥀@Sardar_shahid_hossein_mohammdi❁✧═┅
بِسمِ رَبِّ الشُّهَداء وَالصِّدیقین
🥀#سیره_زندگی_شهید
#بیوگرافی سردار شهید مدافع حرم و طریق القدس، حسین محمّدی
#بخش_دهم
☘بعد از گذشت یک سال از زندگی مان خداوند به ما پسری هدیه داد و عطا کرد.
با بدنیا آمدن پسرمان و شنیدن خبر ، شهید چند بار نماز شکر و سجده شکر بجا آورد دربیمارستان.
خیلی ذوق وشوق داشت و بسیارخوشحال بود که برای اولین بار پدرشده ومزه ی پدرشدن برایش بسیارشیرین بود. چند بار ولیمه دادیم.
زندگیمان شیرین تر از قبل شد.
💚اسم محمّد و علی را بسیار دوست داشتیم و نام پسرمان به عشق حضرت محمّد(ص) و مولا علی(ع) ، شد محمّدعلی. ♡
محمّدعلی لحظات تنهایی من را هنگامی که همسرم به ماموریت میرفت و من تنها بودم پر کرد و با او مشغول بودم.
بعداز اینکه پسرمان دوماهه شد خانه مان را عوض کردیم و به جای دیگری رفتیم.
راهمان دور شده بود و بیشتر از قبل حواسش به این بود که هر هفته به پدر و مادرهایمان سر بزنیم.
همیشه به محمّدعلی افتخار میکرد ومیگفت:محمّدعلی روح و روان منه. و میگفت آنقدرخیالم راحت است که من نبودم از پس همه کارها بر می آید. تمام نصیحتها و راهکارهای زندگی را به پسرمان با تمام عشق و دلدادگی یاد داد.
میگفت: مردخانه بعد از من است. تقریبا تمام کارهای تعمیراتی و مردانه را به پسرمان آموخت.
دعا میکرد و میگفت:دست به خاک بزنی طلا بشه. بزرگ باشی با عزّت باشی.به درجات عالی برسی.
✨چنان دعاهای قشنگ و زیبامیکرد واقعا لذت میبردم و بغض میکردم.
جوری دعا میکرد انگار عرش تکان میخورد.
آنقدر با حوصله به بچه ها رسیدگی و بازی میکرد خسته نمیشد.هر چیزی میخواستند برایشان تهیه میکرد گاهی من اعتراض میکردم که هرچیزی را نگیر، میگفت هیچ وقت دلم نمیخواد چیزی دردلشان بماند و نه در کار وحرفش نبود. به من هم تاکید میکرد نه نگویم.و تا جایی که میشود بابچه ها کنار بیاییم و درخواستهایشان را عملی کنم.
آنقدرکه عاشق بچه هایمان بود و رویشان حساس. اجازه نمیداد کسی به آنها کوچکترین حرفی بزنند.
✨محمّدعلی نیز الحق والانصاف تمام تربیتها و نصیحتها و راهکارهای پدر را انجام میدهد.
به بچه ها یاد داد که دست و پیشانی مادر و پدر را بدون هیچ خجالتی باافتخار ببوسند.
محمّدعلی انجام میداد و بقیه بچه ها نیز یاد گرفتند از برادر بزرگترشان.
صحبتها و نصیحتهای پدرانه اش متفاوت و جذاب و دلنشین بود.
حتی دوستان و همکارانش راهم راهکار نشان میداد و به ایشان زنگ میزدند و راهکار میخواستند.
شب تولد پسرمان مصادف شد با روز شهادت پدرش. و عکس سلفی خودشان را متفاوت تر از همیشه گرفتند.
فرصت نشد کادوهای تولد را به محمّدعلی بدهیم و جشن و شام تولدش جور دیگر شد . 🖤
🔖ادامه دارد....
#سردار_شهید_حسین_محمّدی
#حاج_حسام
#شهید_راه_قدس
#شهید_المقاومة
#وعده_صادق
╭┈─── 🚩🚩🚩
╰─┈➤ @Sardar_shahid_hossein_mohammdi🌷🇮🇷
"بسم رَبِّ الشُهَداء وَ الصِّديقين "
🥀#سيره_زندگی_شهید
#بیوگرافی سردارشهیدمدافع حرم حسین محمدی
#بخش_ششم
🍃پدر عزیزم ازکودکی به ما یاد داده بود که وقت طلاست و هیچ موقع به بطالت نگذرانیم. هرطورکه شده به طرق مختلف: کتاب بخوانیم، ذکربگوییم، قرآن بخوانیم .
🍃حتی درماشین که نشسته بودیم خیلی جذاب از ما میخواست به نیت یک معصوم وبادلخواه وانتخاب خودمان صلوات بفرستیم.
☘ما هم به ائمه اطهار شهدای کربلا ، مادر های ائمه ، صلوات میفرستادیم حتی با نوا و آهنگ جدید. در آخر به منزل که میرسیدیم جایزه داشتیم و اول تک تک ما را میبوسیدو بعد درحد توان خودش جایزه میداد. ما هم بسیار لذت میبردیم و خوشحال میشدیم. در مسائل عقیدتی و مذهبی آنقدر جذابیت برایمان ایجاد کرده بود که همیشه مشتاق بودیم. ( اسم هر ائمه که می آمد کلی جانم جانم میگفت گاهی گریه می افتاد و با ما همنوا میشدبرای صلوات).
🌷روحت شاد و درجاتت بالاوعالیتر پدر مؤمن و مهربان ما🌷
#صلوات #ائمه_اطهار
╭┈─── 🦋🌷🦋
╰─┈➤ @Sardar_shahid_hossein_mohammdi🌷🇮🇷
🌕💫🌕💫🌕💫
#سیره_زندگی_شهید
یادش بخیر اولین پنج شنبه رجب ؛ جمعه و شنبه را روزه بودیم همگی هرسال و مخصوصا پارسال. بچه ها که روزه میگرفتند جایزه خوبی از بابا داشتند. مطهره و محمدحسن هم پارسال روزه گرفتند و جایزه خیلی خوبی از بابا گرفتند ...
در شب لیلة الرغائب ۶ رجب بود کنارحرم خانم رقیه سلام الله بعد از نماز جماعت مغرب و عشا افطار کوچکی کردیم و شهیدمحمدی گفتندمیروم کنار ضریح نمازم رامیخونم نمازشب ليلة الرغائب را....
موقع برگشتن به منزلمان در ماشین گفت نصف نماز را نشسته خواندم بسیار کمر و پاهایم درد میکرد.
همونجا کنار خانم در شب آرزوها حاجتش راگرفت و دو روز بعد، صبح شنبه ۸ رجب با زبان روزه پرواز کرد به اعلی علیین و عندربهم یرزقون شد. و خداوند را دید ودر آغوش گرفت. شب قبل از شهادت تا صبح درمورد لن ترانی حضرت موسی صحبت کرد و خودش صبح ترانی خداوند را شنید و خداوند را مشاهده کرد.*( آیه ۱۴۳ سوره اعراف)*
به دستور ودست مستقیم اشق الاشقیا اسرائیل قاصب کودک کش با ۸ موشک ترور و به آرزویش رسید. و شد حسین شهادت .
همیشه ماه رجب راخیلی دوست داشت ومیگفت خوش بحال هرکس که درماه رجب به رحمت خدا برود چون برکات زیادی در رجب هست خدا او را آمرزیده. . ماه درخشان و سنگین و پرفضیلت خداست ماه امام علی امیرالمؤمنین است.
خوش به سعادتش که دررجب رفت آنهم با شهادت .سه روز روزه با فضیلت و پر ثواب را گرفت و از نهرِ، از شیر سفیدتر و از عسل شیرینتر نوش جان کرد. ۵روزقبل از ولادت حضرت علی (ع) هم به قربانش رفت. ومهمان امیرالمؤمنین شد در روز پدر🌷
#سردار_شهید_حسین_محمدی
#شهید_القدس #مدافع_حرم
#حسین_شهادت #حاج_حسام
#رجب
┏━━━━━━━━🌺🍃━┓
@Sardar_shahid_hossein_mohammdi🌷🇮🇷
🕊✨🕊
🌙شب قدر و سیره زندگی شهدا
هر موقع شب قدرکه میشد رسم داشتیم هر کدام یک صفحه از قرآن رابازمیکردیم وتفأل میزدیم که خداوند برای شب قدر و سالمون چه تقدیری زده؟
امسال هم به قرآن و هم به نهج البلاغه زدیم. نهج البلاغه خطبه ۱۸۲ آمد قسمت یاد یاران شهید...
#سیره_زندگی_شهید
#شهید_راه_قدس #مدافع_حرم
#سردار_شهید_حسین_محمدی
@Sardar_shahid_hossein_mohammdi🏴🕊
🕊⚘️🕊⚘️🕊⚘️🕊
⚘️شهادت یک مقام معنویی است که با محاسبه و مراقبه دقیق بدست می آید اصل شهادت همان مقام معنویی است که با شهادت ظاهری، آن مقام معنویی متجلی می شود.
میدان معنویت، میدانی است که در آن، انسانها میتوانند از مواهب و الطاف الهی بهرهمند شوند. پس در همین دنیا، انسان میتواند خودش را در سطحی از معنویت قرار دهد که رنگ و بوی الهی بگیرد.
⚘️شهدا قبل از شهادتشان، به درجهای میرسند که مشمول لطف قرار میگیرند؛ بنابراین قبل از شهادت و در همین دنیا، عملکردشان و حتی نگاه آنان معنوی و از روی حساب است. به این معنا که کاری که مورد رضای الهی نباشد، انجام نمیدهند. همه حرکاتشان رنگ و بوی الهی دارد و در رفتارشان، هوا و هوس راهی ندارد.
🌹به تعبیر شهید حاج ابراهیم همّت توجه کنیم که می گویند «برای اینکه خداوند لطفش و آمرزشش شامل حال ما شود، باید اخلاص داشته باشیم و برای اینکه ما اخلاص داشته باشیم، سرمایه میخواهد که باید از همه چیزمان بگذریم و برای اینکه از همه چیزمان بگذریم باید شبانه روز، دلمان و وجودمان و همه چیزمان با خدا باشد. اینقدر پاک باشیم که خدا از ما راضی شود.»
🌹وبه نقل از شهید حسین محمدی:
وصیت میکنم که همواره در راه جهاد با نفس اماره کوشا باشید،زیرا که دوری جستن از آن، نزدیک شدن به خدا را به همراه دارد و همانا تعصی جستن به پیامبر و ائمه اطهار بهترین راه برای رسیدن به قرب الهی است.
#سیره_زندگی_شهید #شهید_القدس #مدافع_حرم #حسین_شهادت #سردار_شهید_حسین_محمدی #حاج_حسام
┏━━━━━━━━🌺🍃━┓
@Sardar_shahid_hossein_mohammdi🌷🇮🇷
بِسمِ رَبّ الشُّهدا وَ الصِّدّیقین
#سیره_زندگی_شهید_حسین_محمّدی
#بیوگرافی سردارشهیدالقدس حسین محمّدی
#بخش_شانزدهم
راوی:همسرشهید
🔷️سالهاگذشت و با توسل به امام حسن(ع) قصد کردیم اینبار فرزندمان اگرپسرشد به نام محمدحسن بگذاریم. وخداوند عنایت وتوجه کرد و محمدحسن را به ماهدیه داد.
شهیدحسین بسیار امام حسنی بود وباعشق به ایشان نام پسرمان را انتخاب کرد. درایام محرم هنگام سینه زنی همراه جمع که حسین حسین میگفتند ایشان حسن حسین میگفتند و با مشت بسته به سینه میکوبیدند. برای بی زائر بودن و بی مزار بودن امام حسن خیلی گریه میکرد و شعر معروف: من حسینی شده ی دست امام حسنم را میخواندو زمزمه میکرد.
حال ایشان در ایام شهادت و ولادت طور متفاوت تری بود.✨
در تمام ایام ولادت ائمه اطهار حتما شیرینی میگرفت و به خانه می آمد و جشن داشتیم.
همیشه به فرزندانمان میگفت: در کنار حسین حسین(ع) گفتنهاتون حتما حسن(ع) هم بگوئید (حسن حسین) چون امام حسن (ع)از امام حسین(ع) مظلومترن.
💫و با تولد پسر دوممان بسیار زندگیمان تغییر ویژه ایی کرد چنان عشق وعلاقه بزرگی بینشان بودکه همه متوجه این عشق حسن وحسین ما هم شده بودند.
دلبسته و واله و شیدای هم بودند آنقدر باحوصله ومهربانی وعشق تمام با همه بچه ها مخصوصا محمدحسن که شلوغ و پرتحرک و هیجانی بود بازی میکرد و وقت میگذاشت خسته نمیشد وبرعکس تمام خستگیهای بیرون را فراموش میکرد.
🌟محمدحسن را بانامهای متفاوتی صدامیزد[(حاج حسن، حسن آقا، داداش حسن، حسّونی(به زبان عربی به حسن میگویند).
ازحق نگذریم محمدحسن هم بسیار بچه ی شیرین و خوش سخنی بود. فضای خانه و زندگی بسیار تغییر بزرگی کردو شادترشد فرزندان بزرگتر خیلی دوستش داشتند .
🚛هرمدل ماشین اسباب بازی که بود درخانه ما وجودداشت چون عاشق ماشین بود و تا میگفت بابا ماشین میخوام- بدون هیچ تعللی تهیه میکرد. برای ایام خاص ،تولدهاو غیر مراسم.
🥇 شهید حسین میگفت: هیچ وقت دوست ندارم بچه هاچیزی ازم بخوان و براشون نگیرم نه درکارمن نیست. دلم نمیخواد در دلشون چیزی بمونه.
🌴شهیدحسین درسال ۹۴ قراربراین شد به سوریه سفرکنند محمدحسن ۱ ساله بود روزوشب گریه میکرد بخاطر بچه ها مخصوصا محمدحسن. که اگر من برم و شهید بشم محمدحسن نابودمیشه از نبودن من.
🥀چندسال گذشت ودر دی ماه ۴۰۲ روزشنبه پدر محمدحسن به شهادت رسید. و بعدازشنیدن خبرشهادت پدر ، 🌼محمدحسن اولین سخنی که بابغض بزرگ گفت؛ که مامان امروز شنبه اس کاش با بابا بودم باهم شهید میشدیم.چرامنونبرد؟
[( چون شنبه ها درسوریه مدرسه تعطیل بود گاهی محمدحسن با پدرش به محل کار ایشان میرفت.)]
🌹برای صبر دل فرزندان شهدا صلوات.
#شهید_القدس #مدافع_حرم #حاج_حسام #حسین_شهادت #سردار_شهید_حسین_محمدی
#سیره_زندگی_شهید #محمد_حسن
┏━━━━━━━━🌺🍃━┓
@Sardar_shahid_hossein_mohammdi🌷🇮🇷
┄┅┅┅┅┄❅💠❅┄┅┅┅┅┄