مثل هر شب پک به قلیان میزنم
آتشی بر جسم بی جان میزنم
از گرانی چون به تنگ آمد دلم
همسرم را در خیابان میزنم
میشوم شرمنده از روی عیال
غمبرک در کنج ایوان میزنم
فرق من با آن بزرگ شهر چیست؟
من چرا سگ دو بدین سان میزنم؟
از برای لقمه ای نان حلال
دست و پا با چشم گریان میزنم؟
مال مردم خورده یا ارث پدر؟
شایدم من زر فراوان میزنم
دست ما کوتاه و خرما برنخیل
بی سبب تهمت به ایشان میزنم
در خیالم جای او با حوریان
مینشینم پیک نسیان میزنم
میبُرم امید از مهر خدا
پنجه در چنگال شیطان میزنم
تا بپرسم رمز و راز اختلاس
لاجرم یک سر به تهران میزنم
دربهارستان کمی میچرخمو
دورکی اطراف میدان میزنم
سفره بازو ملتی در خواب ناز
ناخنک با چنگ و دندان میزنم
من ندارم پورش یا شاسی بلند
پول ها را بار پیکان میزنم
مست میگردم از این حال خوشو
تکیه بر جای بزرگان میزنم
من بدون حزب یا اسپانسری
خیمه بر اموال ایران میزنم
چون ندارم منصبی یا دوستی
عاقبت لنگر به زندان میزنم
تا به خود میآیم و سوراخ جیب
میشود پیدا، صد افغان میزنم
نیستم من از قماش این وآن
بیخود حرص پست رندان میزنم
من شکر خوردم که از روی حسد
بر امیران انگ و بهتان میزنم
این گرانی هم گناهش با من است
چون هوای مرغ بریان میزنم
بی گمان از حال خوب آن دوسیب
همسرم را در خیابان میزنم
#معصومه_شاه_حسینی ☘
سرای طنز با تو طنزیم میشه
https://eitaa.com/SatireHall
گویا جناب مکرون، با «اسنپبَک» آمدهاند تا راز بقا را به ما بیاموزند! 🧐 غافل از آنکه ملت ما سالهاست با مدیریت بحران، شغل دوم را اسنپ اختیار کردهاند 😉حالا «اسنپبَک» را فعال کن ببینم، بنزین این شوخی چقدر است! 😉
#گرگزردبرادرشغاله
✍م.م
سرای طنز با تو طنزیم میشه
https://eitaa.com/SatireHall
شیوخ و مفتی و خاخام و اسقف
دبیرکل ، معاون ، خواب ، خرپف
برای مردم مظلوم #غزه
چه کاری کرده ؟ ابراز تاسف
#علیرضا_تیموری|شعر و غزل
سرای طنز با تو طنزیم میشه
https://eitaa.com/SatireHall
مکرون، اسنپ و تدبیر مادرانه!
مادربزرگم، استاد علم اقتصاد عملی، مرا در «اسنپ» ثبت نام کرده! میگم: با دکترا؟! میگه: در اروپا هم همین است، ننه! 🤦♂️
ببین جناب مکرون! شما تازهواردید! اینجا، اروپا نیست که با یک «اسنپبَک» بخواهی ما رو بترسونی! ما از کودکی مفهوم «سگ زرد برادر شغال است» را به عنوان سرفصل اقتصاد مقاومتی آموختهایم!
بفرما! «اسنپبَکُت» رو فعال کن ببینم! شاید «دو شغلهها» را به رسمیت بشناسی!» 😉
✍ م. موحدی
سرای طنز با تو طنزیم میشه
https://eitaa.com/SatireHall
عقل تعطیل؛ ولی حنجره فعال، چرا؟
از خدا نیز تراشیدهای اِشکال، چرا؟
اعتراض است فقط، کار تو از کار خدا
جای شکر این همه گمراهی و اضلال چرا؟
میروی گر به جهنم برو ای بی انصاف
میکِشی خلق خدا را تو به دنبال، چرا
هر کجا شایعهای بود تو باور کردی
پیروی مثل خران از خر دجال چرا
هر زمانی که شکستیم تو فریاد زدی
هر زمانی که شکفتیم، شدی لال چرا
کاسهٔ داغتر از آش هر آشوبی تو
تو بگو داغ کهای، میروی از حال چرا
آی بیچاره که با دشمن ما همنظری
دشمن ماست تو را قبلهٔ آمال، چرا
همه در حسرت ایران عزیزند و تو نه
آه در کار وطن این همه اخلال چرا
#مریم_بسحاق
#ایران_حسین
#ایران_من
@goharshadqom
سرای طنز با تو طنزیم میشه
https://eitaa.com/SatireHall
دیپلماتها: متخصصان «دست داشتن بدون نام»
دیپلماتها موجودات عجیبی هستند.
آنها همیشه دست دارند، اما هرگز اسمشان را رو نمیکنند!
انگار یک «دست نامرئی» استخدام کردهاند که کارهایشان را بکند.
وقتی مشکلی حل میشود، میگویند: «این نتیجه همکاری بود!» (منظور: دست ما بود!)
وقتی خراب میشود: «واقعاً نمیدانیم تقصیر کی بود!» (منظور: اسم نداشتیم که تقصیرمان باشد!)
آنها قهرمانان گمنام حوادث هستند… یا شاید هم متهمان گمنام!
در نهایت، دیپلمات یعنی: «قدرتی که نام ندارد، چون نامش برایش دردسر میشود!»
✍ زینب صفایی
سرای طنز با تو طنزیم میشه
https://eitaa.com/SatireHall