.
زبانِ رسمی اهلِ طریقت است سکوت سکوت حرف کمی نیست، عین سوگند است!
.
کاش میشد خیلی چیزها رو یادم بره ، هر دفعه که یهویی یادشون میفتم از اول ناراحت میشم .
.
بیتِ آشفتهایَم در غزلی ناموزون
میل دارم که ردیفی بدهد پایانم ..
.
گوش کن با لبِ خاموش سخن میگویم
پاسخم گو به نگاهی که زبانِ من و توست .
.
پلکی زديم و وقتِ خداحافظی رسيد
ساعت برای با تو نشستن حسود بود ...
.
از کوشش بیهودهی خود دست کشیدم
در بستر مرداب چه حاجت به تکاپوست .
.
شبیهِ بغض نوزادی که ساعت هاست میگرید پُر از حرفم کسی اما زبانم را نمی فهمد ..